پیشنهاد‌های محمد عرب دوست (٥١٦)

بازدید
٩٥٣
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

عزیزان! Hoove به معنی سُم نیست! اونی که شما میگید hoof هست که شکل جمعش میشه hooves هر کلمه ای که s داره برندارید s اش حذف کنید بکنید مفرد :/

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نکته مهمی که درباره این کلمه وجود داره اینه که در حالت مفرد، فقط به یکی از دو شاخ روی سر گفته میشه یعنی اگه خواستید بگید این گوزن شاخ داره، باید بگید ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

عجیب غریب ( به لحاظ ظاهری )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Dare

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسیر مخصوص دوچرخه ( در پیاده رو ها یا پارک ها و . . . )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آگاه کردن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قسمت شرقی ( خاور دور ) از کشور روسیه

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٢

In danger

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زمانی که با for میاد، سازمان ترجمه ش کنید The world association for economics سازمان جهانی اقتصاد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سازمانِ. . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برقراری تعادل بین. . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به همین ترتیب عبارت “in that order” وقتی در آخر جمله می آید، معمولاً به این معنی است که چیزهایی که قبلاً گفتیم دقیقاً به همان ترتیبی که بیان شد، منظ ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتقادها بر آن است. . . گفته می شود. . . این باور وجود دارد که. . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Surface water: آب سطحی، آب غیر از آب های زیرزمینی Water surface: سطح آب

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سطح آب

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

were first heard of = �برای اولین بار از آن ها خبر پیدا شد� یا �برای اولین بار درباره شان شنیده شد� The unknown continent was first heard of by Euro ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Take back: برگرداندن Get back: برگشتن This road will take you back to the airport I took my wife back Please get back home Let's get back to our safe ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوزه بلند ( دلفین یا وال )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این ساختار معمولاً توی انگلیسی وقتی به کار میره که بخوای بگی �و بعد، ناگهان … رسید/ظاهر شد� یا �آمدن کسی/چیزی در ادامه داستان�. I was just waiting ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این ساختار معمولاً توی انگلیسی وقتی به کار میره که بخوای بگی �و بعد، ناگهان … رسید/ظاهر شد� یا �آمدن کسی/چیزی در ادامه داستان�. I was just waiting ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیر افتادن، تو مخمصه/دردسر/مشکل/دشواری بودن، Whales were in difficulty next to a sand bank

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تپه ماسه ای ( در میان آب، و نه ساحل )

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

کلمه species در انگلیسی یک نکته جالب داره: مفرد و جمعش دقیقاً یک شکل هست — یعنی هم در حالت مفرد و هم در حالت جمع می گیم species و تغییر ظاهری نمی کن ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد

آقا نیما عزیز. با کمال احترام حرفتون غلطه کلمه species در انگلیسی یک نکته جالب داره: مفرد و جمعش دقیقاً یک شکل هست — یعنی هم در حالت مفرد و هم در حا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غواص

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

They saved him → صرفاً یعنی نجاتش دادند They came to his rescue → علاوه بر نجات دادن، حس می دهد که �ناگهان برای کمک ظاهر شدند� و لحظه قهرمانانه تری د ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برای نجات جان کسی شتافتن، به سرعت به دادش رسیدن دقت کنید که روی شتافتن و سرعت تاکید میشه. انگار موقعیت اورژانسی و فوریه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هم املا غلطه و هم معنی Environmentalist فعال محیط زیست، حامی محیط زیست

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

قصد داشتن، نیت کاری را داشتن I plan to give some money away to charity

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

یک مثال پرکاربرد Please spare a couple of hours for me لطفا یه چند ساعت از وقتت رو واسم خالی کن

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

حساب باز کردن، بسنده کردن Don't rely on your friends

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

That brings me to the next stage یعنی "با این توضیح می رسیم به مرحله بعد" یا "حالا وقتشه که درباره مرحله بعد صحبت کنم" این جمله معمولاً وقتی استفا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

in the style of → یعنی �به سبکِ شخص یا دوره ای مشخص� و تاکید دارد که کار دقیقاً از یک منبع الهام گرفته شده یا تقلید می کند. in style → دو معنی دارد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سبکِ. . . به شیوه ی. . . He painted the picture in the style of Van Gogh. او نقاشی رو به سبک ون گوگ کشید. She writes in the style of classic ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان دو معنی مختلفش رو اشاره کردن. نکته مهمی که هست اینه وقتی بخواید با معنی پر و مملو ازش استفاده کنید، باید از with هم بهره ببرید برای انفجار، از ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حد میانه، نه زیاد نه کم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوستان به اندازه کافی معانی دقیق و درست رو به کار بردن. صرفا به عنوان یک پیشنهاد، اگر خواستید عبارت حرفه ای تری ( مخصوصا برای IELTS ) به کار ببرید، ب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

با احترام به نظر یویو این عبارت معادل not bad نیست! عبارت not bad ، معنی "کافی بودن منفی" داره. متوسط رو به پایین ولی well enough "کافی بودن مثبت" هس ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اغلب مردم در اینجا often به شکل صفت به کار رفته

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

این لغت صرفا قید نیست و میتونه به عنوان صفت هم استفاده میشه مثلا: Often people اغلب مردم به این دو جمله متفاوت دقت کنید People often put black style ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیشترین بهره یا نتیجه مثبت را از چیزی یا کسی گرفتن You must learn how to get the best from your camcorder

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در جایگاه اسم میتونه به معنی دریچه یا منفذ باشه

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در صورتی که صحبت درباره چرخاندن چیزی باشه : ساعتگرد یا پادساعتگرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مسیرِ. . . People may fail at some point on the road to success

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

برای بیان حالتی با احتمال خیلی خیلی زیاد اینجور مواقع در فارسی میگیم با احتمال نود و نه و نه دهم درصد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسلمه که. . . ، بدیهیه که. . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

احتمالا دنبال این عبارت رایج بودید که سرچ کردید: ۱. Being talented is one thing, but getting noticed is another. بااستعداد بودن یه چیزه، اما دیده ش ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

مشاهده کردن ( نه صرفا دیدن ) تحت نظر گرفتن، دیدن همراه با دقت کردن و . . .

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

rise to ( something ) یعنی به سطح یا موقعیتی بالاتر رسیدن ( معمولاً از نظر موفقیت، مسئولیت، شهرت یا حتی چالش. ) . He rose to fame. او به شهرت رسی ...