پیشنهادهای صمد توحیدی (٢,١٥١)
" آبران ": ترانزیت دریایی .
": زورفن. زورفنی. فنزور. توپازورفن. زورفن توپا. توپازورفن. توپافنزور. توپای زورفنی. توپای فنزوری ": فوتبال قدرت و تکنیک.
" سندی بُرّا. سندی بُرّشدار. سندی برُّنده":سندی قاطع.
گزارش روزگاهی # گزارش شبگاهی. خبر صبحگاهی # خبر شامگاهی. گزارش بامدادی # گزارش شامگاهی. گزارش شبانه # گزارش روزانه.
" مسلح ": " چشم ناابزاریده. ناابزاریده چشم ": چشم غیر مسلح .
" چشم": " چشم ناابزار. چشم بی ابزار. ناابزار چشم. بی ابزار چشم ": چشم غیر مسلح.
کهن کاهن دیر شهر کهن. ز بگذشته ها باز گوید سخن. جوانان فرا گوش دارند آن. ز آموزه گان یا از آن باستان. سراسر روند همه این بود. به رشک و به آیین و ...
" نو آرمانشهر # نو کاربرد شهر .
آرمانشهر شهر ؛ کارگردانیِ ۱_ تکایه ۲_دیواره ۳_ همایه بر پایهء ۱_ سیاست شناسی ۲_فرهنگ شناسی ۳_ سرمایه شناسی در دانستنی های چهارگانهء۱_ دانشها ۲_ فرزان ...
تندرو سُنگ رو. کندرو. در گزینش ها در سیاست و دیگر چیزها. سُنگ رو را به جای میانه رو به کار برده ام
بنگر که چگونه نقش خود بازی کرد. آنی که کلاه خویش را قاضی کرد. چندی به روند خویش آسودی تا. نقشی که نمود تا که خود رازی کرد. شهرام. ص.
" گذر بانک ": عابر بانک .
باور و عقیده در پنداشت و دریافت یکی هستند باور فارسی و عقیده تازی است. باور و عقیدهء به خدا و عقیده و باور نداشتن به خدا. هر چند در پنداشتها ودریافت ...
" آیین ": به دین و آیینهای دیگر مانند رسمها و ادبیات و دیگر رشته ها که هر کدام آیین خودرا دارند به کار گرفته گردد. باآنکه؛ باور به باوردینی گفته می ...
۱_آیینهای ادبی. ۲_ سبکهای ادبی. ۳_مکتبهای ادبی. ۴_روشهای ادبی. ۵_روندهای ادبی. ۶_نمودهای ادبی. ۷_نمادهای ادبی. ۸_نمودارهای ادبی. ۹_نمونه های ...
" ویژیست ": متخصص. ویژستار. ویژان. ویژانا. ویژانه. ویژانیت. ویژانش. ویژانگر. ویژانگری. ویژانگرا. ویژاندروید. ویژانگرویت. ویژانگرایش. ویژانکر. ویژان ...
" ناترسناک. ناترسناکانه. ناترس. ناترسمند. ناترسمندانه. ناترسمندانگی، وار، مندانه، گی، وار ": بی مهابا . بی ترس. بیترسانه. بیترسناک. بیترسایه. بی ترسا ...
" ناپنداشت. نادریافت. نامعنی ": بی معنی ".
با جان بجنگید که نان را به کف آرید. بنگر که به هر کار که باشد به چه کارید. وارونه نباید بنمود نقشهء ره را. دیواره تکایه و همایه نیک دارید. شهرا ...
" بیهوده. بیخود. بی معنی. ول. غور. غور و لند ": absurd .
" محال بودن تحصیل حاصل ": نشدنی بودن آموزش آموخته.
ناشو است. ناشوست. نشدنی است. ناشودنی است. نشد است":محال.
معطل؛ ول ول است. ولِ ول است. ول ایستاده است. ول است. ول میگرده. ول رها است ( ول رهاست ) . ول آزاد است. ول را است. ول مانده است. ول رانده است. ول باش ...
" با بند سو گند ": با قید قسم .
" سربست ": تخمین .
" نزدیک ": تقریب.
" لایی. لاپا. لای پا. میانپا. بینپا. دَرپا ": دریبل .
" داشتن سِمَت ": حفظ سمت . " با داشتن سِمَت ": باحفظ سمَت .
" نِفت ": عاج فیل و برخی جانوران مانند گراز را گویند.
" دریافت و نمود ": کشف و شهود . " دریافت ": کشف . " نمود ": شهود .
" هوازده ": جَوّزَده .
" پنداشت ( دریافت ) رونمایی در فرزانش ": معنی برهان در فلسفه . دریافت ( پنداشت ) رونمایی در فرزانش. رونماییِ فرزانگان":برهان فرزانگان. " رونمای ف ...
" رُک ": بُرهان. " رُ ک ها ": برهان ها . " پوست کَندها ": برهان ها . " روکُنش": برهان . " روکُنشها ": بُرهانها .
" رونماییها ": برهان ها .
" رونما ": برهان . " رونمایی ": برهان. " رونمایش":برهان. " روکرد ": برهان. " روکردن ": برهان . روکرد ( ها ) = برهان ( ها ) . برهان=برهنگی. بَ ...
" درویشی تاریخیگری ": فقر تاریخیگری . درویشیت تاریخی. درویشیت تاریخیگری. درویشیگر تاریخی. درویشگیری تاریخی. درویشیگر تاریخیگری. درویشیگری تاریخ ...
" هَمایهء باز و دشمنان آن . دیوارهء باز و دشمنانش. تکایهء باز و دشمنانش": جامعهء باز و دشمنانش . همایه ( ۱ ) : جامعه. دیواره : خانواده. تکایه : ...
" دیباچهءایستاها ": تمهیدالقواعد . " دیباچهء ایستا ": تمهیدالقاعده . آمادش ایستاها ": تمهید القواعد. آمادش ایستا ": تمهیدالقاعده. آمادگی ایستاها ...
" کاردرستی در خور ": تمهیدات لازم . دیباچه سازی در خور. دیباچه مندی. دیباچه مان. دیباچه مانی. دیباچه خوانی. دیباچه خوان. دیباچک. دیباچش. دیباچشک. د ...
آمادگی درخور. آمادگی شایست. آمادگی بایست. آمادگی شایسته. آمادگی بایسته. آمادش. آمادشیت. آمادشا. آمادشایی. آمادشاییت. آمادشی. آمادشوَر. آمادشوَری. آما ...
در خیابان و در راه در کار رانندگی و پشت فرمان هستی و آیین نامه و تابلوهای آن و نشانهای آن همه جا هستند با اینهمه سرایندگی کمتر مانند آیین نامه و راه ...
" پیش نیاز. آمادگی. آمادش ": تمهیدات .
" دویانه های نظامی گنجوی": مثنویهای نظامی گنجوی. " دویانه های سنایی ": مثنویهای سنایی .
" کجاوه ": به لری و لکی تَلمیت بروزن تسبیح است.
" تَرم بر وزن شَرم ": تابوت به لری و لکی ( هر چند تابوت را به لکی و لری تاویت هم می گویند ) .
" کمانه ": ابطال . کمانه پذیر ": ابطال پذیر. و؛ " گمانه ": حدس . " گمانه پذیر ": حدس پذیر. " گمانه ها و کمانه ها ": حدسها و ابطالها . " ابطالها ...
علم؛ " فرزانش نزدیک ": علم حضوری. " فرزانش نانزدیک ": علم حصولی. " دانش نزدیک ": علم حصولی. " دانش نانزدیک ": علم حصولی. فلسفهء نزدیک ": علم حضور ...
بنگر که ز واژگان تو سیر شویم. مانندهءدارندهء اکسیر شویم. زین روی به آیین کهن شیر شویم. هم نیز به آیین نوین چیر شویم. شهرام. ص.
خاکم به دهن مگر تو مستی فانکو شهرام. ص.
اخ و لاق.