obesity

/oʊˈbiːsɪti//əʊˈbiːsɪti/

معنی: فربهی، مرض چاقی
معانی دیگر: مر­ چاقی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the condition of being obese.

- Obesity has become a serious health problem, especially as many of those who are seriously overweight are children.
[ترجمه گوگل] چاقی به یک مشکل جدی برای سلامتی تبدیل شده است، به خصوص که بسیاری از کسانی که به طور جدی اضافه وزن دارند، کودکان هستند
[ترجمه ترگمان] چاقی به یک مشکل جدی سلامتی تبدیل شده است، به خصوص که بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند، کودک هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Obesity is considered a serious disease.
[ترجمه گوگل]چاقی یک بیماری جدی در نظر گرفته می شود
[ترجمه ترگمان]چاقی به عنوان یک بیماری جدی تلقی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The salesman tactfully referred to Jack's obesity as stoutness.
[ترجمه گوگل]فروشنده با درایت از چاقی جک به عنوان تنومند یاد کرد
[ترجمه ترگمان]فروشنده با نزاکت به چاقی جک اشاره کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. At the medical convention the topic discussed was the prevention of obesity.
[ترجمه گوگل]در کنوانسیون پزشکی موضوعی که مورد بحث قرار گرفت، پیشگیری از چاقی بود
[ترجمه ترگمان]در همایش پزشکی که موضوع مورد بحث قرار گرفت، موضوع پیش گیری از چاقی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. One effect of overeating may be obesity.
[ترجمه گوگل]یکی از عوارض پرخوری ممکن است چاقی باشد
[ترجمه ترگمان]یک اثر پرخوری ممکن است چاقی باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The study also demonstrated a direct link between obesity and mortality.
[ترجمه گوگل]این مطالعه همچنین ارتباط مستقیمی را بین چاقی و مرگ و میر نشان داد
[ترجمه ترگمان]این مطالعه همچنین ارتباط مستقیمی بین چاقی و مرگ و میر نشان داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Obesity correlates with increased risk for hypertension and stroke.
[ترجمه گوگل]چاقی با افزایش خطر ابتلا به فشار خون بالا و سکته مغزی مرتبط است
[ترجمه ترگمان]چاقی با افزایش خطر بالا رفتن فشار خون و سکته ارتباط دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Overeating is surely the main cause of obesity.
[ترجمه .] قطعا پرخوری، اصلی ترین عامل چاقی می باشد.
|
[ترجمه گوگل]مطمئناً پرخوری عامل اصلی چاقی است
[ترجمه ترگمان]Overeating قطعا علت اصلی چاقی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Obesity can increase the risk of heart disease.
[ترجمه گوگل]چاقی می تواند خطر بیماری قلبی را افزایش دهد
[ترجمه ترگمان]چاقی می تواند خطر ابتلا به بیماری های قلبی را افزایش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. These photographs show extremes of obesity and emaciation.
[ترجمه گوگل]این عکس ها چاقی و لاغری شدید را نشان می دهد
[ترجمه ترگمان]این عکس ها به شدت چاقی و لاغری شدید را نشان می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Obesity is a problem for many people in western countries.
[ترجمه گوگل]چاقی مشکل بسیاری از مردم در کشورهای غربی است
[ترجمه ترگمان]چاقی یک مشکل برای بسیاری از مردم در کشورهای غربی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. There's mounting evidence of a link between obesity and some forms of cancer.
[ترجمه گوگل]شواهد فزاینده ای از ارتباط بین چاقی و برخی از انواع سرطان وجود دارد
[ترجمه ترگمان]شواهدی از ارتباط بین چاقی و برخی از انواع سرطان وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Sugar and fat can more easily lead to obesity than some other foods.
[ترجمه فاطمه] شکر و چربی بیش از اندازه برخی غذاها می تونه منجر به چاقی بشه
|
[ترجمه گوگل]قند و چربی نسبت به سایر غذاها راحت تر می توانند منجر به چاقی شوند
[ترجمه ترگمان]شکر و چربی می تواند به راحتی منجر به چاقی بیش از برخی غذاهای دیگر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Obesity is a danger to health.
[ترجمه گوگل]چاقی خطری برای سلامتی است
[ترجمه ترگمان]چاقی برای سلامتی خطرناک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Obesity and a sedentary lifestyle has been linked with an increased risk of heart disease.
[ترجمه گوگل]چاقی و سبک زندگی بی تحرک با افزایش خطر بیماری قلبی مرتبط است
[ترجمه ترگمان]چاقی و زندگی sedentary با افزایش خطر بیماری های قلبی در ارتباط بوده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Current thinking holds that obesity is more a medical than a psychological problem.
[ترجمه گوگل]تفکر فعلی معتقد است که چاقی بیشتر یک مشکل پزشکی است تا روانی
[ترجمه ترگمان]تفکر کنونی معتقد است که چاقی بیش از یک مشکل روان شناختی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Jeffcoate W. . Obesity is a disease: food for thought.
[ترجمه گوگل]جفکویت دبلیو چاقی یک بیماری است: خوراکی برای تفکر
[ترجمه ترگمان]Jeffcoate W چاقی یک بیماری است: غذا برای تفکر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. Since nothing works to treat obesity in most people, physicians have, over the past century, tried almost anything.
[ترجمه گوگل]از آنجایی که هیچ چیز برای درمان چاقی در اکثر افراد موثر نیست، پزشکان در طول قرن گذشته تقریباً هر چیزی را امتحان کرده اند
[ترجمه ترگمان]از آنجا که هیچ چیز برای درمان چاقی در بیشتر مردم کار نمی کند، پزشکان در طول قرن گذشته تقریبا هر چیزی را امتحان کرده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. Obesity is associated with vascular disease, diabetes and other grave health problems.
[ترجمه گوگل]چاقی با بیماری های عروقی، دیابت و سایر مشکلات جدی سلامتی مرتبط است
[ترجمه ترگمان]چاقی همراه با بیماری های عروقی، دیابت و دیگر مشکلات جدی سلامت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

فربهی (اسم)
fatness, corpulence, corpulency, obesity, embonpoint, rotundity

مرض چاقی (اسم)
obesity

به انگلیسی

• state of being excessively overweight

پیشنهاد کاربران

No suggest
مترادف:overweight
متضاد:under weight
اضافه وزن
Noun :
چاقی مفرط
اضافه وزن زیاد
اضافه وزن بیش از حد
=fatness
چاقی مفرط، اضافه وزن شدید

Obesity is dangerous to go with

This seriously makes me want to vomit. Imagining you even getting into this position. . . Crawling like a beast. Litteraly the only position you are capable of being Popped ( f ) in due to your extreme obesity. You are litteraly FM
اضافه وزن بیمارگونه
چاقی وضیعت پزشکی است که بافت چربی بیش از حد طبیعی در بدن فرد انباشته شده باشد. انباشت بیش از حد بافت چربی می تواند باعث پسرفت شاخص های سلامتی، از جمله کاهش میانگین طول عمر و یا کاهش کیفیت زندگی گردد. [۱][۲] شایع ترین روش برای تخمین چاقی استفاده از شاخص توده بدن ( BMI ) است.
منابع• https://en.wikipedia.org/wiki/Obesity
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما