factorial

/fækˈtɔːriəl//fækˈtɔːriəl/

معنی: فاکتوریل، حاصلضرب اعداد صحیح مثبت، وابسته به عامل یاکارخانه
معانی دیگر: وابسته به عامل
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: factorially (adv.)
• : تعریف: the product of a given series of whole numbers, achieved by multiplying a specific positive integer by all lesser positive integers.

جمله های نمونه

1. Such a scheme has a factorial treatment structure and is very commonly used in biological research.
[ترجمه ترگمان]چنین طرحی یک ساختار درمانی فاکتوریل دارد و عموما در تحقیقات زیستی به کار می رود
[ترجمه گوگل]چنین طرح دارای ساختار درمان فاکتوریل است و معمولا در تحقیقات بیولوژیکی مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A single factorial experiment was conducted to develop a method of ripening and softening fresh berries of pepper ( Pipper nigrum Linnaeus) by using Ethephon.
[ترجمه ترگمان]یک آزمایش فاکتوریل جزئی برای تهیه روشی برای رسیدن و نرم کردن میوه های تازه از فلفل (Pipper nigrum لینه)با استفاده از Ethephon انجام شد
[ترجمه گوگل]یک آزمایش فاکتوریل به منظور تهیه یک روش تهیه و تسکین توت های تازه فلفل (Pipper nigrum Linnaeus) با استفاده از اتفون انجام شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Given that everyone else uses factorial, we'll use a simpler recursive function that sums up a sequence.
[ترجمه ترگمان]با توجه به اینکه هر کس دیگری از فاکتوریل استفاده می کند، از یک تابع بازگشتی ساده استفاده می کنیم که یک توالی را خلاصه می کند
[ترجمه گوگل]با توجه به اینکه هر کس دیگری از فاکتوریل استفاده می کند، از یک تابع بازگشتی ساده تر استفاده می کنیم که توالی را جمع می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This limits greatly the possible range of your factorial function.
[ترجمه ترگمان]این محدوده تا حد زیادی محدوده احتمالی تابع فاکتوریل شما را محدود می کند
[ترجمه گوگل]این امر تا حد زیادی محدوده احتمالی عملکرد فاکتوریل را محدود می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Productive factorial resource consists of field resource, technology resource, financial resource, management resource and human resource.
[ترجمه ترگمان]منابع فاکتوریل سازنده شامل منابع می دانی، منابع فن آوری، منابع مالی، منابع مدیریتی و منابع انسانی است
[ترجمه گوگل]منابع فاکتوریل تولیدی شامل منابع میدانی، منابع تکنولوژیکی، منابع مالی، منابع مدیریتی و منابع انسانی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Objective To explore statistical approaches to analyzing factorial designed repeated measurement data.
[ترجمه ترگمان]هدف بررسی رویکردهای آماری برای تحلیل فاکتوریل که داده های اندازه گیری تکرار شده را طراحی کرده اند
[ترجمه گوگل]هدف بررسی رویکردهای آماری برای تحلیل داده های اندازه گیری تکراری فاکتوریل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. By means of Factorial Moments ( FM ), the long range co relations embed in gait are investigated.
[ترجمه ترگمان]با استفاده از Factorial لحظات (FM)، دامنه بلند مدت مشارکت در راه رفتن مورد بررسی قرار می گیرد
[ترجمه گوگل]با استفاده از لحظات فاکتوریل (FM) روابط همجوشی همجنس گرا در گشت و گذار بررسی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. For fractional factorial designs, indicates which effects are aliased with one another.
[ترجمه ترگمان]برای طراحی فاکتوریل جزئی، نشان می دهد که کدام اثرات با هم مقایسه می شوند
[ترجمه گوگل]برای طرح های فاکتوریل کسری، نشان می دهد که کدام اثرات با یکدیگر متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. We did the factorial function earlier and it's the product of a number and the factorial of that number minus one.
[ترجمه ترگمان]ما قبلا تابع فاکتوریل را انجام دادیم و این محصول یک عدد و فاکتوریل عدد منفی است
[ترجمه گوگل]ما تابع فاکتور را قبل از آن انجام دادیم و محصول یک عدد و فاکتوریل آن عدد منهای یک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Polyvinyl Chloride(PVC); Factorial Experimental Design; Torque Rheometer; Differential Scanning Calorimeter(DSC); Heat of Fusion.
[ترجمه ترگمان]polyvinyl کلرید (PVC)؛ طراحی آزمایش Factorial؛ اسکن دیفرانسیلی (DSC)؛ حرارت تلفیقی
[ترجمه گوگل]پلی وینیل کلراید (PVC)؛ طراحی تجربی فاکتوریل؛ گشتاور رمومتر؛ Calorimeter اسکن دیفرانسیل (DSC)؛ حرارت فیوژن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. There are a few features of this factorial function that are interesting.
[ترجمه ترگمان]چند ویژگی از این تابع فاکتوریل وجود دارد که جالب هستند
[ترجمه گوگل]چند ویژگی این تابع فاکتوریل وجود دارد که جالب هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Factorial design was utilized to optimize the process.
[ترجمه ترگمان]طراحی Factorial برای بهینه سازی فرآیند بکار گرفته شد
[ترجمه گوگل]طراحی فاکتوریل برای بهینه سازی فرآیند مورد استفاده قرار گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The extension Multi - factorial Evaluation method is utilized to assess the Urban Economy Sustainable Development.
[ترجمه ترگمان]برای ارزیابی توسعه پایدار اقتصاد شهری از روش ارزیابی چند فاکتوریل استفاده شده است
[ترجمه گوگل]روش ارزیابی چند فاکتوریل به منظور ارزیابی توسعه پایدار اقتصاد شهری مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. After computing the factorial, you now want to print it out using printf.
[ترجمه ترگمان]پس از محاسبه فاکتوریل، حالا می خواهید آن را با استفاده از printf چاپ کنید
[ترجمه گوگل]پس از محاسبه فاکتوریل، اکنون می خواهید آن را با استفاده از printf چاپ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Table 1 The extrudate's experimental results of the factorial experiment.
[ترجمه ترگمان]جدول ۱ نتایج تجربی extrudate از آزمایش فاکتوریل را نشان می دهد
[ترجمه گوگل]جدول 1 نتایج آزمایشی اکسترودت آزمایش فاکتوریل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

فاکتوریل (صفت)
factorial

حاصلضرب اعداد صحیح مثبت (صفت)
factorial

وابسته به عامل یاکارخانه (صفت)
factorial

تخصصی

[کامپیوتر] فاکتوریل حاصل ضرب تمام اعداد صحیح، از 1 تا یک عدد مشخص . فاکتوریل عدد n به وسیله ی عالمت ! بیان می شود - فاکتوریل
[ریاضیات] فاکتوریل
[آمار] عاملی

به انگلیسی

• total of an integer when multiplied by all lower positive integers (mathematics)
of factorials, of the total of an integer when multiplied by all lower positive integers (mathematics); of a factor or factors (mathematics); of an agent; of a factory

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما