live up

پیشنهاد کاربران

به درستی انجام دادن، ( به قول ) عمل کردن
عمل کردن ( به قول ) کامل انجام دادن
تمام و کمال زندگی کردن
برآورده کردن
زنده کردن ( پول )
براورده کردن انتظار
محقق کردن
Live up expectations
برآورده کردن انتظارات
[live up to something]: to be as good as what was expected or promised
همانگونه که وعده داده شده بود یا انتظار می رفت، بودن.
مثلا:
Technology does not always live up to its promise

عمر کردن

از . . . تبعیت کردن، پیروی کردن، ( به قول های خود ) وفادار ماندن
زنده ماندن ، میزان عمر زندگی
پایبند بودن
پایبند ماندن
برآورده کردن، تحقق بخشیدن
به پای چیزی یا کسی رسیدن
The acoustical quality of modern violins doesn’t live up to the quality of the vintage ones.
کیفیت صدایی ویولن های مدرن به پای ویولون های قبلی نمیرسه.
زنده نگه داشتن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما