پیشنهاد‌های محمد عرب دوست (٥١٦)

بازدید
٩٥٥
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در قالب اسم ( noun ) : علایق و در مقابلش : dislikes

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک مثال دیگر: Children will become stressed when they have to run from activity to activity

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

run from … to … و ترکیباتش ( مثلاً run from one thing to another ) اصطلاحی رایج و طبیعی در انگلیسی هست. مثال: وقتی بین دو مکان یا فعالیت استفاده بشه ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت بسیار پرکاربرد: This is not always a positive trend این جمله زمانی استفاده می شود که بخواهید بگویید یک پدیده یا روندی که اغلب فکر می کنند خوب ا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دائما، همه اوقات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

این عبارات همگی برای تعریف درباره گذشته استفاده میشن: In the past, several years ago، Previously, In those days During that period There used to b ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این عبارات همگی برای تعریف درباره گذشته استفاده میشن: In the past, several years ago، Previously, In those days During that period There used to b ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

این عبارات همگی برای تعریف درباره گذشته استفاده میشن: In the past, several years ago، Previously, In those days During that period There used to b ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هنگام بیان استفاده از مسائل مربوط به اینترنت یا شبکه های اجتماعی، معمولا از این فعل به جای Use استفاده میکنن. به عنوان مثال go on social media go on ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

بیان، توضیح، عبارت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظر موافق متضادش میشه point against There are some points for and against this idea

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظر مخالف متضادش میشه point for There are some points for and against this idea

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Go for a walk با بیانی دیگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از عبارت go walking هم میتونید استفاده کنید پیاده روی داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معادل Go running دویدن ( برای ورزش )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دویدن ( برای ورزش، نه چیز دیگر ) میتونید از عبارت go for a run هم استفاده کنید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنیش میشه خود اظهاری اما مفهومش کمی خاصه که توضیح میدم خود اظهاری از این جهت که خودتون باشید. فرض کنید رفتید به یک کلاس رقص و مربی بهتون میگه: سعی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک معنی که کم بهش پرداخته شده: در مقابل، پیش رو There is a long journey before you If two roads open up before you, which one will you choose?

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

رشد فردی، توسعه فردی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Obstacle

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وضعیت ذهنی/روحی She is in a happy state of mind. او در حال و هوای شادی قرار دارد. His state of mind worries me. وضعیت ذهنی او من را نگران می کند.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

رفتن. . . go through → از داخل ( و همینطور از مشکلات و سختی ها ) go across → از عرض go over → از روی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

رفتن. . . go through → از داخل ( و همینطور از سختی ها و مشکلات ) go across → از عرض go over → از روی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رفتن. . . go through → از داخل ( و همینطور از سختی ها و مشکلات ) go across → از عرض go over → از روی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ائتلاف، فدراسیون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اگه به قصد پیدا کردن معنی to sum up این کلمه رو سرچ کردید، معنیش میشه: به طور خلاصه، در مجموع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در انگلیسی غیررسمی یا مخصوصاً در بعضی گویش های محاوره ای ( به خصوص در بریتانیا ) ، sum گاهی به معنی “مقدار” یا “میزان” به کار می ره و نه فقط مجموع ری ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از همه سنین پیر و جوان This game is played by young and old

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مرد هلندی و برای خانم: Dutchwoman

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرگرم کننده، مفرح The party was good fun. مهمانی خیلی سرگرم کننده بود / خیلی خوش گذشت. She is good fun to be with. بودن با او خیلی لذت بخشه / با او ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مسابقات دو تیمه ( مثل فوتبال، بسکتبال، والیبال و کبدی و . . . ) به نیمه زمین که متعلق به هر تیم هست گفته میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شناخته شده در المپیک To get Olympic status for a sport یعنی یک رشته ورزشی حالت المپیکی پیدا کنه ( وارد لیست ورزش های المپیک بشه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

علاوه بر معانی که دوستان اشاره کردن: ثبت کردن، به طور رسمی تثویب کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

دو مفهومی که رایج هست اما در معانی کمتر بهش اشاره میشه زمین بازی ( مثل Football pitch ) توصیف تاریکی شدید ( pitch dark ) : یعنی انقدر تاریکه که مثل ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Obesity=fatness

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دقیقا متضاد عبارت wide selection وقتی میریم فروشگاه یا هر جایی که تنوع اجناس و خدمات نداره، این عبارت به کار میره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با طراحی انحصاری و ویژه ساخت به عنوان مثال وقتی میگیم designer shoes یعنی کفشی که توسط یک طراح مشهور و خبره و معروف از یک برند خاص طراحی و ساخته شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یه زمانی. . . ( گذشته )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

Outskirts:یعنی “لبه ها یا حومه های شهر”؛ هنوز به شهر نزدیکه و بخشی از آن حساب می شه. Countryside:یعنی “مناطق روستایی و طبیعی خارج از شهر”؛ معمولاً د ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

علاوه بر لباس شنا، به لباسی که موقع حمام آفتاب میپوشن هم میگن. که البته جدیدا فرقی بینشون نیست : ) )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

Shopping Center: مجموعه ای از مغازه ها و فروشگاه های مختلف، هر کدام با مدیریت جدا. ( در ایران مثل پالادیوم، ایران مال، تیراژه ) Department Store: یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Shopping Center: مجموعه ای از مغازه ها و فروشگاه های مختلف، هر کدام با مدیریت جدا. ( در ایران مثل پالادیوم، ایران مال، تیراژه ) Department Store: یک ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ساعات کاری طولانی تر تا دیروقت The supermarket has late opening hours on Fridays

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت دو معنی داره معنی اول که همه میدونیم و مصدر هست: خرید ( عمل خرید کردن ) معنی دوم: اقلام خریداری شده. دقیقا همان عبارتی که در فارسی هم میگی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تاناکورا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوعی از بازارها که عموما دستفروش ها در آن فعالیت دارند همان street market

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توجه داشته باشید که اگر این لغت رو به صورت پراجیوس تلفظ کنیم، معنی اسم ( محصولات ) می دهد با تلفظ پرودیوس، معنی تولید کردن ( فعل ) میدهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

source بیشتر روی نقطه شروع، منشأ یا اصل یک چیز تاکید دارد. resource به چیزهایی اطلاق می شود که به ما کمک می کنند یا در دسترس ما هستند تا کاری انجام ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

source بیشتر روی نقطه شروع، منشأ یا اصل یک چیز تاکید دارد. resource به چیزهایی اطلاق می شود که به ما کمک می کنند یا در دسترس ما هستند تا کاری انجام ...