پیشنهاد‌های دکتر احمد. ع. معینی (٣,٠٠٤)

بازدید
٢,٩٣٠
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرتاب شونده پرتاب شده از بند کمان رسته تیر را مشکن که این تیر شهیست نیست پرتاوی ز شصت آگهیست ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نهان ناآشکار پنهان مخفی نور حس با این غلیظی مختفیست چون خفی نبود ضیائی کان صفیست ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پائیز خزان برگ ریزان ای خنک زشتی که خوبش شد حریف وای گل رویی که جفتش شد خریف ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکارچی صیاد آینه خالص نگشت او مُخلِص است مرغ را نگرفته است او مُقنِص است ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نفت فروش کسی که نفت عرضه می کند کسی که چراغ را پر از نفت می کند کسی که گلوله های آتشین نفتی بر سر دشمن می ریزد می درد می دوزد این خیاط کو می دمد می ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی وقت گذشتن وقت و اوقات هین و هین ای راه رو بیگاه شد آفتاب عمر سوی چاه شد ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی وقت دیر شدن گذشتن اوقات سال بیگه گشت وقت کشت نی جز سیه رویی و فعل زشت نی ✏ �مولانا� چون رسیدم به شهر ، بی گه بود شهر در بسته خانه بی ره بود ✏ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پونه بعد از آن چیزی که کاری بر دهد لاله و نسرین و سیسنبر دهد ✏ مولانا ریخته نوش از دم سیسنبر ی بر دُم این عقربِ نیلوفر ی ✏ �نظامی�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پیمان شکن وعده شکن بد قول خلف وعده کردن به تعهد عمل نکردن گفت روزی حاکمش ای وعده کژ پیش آ در کار ما واپس مغژ ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1_ادرار آور 2_گل خشک شده ملات خشک شده بر سر دیوار هر کو تشنه تر زودتر بر می کند خشت و مدر ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فریب کار حیله گر کسی که افراد ساده لوح را گول میزند اینت مالیخولیای ناپذیر اینت لاف خام و دام گول گیر ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حلوای درست شده از مغز گردو شیرینی گردویی جنس شاهست او و یا جنس وزیر هیچ باشد لایق گوزینه سیر ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیره خرما شیره رطب سیلان سیلون او خورد از حرص طین را همچو دبس دنبه مسپارید ای یاران به خرس ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لانه پرنده آشیانه پرنده خانه های ما بگیرد او به مکر برکند ما را به سالوسی ز وکر ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آزرده نارحت غمگین بر امید عز ده روزهٔ خدوک گردن خود کرده اند از غم چو دوک ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جمع قالب قالبها این صدفهای قوالب در جهان گرچه جمله زنده اند از بحر جان ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گلخن حمام در حدیث آمد که تسبیح از ریا همچو سبزهٔ گولخن دان ای کیا ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غم و اندوه ملال بیتابی اضطراب تنش تاسهٔ تو شد نشان آن کشش بر تو بی کاری بود چون جان کنش ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریسمان بند کلاف قید پس کلابهٔ تن کجا ساکن شود چون سر رشتهٔ ضمیرش می کشد ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بت ساز بت تراش سازنده بت پرستنده بت ستایشگر بت کی درین عالم بت و بتگر بدی چون کسی را زهره تسخر بدی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سوق دهنده راهنمایی کننده محرک بودن ترغیب کردن تحریک کردن نقل هر چیزی بود هم لایقش لایق گله بود هم سایقش ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیرخوار چون سلیمان بد وصالش را رضیع دیو گشتش بنده فرمان و مطیع ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شدید قوی سخت خشن جان ابراهیم از آن انوار زفت بی حذر در شعله های نار رفت ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آذرخش برق روشن آن سنابرقی که بر ارواح تافت تا که آدم معرفت زان نور یافت ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوض کردن غوض کردن غوطه خوردن فرورفتن بخل نادیدن بود اعواض را شاد دارد دید در خواض را ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جوانمردی کمترین عیبش جوامردی و داد آن جوامردی که جان را هم بداد ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کژدم گژدم عقرب کاندر آن خانه گهر یا گندمست گنج زر یا جمله مار و کزدمست ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کفش ساق پوش یا جوراب واسطه دیگی بود یا تابه ای همچو پا را در روش پاتابه ای ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اشکال ایراد گر شکال آرد کسی بر گفت ما از برای انبیا و اولیا ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

حیله کردن فریب دادن نیرنگ کردن گر بدیدی کارگاه لایزال دست و پایش خشک گشتی ز احتیال ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گناهکار بزه کار خطاکار هیچ وازر وزر غیری بر نداشت هیچ کس ندرود تا چیزی نکاشت ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

1_مرهم 2_رم نکن جای دخل ست این عدم از وی مرم جای خرج ست این وجود بیش و کم ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کرشمه غمزه اشاره چشم و ابرو بناز آنچ او خواهد رساند آن به چشم از جمال و از کمال و از کرشم ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرخورست شکمو است کندرین زندان بماند او مستمر یاوه تاز و طبل خوارست و مضر ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یاوه گو چرت و پرت گو وراج پرحرف بیهوده گو کندرین زندان بماند او مستمر یاوه تاز و طبل خوارست و مضر ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آه کشیدن ناله سر دادن افسوس خوردن آن فرج آید ز ایمان در ضمیر ضعف ایمان ناامیدی و زحیر ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گریه کردن ناله کردن محزون بودن ناله سر دادن زاهدی را گفت یاری در عمل کم گری تا چشم را ناید خلل ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرده پوشش چون طبق را از غطا وا کرد رو خلق دیدند آن کرامت را ازو ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجانی مفت رایگان مرد میراثی چه داند قدر مال؟ رستمی جان کند و مجان یافت زال ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سپاه سپه لشکر جند احمدا خود کیست اسپاه زمین؟ ماه بین بر چرخ و بشکافش جبین ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگ کوچک ریگ سجیل قدر فندق افکنم بندق حریق بندقم در فعل صد چون منجنیق ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هرچه هر آنچه ورچه بنویسی نشانش می کنی ورچه می لافی بیانش می کنی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

وسایل کفاشی ابزار کفشگری لوازم کفش، دوزی و آلت اِسکاف پیش برزگر پیش سگ کَه، استخوان در پیش خر ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خانقاه صومعه کنیسه کلیسا عبادتگاه صوفیان کاشکی من گرد گلخن گشتمی بر در این خانقه نگذشتمی ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

طلبکاران وام دهندگان تا غریمان چونک آن حلوا خورند یک زمانی تلخ در من ننگرند ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شبیه گبر مانند زرتشتی پس شهیدان زنده زین رویند و خوش تو بدان قالب بمنگر گبروش ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انفاق کننده بخشنده یاری کننده خاصه آن منفق که جان انفاق کرد حلق خود قربانی خلاق کرد ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که بجای طلای ناب طلای بدل و تقلبی عرضه می کند قلب کردن طلا تقلب کردن جنس بد و تقلبی فروختن دشمن روزند این قلابکان عاشق روزند آن زرهای کان ✏ �مو ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پشگل سرگین فضولات حیوانات گفت پالانش فرو نه پیش پیش داروی منبل بنه بر پشت ریش گفت جایش را بروب از سنگ و پشک ور بود تر ریز بر وی خاک خشک ✏ �مولانا�

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دارویی برای درمان زخم زیر پالان ستوران که بعلت سنگینی بار و پالان روی پشت الاغ و قاطر می مالیدند گفت پالانش فرو نه پیش پیش داروی منبل بنه بر پشت ریش ...