پیشنهادهای صمد توحیدی(شهرام) (٣,٣٨٤)
" دل یافت. دل یافت ها. دل یافته. دل یافته ها ":الهام.
" خود سرکش ":نفس اماره. " خود سرزنش ":نفس لوامه. " خود یافتش ":نفس ملهمه. " خود ساختش ":نفس مطمئنه.
" کارکرده . فرسوده. کهنه . دست دوم ":مستعمل.
" زاد روز ":تولد. متولد. " مُرد روز ":توفی. متوفی. " زادهء ": متولد. " درگذشتهء ":متوفی.
" آیین سودیابی ":مکتب فایده ( استفاده ) . دفع الضرر و کسب المنفعه:" زیان زدایی و سودیابی ". آیین سود یابی و زیان زدایی برای همگان هست در همهء رشته ...
قفا نبک من ذکری حبیب و منزل. . . . ایستاده می گرییم به یاد یار و دیار . . . . . . گویا واژهء قفا حال باشد قفاً نبک من ذکر ی حبیب و منزل. بسقط اللو ...
" زمان آویزان. زمان آویخته. آویزگاه. آویخت گاه . گاه آویخته. گاه آویزان . وقت آویزان. وقت آویخته . آویختگاه. آویزگاه . آویزانه. آویختانه. زماناویز. ز ...
" برخورد نگرها. برخورد نگرش ها ":تضارب آرا.
" برخورد رای ها. برخورد دیدها. برخورد دیدگاه ها ":تضارب آرا.
" ( زی. زییِّ. گِرِی. لری ) . تند. باشتاب. دردم. بیدرنگ. درجا. تا بگویی خداش. برقی. چونان برق. یکدَم. نه ایستی. نمانی. نماند. نه ایست ":فوری.
تن تنانی: تن رنجانی.
تن آسا:تن رنج . تناسایی:تن رنجایی. تناسا:تن رنجا. تناسان: تن رنجان. تن پرور=تن آسان. تن آسانی=تن پروری. تن آسان: تن رنجان.
" آرامشی. آسایشی. آرامش خواه. آسایس خواه. آرامش پذیر. آسایش پذیر. آرامش دوست. آسایش دوست. آسای آسا. آسایش آسا. آرامش دوست. آرام آسا. آرایش گرا. آسایش ...
" جاخواه. جایجو. جاجو. رتبه خواه. بالاخواه. بالاجو. ولاخواه. والاجو. والاجوی. بالا نشین. بالخواه. والاخواه. والاخواهی. بالاخواهی. " :جاه طلب.
" آسودگی خواه. آسایش خواه. آسود. آسوده. آسودا. آسایشی ":راحت طلب.
پیشه ها به روند در همهء رشته ها به روند امروزی رسیده اند؛ در دانستنیهای چهار گانهء دانشها فرزانشها آیینها ورازوریها و کم کم در نمودارهای تمدنی به امر ...
" کَلَنجار " :دیالکتیک ( کشمکش ) .
" باز بینی بِینَما . بازنگری بِینَما ":ویدیو چلنج.
" رسنها. . پیوندها. درها. سازها. برگها. ساز و برگها. ابزارها. مایه ها ":اسباب تقدیم.
" پیش فرست ":تقدیم.
" پیش داشت. پیش انداخت. پیش کش ":تقدیم.
مجلس خبرگان رهبری:" همایش سنای رهبری ".
فرخنده. آزاده. گرامی. نیک. خوش. خوشبخت:اسعداللهُ ایامَکم؛ روزهایتان؛ گرامی. فرخنده. گرامی. نیک. آزاده. خوش. خوشبخت. شاد. شادمان. رها. رستگا ...
" روزهای خدا ":ایام الله. " روز خدا ":یوم الله.
کار. کارش. بار. بارش. کارش و بارش. برخوردش. سرش. سامانس. سرش و سامان. برخوردش. نهادش. نهادینگی. باز خورد. بازخوردش. برخورد . برخوردش. برخوردس و بازخو ...
" سبک. برخورد ":وضع موجود.
نهاد کنونی. سامان کنونی. سر و سامان کنونی. روند کنونی. راه کنونی. رسم کنونی . راه و رسم کنونی. ترز کنونی. برخورد کنونی. کنش کنونی. واکنش کنونی. کنش و ...
" نسخه پایه و اصلی ویا نسخه واره " :نسخه ها.
" دستا. دستیانه. دستیانگی. دستیانه ورزی گری. گرا . گروی. دستکرد. دستکردی. دستکردیانه. دستکردیانه. دستکردوری. مند. هایشان ":تایید.
دستا.
"بانیرویش. نیرویشمند. نیرویشمندانه. نیزویشور. نیرویشورز. نیرویشورزانه:نیرویشمندنگی . نیرویشمندانه گی وار ناک هایشان. ":energetically.
" رزم انداز. رزمنداز. پیکارنداز. پیکارندازی. جنگانداز. جنگ اندازان. پیکارنداز. پیکارندازانه گر ورزیهایشان ":حرب.
جنگاور. جنگجو. جنگافربن. جنگ آفرین. جنگی. جنگینه. جنگانه. جنگایین. جنگ آیین. رزماور. زرم آور. جنگمند. جنگ کن. رزم کن. رزمورز. رزمورزی. رزمورزانه رزم ...
جنگاور.
" یکّه. یکش. تکّه. تکش. همّه . همّش ":فراکسیون.
" سخن درست پاسخ ندارد. سخن راست پاسخ ندارد. سخن درستین پاسخ ندارد. سخن راستین پاسخ ندارد: " حرف حق جواب ندارد.
باداباد جو. بادا باد جویی . باداباد پذیر:ماجرا جو. ماجرا پذیر. بادابادپذیری. ریس جو . ریسک پویر.
" باداباد جو ":ماجراجو. ریسک.
" جنگاور دلیر ":" burberry .
هر چامه که شهرام سراید گویند. ص. شهرام.
زجور یا پری روی دوستان فریاد. نمی توان از دور نیک داشت شقایق را. زیار و خوبی یادش نمی توان پرهیخت. چسان توان زدور نیک داست زنبق را. به بوی گل به ...
نسخه گر. نسخه گرا. :نسخه شناس. نسخه دان. نسخه خوان. نسخه یاب. نسخه پرداز. نسخه فروش. نسخه خر. نسخه دوز. نسخه آموز. نسخه اندوز. نسخه قاب. نسخه ساب. نس ...
" نوشتگر . نویسگر ":خطاط.
" تاب کسی را ناتاب کردن ":طاقت کسی را طاقت کردن.
" تاب فرسا ":طاقت فرسا.
" آفرین، با آرامش و آسانش که برای مهمان به کار می رود ":مرحبااهلاً و سهلاً:مرحباً آتیتَ به مکانِِ اهلاً و آتیتَ به مکانِِ سهلاً. آفرین آمدی به جایی خ ...
آینده کامل. آینده. آیند. آیندگی. آیندش. آیندک. آیندی. آیا. آیایش. آیایه. آیایی. آیایی. آیای. آیوی. آیوش. آییش. آیی. آیوی. آییی. آیدایی. آیدایش. آیدا ...
آیندهء کامل. آینده. آیند. آیندگی. آیندش. آیندک. آیندی. آیا. آیایش.
متن شناسی هنگامی نوشته میشود که جامعه نیازی به پرسش های پیرامون آنچه در روزگارش به دست می آید نداشته باشد ودر زمانهای پورسینا و سهروردی و ملا صدرا نی ...