پیشنهاد‌های محمد عرب دوست (٥١٢)

بازدید
٧٩٤
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A whole selection یک مجموعه کامل

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به این مثال توجه کنید It's a case of supply and demand این به قانون عرضه و تقاضا مربوط می شود یا این به مسئله عرضه و تقاضا برمی گردد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به این مثال توجه کنید It's a case of supply and demand این به قانون عرضه و تقاضا مربوط می شود یا این به مسئله عرضه و تقاضا برمی گردد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حق چیزی را داشتن All children have the right to a normal childhood

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انظار عمومی To be in public view در انظار عمومی بودن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قاطی کردن روی ( فرد یا چیزی ) عصبانی شدن به روی ( فرد یا چیزی ) Some celebrities have gotten angry with reporters who were following them

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فرصت به پایان رسید وقت تمومه!

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

“care for” بیشتر به معنی علاقه و مراقبت داشتن ( هم عاطفی هم عملی ) و گاهی “دوست داشتن” است. “care of” به معنی تحت مراقبت بودن یا مسئولیت رسمی نگهدار ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

“care for” بیشتر به معنی علاقه و مراقبت داشتن ( هم عاطفی هم عملی ) و گاهی “دوست داشتن” است. “care of” به معنی تحت مراقبت بودن یا مسئولیت رسمی نگهدار ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به یاد کسی These films and toys are created in his memory

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣

مردن به علت He died of a virus at the age of four

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در میان مردم، نزد عموم He was extremely popular with the public اون در نزد مردم بسیار معروف بود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطاب به آرمان بدیعی اگر که منظورت اغتشاشات و فتنه ۵۷ هست، متاسفانه کسس نایستاد و ای کاش می ایستاد تا الان شما برای کیسه ده کیلویی برنج پاکستانی و روغ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خطاب به آرمان بدیعی کل ترجمه ها و پیشنهاداتت رو که چک کنی، مشخص میشه کی مزدوره

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

Loyal

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٦

به لحاظ معنی فرقی بین old و elderly نیست و هر دو در کاربرد برای افراد، معنی پیر و سالخورده دارند اما کلمه old خیلی مودبانه نیست. Elderly مودبانه و رس ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در جایگاه صفت: به یاد مانده، مشهور Hachiko is a dog remembered for his loyalty

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای بیان فعل �قرار دادن� عکس یا ویدیو روی سایت یا یک شبکه اجتماعی، از این فعل استفاده میشه Instagram is a site where people mainly put up photos and ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت رایج در زبان فارسی: و یا به لحاظ مفهوم، یا یکی از دو مورد ذکر شده یا هر دو

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤

عزیزان این واژه به تنهایی مفهوم اوقات فراغت نداره! صرفا معنای فراغت و آسودگی و مجال داره. بستگی به این داره چطور استفاده کنید Leisure time اوقات فراغ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دست نوشته، نوشته

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رقص باله

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥

چیزی که دوستان گفتن درسته اما هیچکدوم دقیق نیست چرا که معادل دقیق فارسی نداره و صرفا باید مفهومش رو درک کنید وقتی راجع به یک فعالیت یا کاری بخوایم صح ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

منتهی الیه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی موارد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

In some instances در بعضی موارد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پل معلقی که با طناب و چوب ساخته می شود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوستان درست اشاره کردن. خیلی اوقات این عبارت برای فروش با تخفیف هست اما نه لزوما همیشه میتونه صرفا برای فروش هم استفاده بشه و در خیلی از متون هم دیده ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به آن دسته از حیواناتی گفته می شود که معمولا هم زیستی با انسان دارند به خصوص در مزارع خیلی نمیشه گفت اهلی! هر حیوان وحشی که اهلی شده باشه لزوما هم زی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راس درخت، بالاترین قسمت درخت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

خانم بهار احتراما پیشنهادتون غلطه agree with = موافق بودن با کسی یا چیزی agree to = قبول کردن یک چیز ( پیشنهاد، شرایط، قانون و … )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

Coordinate

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Arrange

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در امتداد یک مسیری مشخص رانندگی کردن You can turn right at the crossroads but I usually drive down Main street میتونی سر تقاطع به راست بپیچی ولی من خ ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

انتهای، ته Drive to the bottom of the road

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بزرگی و لطفتون رو میرسونه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

معادل pick up

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عبارت offer a lift to یعنی پیشنهاد دادن این که کسی را با ماشین خودت ( یا وسیله نقلیه ات ) به جایی برسانی. مثال: She offered me a lift to a concert. ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد دادن این که کسی را با ماشین خودت ( یا وسیله نقلیه ات ) به جایی برسانی. مثال: She offered me a lift to a concert. او بهم پیشنهاد داد که با ما ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

صرفا چهارراه نیست عزیزان! معنیش تقاطع هست. حالا ممکنه سه راه باشه یا چهار راه یا دو راهی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میدان کوچک احتمال در شهرستان ها دیده باشید که در برخی چهارراه های کوچک برای مدیریت بهتر ترافیک، به جای کنترل تردد از طریق چراغ راهنمایی و رانندگی، یک ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسیر خاصی را انتخاب کردن از یک راه مشخص رفتن از یک مسیر رفتن We decided to take the scenic route to the beach. ( تصمیم گرفتیم مسیر خوش منظره به س ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راندن خودرو در طول یا امتداد یک مسیر مثال: We drove along the coast for hours. ما ساعت ها در امتداد ساحل رانندگی کردیم. Drive along this road an ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبور کردن ( فیزیکی ) : مثال: Don’t go past the school. ( از مدرسه رد نشو. ) We went past the bakery on our way home. ( در راه خانه از کنار نانو ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در قالب اسم ( noun ) : علایق و در مقابلش : dislikes

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک مثال دیگر: Children will become stressed when they have to run from activity to activity

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

run from … to … و ترکیباتش ( مثلاً run from one thing to another ) اصطلاحی رایج و طبیعی در انگلیسی هست. مثال: وقتی بین دو مکان یا فعالیت استفاده بشه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عبارت بسیار پرکاربرد: This is not always a positive trend این جمله زمانی استفاده می شود که بخواهید بگویید یک پدیده یا روندی که اغلب فکر می کنند خوب ا ...