پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٥)

بازدید
٤,٥٢٦
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

telit : در گویش گوغر به معنای ریزه کردن یا ریز ریز کردن نان در مایعاتی چون دوغ وآبگرمو و. . . است اصل آن ترید است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tofu : در گویش گوغر گاه نیز به صورت تفی به کار می رود یعنی تف مالو وآلوده به تف وآب دهان شده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tongu : در گویش گوغر به کوزه کوچک گویند واو نشانه تصغیر وکوچکی است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

tombolis یا تنبلیس :در گویش گوغر به صورت تمّلیس بیشتر تلفظ می شود به معنای جفتک انداختن حیوان است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tommolis : در گویش گوغر به جفتک انداختن حیوان را گویند در اصل تنبلیس است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

baagh kerdan : در گویش گوغر از اصطلاحات کشاورزی است وبیشتر بصورت گرگا را باغ کن به کار می رود یعنی گرگا یاهمان محل انشعاب آب از جوی آب را بگیر .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tambiq :درگویش گوغر کندورا گویند وگاه به صورت تممیخ نیز تلفظ می شود

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

bad del: در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به شخصی گویند که با دیدن مدفوع بچه وحیوانات زود واکنش نشان می دهد وتا مدتی از خورد وخوراک می افتد وبا دیدن ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

das helaal kerdan : در گویش گوغر یعنی ختنه کردن پسر بچه ها.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

تخمی در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنی به درد نخور وناکارآمدااستفاده می شود .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

teb tile : در گویش گوغر به معنای تِلو تِلو یا همان حرکت نامتعادل به چپ و راست مانند راه رفتن اشخاص مست . را گویند. .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

put nedaadan : در گویش گوغر به معنای کفاف چیزی را ندادن وبسنده نبودن است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

penz : در گویش گوغر به گیره مو گویند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

del mordeu : در گویش گوغر به معنای توپرخورده وپژمردوو واندوهناک است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

puze: در گویش گوغر علاوه بر معنای معمول به لبه چیزی نیز گفته می شود گاه نیز می گویند پوزه خیابان که منظورشان سر پیچ خیابان است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

a ru raftan : در گویش گوغر به معنای شرمنده شدن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

paataaq : در گویش گوغر به جاپاهاو کٓنده هایی گویند که چاه زنان درطول چاه برابر هم می کِنند تا به راحتی در چاه پایین وبالا روند .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

pese mewre : در گویش گوغر به آرد برشته شده جو یا آرد سنجد گویند . کنایه از هرچیز بی ارزش.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

parkot : در گویش گوغر به جایگاهی محصور گویند که درآن علوفه وغلات نگه می دارند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

ta pey : در گویش گوغر به شالوده وپی دیوار گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

daazenu: در گویش گوغر به حالت تحقیر زن را گویند واسم مصغر است. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

shoppu : در گویش گوغر به بوته ای با شاخه های مقاوم گویند که برای برهم زدن دوع در حال جوشیدن به کار می رود وغالباً از درخت ارچن انتخاب می شود. ( فرهنگ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

kopol : در گویش گوغر به معنای قدکوتاه چاق را گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

varraa : در گویش گوغر به معنای آماده به راه افتادن است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

niq : در گویش گوغر به زوایای ( لب ها ) دوطرف دهان گویند که با بازشدنشان حالت خنده بوجود می آید. نمونه را گویند نیقاش تا بناگوش بازه یعنی خندان است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

niqu : در گویش گوغر به شخصی گویند که دندان هایش همیشه پیداست وفکر می کنی همیشه خندان است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

sagbaadesh gerefte : در گویش گوغر کنایه از بدرفتاری وکج خلقی کردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

sag baad : در گویش گوغر به معنای درد لحظه ای مفاصل.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

soqol mochu: در گویش گوغر به معنای درمانده وسست است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

deq kerdan: در گویش گوغر به معنای از شدت ناراحتی واندوه بغض کردن طوریکه رگ های گردن برجسته شده ور نگ چهره تغییر کرده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در گویش گوغر به دو معناست ۱ - توانایی بلند شدن ویا نشستن را به دلیل بیماری ندارد نمونه را گویند فلانی بعداز بیماری دیگه سر نگرفت یعنی بعد بیماری سرپ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

sar vardaashtan : در گویش گوغر به معنای آغاز به کاری کردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

sarshar : در گویش گوغر به شرور وبدنهاد گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

sar kaj daashtan: در گویش گوغر به چیزی گویند که به دلیل بُرش ناراست شکل مسطیل یا مربعی خود را از دست داده درواقع دریک ضلع یک سمت بالاتر وسمت دیگر پای ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

kochelu : در گویش گوغر نیز به کنده کوچک وبه نوعی از هیزم گفته می شود امام زاده کنچلو به درخت کوهی خشکی که مردم نسبت به آن باور دارند زبانزد است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

cheridan : در گویش گوغر به هم خوردن وپایان یافتن هم معنی می دهدنمونه را گویند تا کچل آرا کنه عروسی چریده یعنی تا کچل آرایش بکند عروسی تمام شده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

shalpal shodan: در گویش گوغر به معنای مستأصل و کوفته ودرمانده شدن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در گویش گوغر به زن هتاک وبدحرف گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

shetir: در گویش گوغر به معنای یک تکه باریک وبلند از هر چیز را گویند نمونه را گویند یه شتیرو هندونه ایی برام ببر یعنی یک تکه باریکی از درازای هندوانه ...

پیشنهاد
١١

sher ver be ham baaftan:: در گویش گوغر به معنای یاوه گویی کردن وژاژحایی کردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

درگویش گوغر نیز به معنای افزون خواهی وادعای گزافه کردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

ghaafelguz در گویش گوغر به شخصی گویند که ناگاه وبی اختیار در جمع می گوزد .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

qaraalu : در گویش گوغر به معنای عصبانی وخشم آلود است. قهر آلود

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

qelundan: در گویش گوغر به معنای غلطاندن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

ez chez kerdan : در گویش گوغر یعنی لابه والتماس کردن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

qelidan : در گویش گوغر به معنای غلتیدن وغلت زدن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

gew garjin : در گویش گوغر به خرمن کوب سنتی ( گرجین ) که پشت گاو بسته شده گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

gewje toxmorgh : در گویش گوغر به خوراک اُملت که با تخم مرغ وگوجه فرنگی وروغن تهیه می شود گویند .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kex: در گویش گوغر گاهی که بخواهندکودک چیزی را نخورد می گویند کخه یعنی بدمزه وغیر قابل خوردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kam kemu: در گویش گوغر به معنای به تدریج وآهسته آهسته است.