پیشنهاد‌های صمد توحیدی (٢,١٥١)

بازدید
٢,١٣٦
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

الاخلاق: moral: " ethic ": اخلاق . رفتار=رفتر. رویده=رویژه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

" فرزانش برین ": حکمت اولی .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" foreword " : پیشگفتار.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دیباچه ":perface.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" درآمد ": introduction

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تناقض:نانما#ناتناقض: نانانما. " نانمای آشکار. آشکارا نانما. نانما آشکار. نانما آشکارا. آشکارانه نانما. نانمایی آشکارایی. نانمایانه آشکارانه. آشکارای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وجدان که خداپسندانه بود وجدان است. قانون که خداپسندانه بود چونان است. دینی که خدا پسندانه بوَد ایمان است. هر کس که چنین نماید او انسان است. شهرا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنجا که خرد باشد خدا هم پیداست. هر جا که خدا هست آیین رواست. از دانش و فرزانش و آیین وز راز. هر چیز به جای خود بنگر که به جاست. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر که خود و خلق و خدا میدانیم. بنگر که تمدن را به پیش می رانیم. بنگر به فراوان دانش و بی پایان. بنوشته و هم پژوهش و می خوانیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دین را بنگر که از سوی یزدان است. تفسیر بدش اندر خور شیطان است. تفسیر درست راهبر انسان است. بنگر تو به باورت کدامینشان است. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای دوست بیا که ما به هم خوش باشیم. همواره به هم با خوش و با دش باشیم. هر گز چو نباید بی ازینان گردیم. بایست همی که خاوری هُش باشیم. شهرام. ص. خ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من باشم و چشمان سیاه و مستت. تا هست بوم هستی من از هستت. می شد اگر قلب مرا نیمه کنند. یک آینه می باشد و دیگر عکست. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنگر تو به باورت چنین است و چنان. چون نیک نگر کنی نه این است و نه آن. سوراخ به سنبه هست دستور روا. نه از سوی من و تو خود ز کوی یزدان. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک چند فلاطون را گرامی داریم. یک چند به کانت تا نیچه رو می داریم. از فارابی تاسبزواری خویشیم. زیگار نگر که این چنین درکاریم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می گوی کدامین خود نویس بی نیش است. می گوی کدامین مردمی بی کیش است. بسیارگرایی هنر جامعه است. از فرد و به اجتماع کدام دل ریش است. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

فردی که به دانشوری اش پوی کند. فردی است که کوی عشق را کوی کند. آنک بنمایید کدامین برتر. هرکو که همایش به یک سوی کند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرسش؛ گربهء مسکین اگر پر داشتی. تخم گنجشک از میان برداشتی. سعدی. پاسخ؛ گر نبودی گربه های تیز چنگ. فضلهء گنجشک کردی خاک رنگ. شهرام. ص. *** ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنک مه روزه رفت آوازه دهید. آوازهء بر بط و می تازه دهید. یک پیر خروشید و چو افسون افزود. افسانه کدام است به اندازه دهید. شهرام. ش.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این می که بنوشی و بگویندش ناب. یا می بودش نام و یا نیز شراب. چون دوغ بود گر نبود یار به دست. چون آب بود گر که نباشد مهتاب. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زان می که بود هزار رگ و ریشه بزن. زان می تو کنون بیا و یک شیشه بزن. اینک چو که مردمان فرا میباشند. چون شیر برون آمده از بیشه بزن. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رباعی. آنانکه به گیتی هنر روی کنند. باید که به اشک و خون دل خوی کنند. هر روز ز روز پیش بدتر گردند. هر چند روندِ به و نیکوی کنند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای دوست چگونه دشمنی پیشه کنی. باید که از این روند اندیشه کنی. نیک است که زندگی به نیکی باشد. چون شیر کنام تو دراین بیشه کنی. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینک که رباعی سه هزار یا بیش است. ماننده نوش می بود یانیش است. مانندهء زندگی بود یا بازی. خود مات کدام بود کدامین کیش است. شهرام . ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشکوی تو این بود تویی ماه منی. خورشید به روز و ماه شبهای منی. درکاخ گمانه های خود شادی کن. استاره و آسمان و هم رای منی. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر گرمی ما به راه آینده بود. دلگرمی ما برای پاینده بود. بنگر که کدام راه شاینده بود. سر چشمه کدام است که زاینده بود. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هر فرد به کار آرمان زنده بود. پس نیک و بدش نگاه آینده بود. تا آنکه به خشتی پوزه اش را مالند. اینک بنگر چه راه شاینده بود. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه بخوابند و سپس برخیزند. باید که ز آنچه بدی است پرهیزند. وآنانکه گمان برند نمی خواهند خاست. هرگز که نباید جز به نیک آمیزند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هرگز که کسی به ما ریالی ندهد. یا گر که دهد بی مشت مالی ندهد. گر اینکه بود با گوشمالی ندهد. ای وای اگر به ماه و سالی ندهند. شهرام . ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه به جاودان روندی دارند. از کرده و ناکرده گزندی دارند. آنانکه بدیده یا که نا دیده بوند. بیشک که چرندی و پرندی دارند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای دوست بیا و زندگی از سر گیر. راهی بگزین دانشوری در بر گیر. خواهی که روند زندگی آموزی. آن راه همین است از زمینش برگیر. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چامه. . . چار نرخ بود که زندگی زان باشد. ۱_نرخ فساداست که فراوان باشد. ۲_بهرهء ارز است که ارزان باشد. ۳_نرخ بیکاری که به دوران باشد. ۴_بهرهء پیش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه امید زندگانی دارند . و آنانکه نوید جاودانی دارند. مانند گلابند که در بازارند. مانند گلی بوند در گلزارند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تا زنده بویم قید وبندیم همه. چون مرده بویم همه پندیم همه. در کار همانیم که خندیم همه. هرچند ندانیم که چندیم همه. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ای جان بیا جوانی از سر گیریم. وآن راه جوانی هرچه بهتر گیریم. بنگر که روند روزگاران تند است. این برگهء زندگی به چون زر گیریم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنانکه گناه زندگانی کردند. برنامهء دوزخ جاودانی کردند. اکنون جوان و پیر گردند یکی است. زآن راه که پیدا و نهانی کردند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چامه. . آن روز گذشت که بر همه سر بودیم. وز آنچه نمود و بود برتر بودیم. و امروز فرا را به فرا می یابیم. همواره به راه یار و یاور بودیم. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چامه. آنی که به دانشوری اش روی کند. باید که می ناب در اسبوی کند. تا نوش بود هر آنکه نوشش بادا. نز بهرهء دریوزگیش جوی کند. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چامه. . باید که به جای خویشتن چیره شوی. نی در قفس جهان چو یک سیره شوی. چون دام بود به دست بادش می ده. نی چون فتاده دل به آن خیره شوی. شهرام. ص.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رنسانس است در آن کوش که عالم باشی. ور نه برخویش و به خویشاوند ظالم باشی. از پیایند نگر آنچه که بر ما بگذشت. حالیا چاره نمایی چو که عالم باشی. آرم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" چه درش ": ما فیه .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" دَرَش ": فیه .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" هواپَر . هوادور. هوارو. هواگَردا ": پاراگلایدر .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرود. دگر چه مانده اید که چرخ شتابان است. روند زندگی ما به رای یاران است. اگر چه پا به کنده دست بسته بوند . نگر که گردش چرخ به پای ایشان است. س ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرود. خبرت هست خبر هیچ ز هیچ جایت نیست. یا اگر هست بجز رزمگه آرایت نیست. من نگویم که خبر هیچ ز هیچ چیزت نیست. و آنچه ات هست مگر سنجش آرایت نیست. ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگر که بلبل دستانسرا چامه را تازد. چنانکه جان و روان مهر را نازد. به روز رویداد غبارم به نزد یار سپار. که بی نگار نتوانم به دشت و دریا زد. رُوان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اینک نگر کنید به زیگار مردمان. باشند چو مردها و یا خود بود زنان. زنها به نزد مردها می بوند عزیز. مردان به نزد زنانشان بوده مهربان. یک سرو قد نگاه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" روزی مند ": منعَم . " ناروزی مند ": منعِم .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

" رنگ رنگ. رنگی. رنگ وارنگ. رنگ رنگی. رنگارنگ ": مزخرف .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجرا: انجام نام. انجامگام. انجام کان. انجام پام. انجام بام انجام شام. انجام سام. انجام جام . انجام دام . انجام وام. انجام تام. انجامفام. انجامرام. ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اجرا: انجام رَند. انجام رِندانه. انجام رِند. انجام رَندان گی وار های اینها و آنها.