پیشنهادهای Seyyedalith (٦٩٥)
معادل فارسی �ردیف� به نظرم خوبه.
فکر کنم به معنی کالاهای تبلیغاتی هم هست.
زنده نگه داشتن
با eye معنی چشم برداشتن هم میده.
سوزوندن ( مثلا کربوهیدرات )
برای غذا به معنی ته بندی
غذای دم دستی و ساده در مواقعی که حال نداریم
باور نشدن I can't get over: باورم نمیشه . . .
وول خوردن
به من ربطی نداره / واسه من مهم نیست
already در انتهای جمله برای بیان تاکید یا نشون دادن تعجب به کار میره.
بپا
chief technical officer
تفاوت indoor و indoors: indoor صفت است مثل I lift weights at an indoor gym indoors قید است مثل I excersice indoors
سرای محله
فکر کنم یعنی دست پایین گرفتن
بشمر سه وقتی به شماره ی سه رسیدیم ( یک، دو، سه )
شبیه تا سه نشه بازی نشه. bad things come in threes
بذار سختش نکنیم!
حالا می بینی!
جور دیگری بیان کردن let's put it this way: بذار این جوری بگیم.
in the town
به بالاترین قیمت فروختن
نوعی بازی
روزشماری کردن
تکون خوردن شدید به این ور و اون ور
به نظرم �واجب� ترجمه ی خوبیه. it's imperative to see: دیدنش واجبه [باید دید].
وقتی کسی در جایی حاضر نیست ولی دلش اونجاست
آتیش کردن fire up the car: ماشین رو آتیش کن بریم.
نوه
خلوت و کساد
رو پا
زمان گذاشتن / اختصاص دادن به چیزی
نرم کردن کسی
به طرز وحشتناکی pretty damn good: خیلی خوب
رفتن پای کار
نوشته ها و پلاکاردهای بزرگ در حیاط خانه
بیدار بودن / ماندن
جان کسی را گرفتن
محتویات چیزی را بیرون ریختن
یک چیزی شبیه خواهرخوانده
قبضه کردن it takes over the internet: اینترنت رو قبضه کرده.
راحت
بدون a هم به کار میره.
آمدن
وقتی یه سیاه پوست داره خیلی دری وری میگه استفاده میشه. حاجی بسه دیگه!
Capital punishment
پا پیش گذاشتن
مخالف emotionally
قاطی کردن