پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (١,٢٦٥)

بازدید
١,٦٥٣
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

زور کٓن:zurkan. درگویش گوغر به معنای چیزی را مثلا بوته گیاهی رابه زور وبا نیروی زیاد از جا در آوردن.

پیشنهاد
١١

درگویش گوغر معادل روبند شدن وجوگیر شدن است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

درگویش گوغر معادل روباد افتادن است به معنی جوگیر شدن یا تحت تاثیر جمع وارداربه انجام کاری شدن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

قُلقُل:نام مکانی در گوغر که قسمت جنوبی رستاق واقع شده ودر بالا دست آن چمنی زیبا وچشمه ای می باشد وآبشاری کوچک نیز در آن خودنمایی می کند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

بٓد راهی دادن:درگویش گوغر به معنای گمراه کردن به کار می رود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

تُمولیس:tomolis. درگویش گوغر همان جفتک یا لگد زدن حیواناتی چون الاغ را گویند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

اومِنِیی:aowmeneii. درگویش گوغر به شخصی که به لواط دادن عادت کرده وتمایل دارد می گویند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

آلِّزینو:allezinu. درگویش گوغر به هر چیزی گویند که نام مشخصی ندارد یا آن لحظه نامش را فراموش کرده یا به دلیل شتابزدگی عمدا نمی خواهد نامش رابرزبان آ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

درگویش گوغر علاوه معانی معمول به معنای خورشید هم به کار می رود مثلا در واژه گل روز منظور گل آفتابگردان است که درطول اروزهمراه با گردش روز که خورشید س ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

گُلِ روز:درگویش گوغر همان گل آفتابگردان را گویند .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

نام دوچشمه است در گوغر نخست چشمه ای واقع در ابتدای دهوییه برابر باغ بالایی حکیم زاده ااز سمت جمالکر مشرف به رودخانه دهوودومین واقع در آبادی گمزوو معر ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

گل قٓنّو:درگویش گوغر به گیاهی خودرو گفته می شود که درفصل بهار می روید وگل های آبی رنگ شیرین مزه ای دارد خوردن گلش مورد علاقه بچه هاست وقد آن تا سی چه ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

درگویش گوغر به گیاهی خودرو گفته می شود که درفصل بهار به صورت انبوه روییده وبا گل های بنفشش جلوه ای چشمگیر به طبیعت می دهد وتکثیر آن با بذرش انجام می ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

مٓحکی:mahkii. درگویش گوغر گیاه شیرین بیان را گویند که مقوی معده است

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

قُلوتو شدن:golutu shodan. درگویش گوغر به معنای همه دورهم جمع شدن است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

aabsowzu:از محله های قدیمی امیرآباد گوغر که امروزه همان میدان ورودی روستا از سمت جنوبی آبادی می باشد. می گویند چون در گذشته در این مکان آب جمع می شده ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

شٓربِگو:sharbegu. نام یکی از محله های روستای امیرآباد گوغر است که در مشرق آبادی واقع شده وتنهاقناتقدیمی امیرآبادمعروف به قنات مش مریم در این محله می ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

شٓنگِلو:در گویش گوغر همان ارچن کوهیرا گویند که گونه ای از بادام کوهی ست

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

کٓش کشیدن :از اصطلاحات آبداری در گویش گوغر است به این شکل که کشاورز در خشکسالی برای تمیز کردن جوی آب وگل آلودکر دن آن یک شنگ ( شاخه ارچن ) به ریسمانی ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١١

گِلیمون:glimun. درگویش گوغر به گلوله ای پارچه ای گرد گفته می شود که با سیم یا ریسمانی به سر چوبی بلند بسته می شود وبا قرار دادن آن در سوراخ خروجی است ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١١

چِویلٓک:chevilakدرگویش گوغر جیغ وفریاد دردناک، برای نمونه می گویند فلانی چویلکش به هوارفت.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١١

آزگُن:azgen. درگویش گوغر به گیاهی خودرو گفته می شود که عطر خوشی دارد ومعمولابرگ های پودر شده خوشبویش را بر روی کشک سائیده شده می ریزندونوشجان می کنن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

درگوغر هم برای رفع دل پیچه ودرددل کاربرد زیادی دارد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

mowrporzuدرگویش گوغر . گیاهی خودرو وبیابانی را گویند که کاربرد دارویی دارد وبرای دل درد ودل پیچه بسیار مفید است

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

گُمِزِوو:gomezeu. یکی از آبادی های گوغر که خیابان بهشتش که جاده چهارطاق از آن می گذردوقبرستان تاریخی اش پرآوازه است این آبادی زیر جویو ودر سمت شرق اس ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٩

جویو:نام یکی از آبادی های گوغر نرسیده به روستای چهارطاق .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٩

کُریک:korik. درگویش گوغر همان نسترن وحشی وخودرو را گویند.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

کُتِرِه:kotere. درگویش گوغر طفل شیرخوارحیواناتی چون سگ را گویند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٩

نٓبٓدتر:درگویش گوغر به یکی از اعضای خصوصی انسان گفته می شود وبیشتر درجمله فحش آمیزا کاربرد دارد .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٩

دِروش, :derowsh. درگویش گوغر همان درفش را گویند که از ابزار کفاشی است دروش در کفاشی پیش از سوزن مسیر حرکت سوزن را سوراخ می کند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٨

درگویش گوغرنیز شخص نحیف وضعیف وبی حال وسست وجود را گویند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٨

تیواک:tivaak. از اصطلاحات کشاورزی گویش گوغر است. در زمین کشاورزی کرت بندی شده کرت ها با دو جو پشت سرهم آبیاری می شدند. جوی اولی تیواک نام داشت که کر ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٧

شیواک:shivaak. درگویش گوغر از اصطلاحات کشاورزی است . کرت ها ی زمین کشاورزی با دو جو پشت سرهم آبیاری می شدند. به جوی دوم شیواک می گفتند کهاز طریق آن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

دولو:درگویش گوغر به کیسه بافته شده از پارچه هایرنگارنگ گفته می شود که درآن گیاهان عطاری ولوازم خیاطی می نهند. مفرجو

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٨

رُخ:roxh. درگویش گوغر تور کاه کشی راگویند که به دو شکل دهانه باز که بافته شده از ریسمان د وطرفه چوب برای حمل بافه غلات به کار می رفت ودهانه بسته که ت ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١١

درگویش گوغر هم به معنای مژدگانی ست

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

مُشتُلُقُنِی:moshtologhoneii. درگویش گوغر به هدیه ای گفته می شود که به شخصی که خبر خوشی را می آورد می دهند .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٩

رِگا کردن:regaa kardan. درگویش گوغر به معنای بریدن از چیزی وترک آن چیز است .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٩

کٓندِر:kander. درگویش گوغر به محل گذر سیلاب در میان تپه ها ی کوچک گفته می شود

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٧

شیلِه:درگویش گوغر به کندریا دره مانندی گویند که درمیان زمین های کشاورزی برای گذر آب باران بطور طبیعی ایجاد می شود ومعمولا شیب دار است وبه دلیل رطوبت ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٨

پِدُم:pedom. درگویش گوغر از اصطلاحات آبیاری است به جایی از جوی آب که به دلیل ناهمسطحی با بقیه قسمت های جو مقدار زیادی آب را در خود نگه می دارد پدم آب ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٧

قوده :ghowdeh. درگویش گوغر دسته ای از محصول کشاورزی . به اندازه یک کف دست از محصول.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٨

پُشک:درگویش گوغر وسیله ای است چوبی برای کرت بندی زمین های کشاورزی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٩

کُرم:korm. درگویش گوغر به این معنی ست �جایی در زمین حفر می کردند ودرآن سیب زمینی ومحصولات دیگر رابه مدت طولانی نگهداری می کردند البته روی محصولات را ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٧

درگویش گوغر به معنای �دقیق بررسی کردن �به کار می رود. احتمالا پل ماسیدن تشکیل شده که پل به معنای چوب است مثل پل چوپانی وجزء دوم ماسیدن به معنای بسودن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٧

درگویش گوغر به نرگاوی گفته می شود که در شیرخوارگی وهنگام زایش اخته شده ویژه کار کشاورزی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٧

جمع کلمه تُوٓلٓه است به معنای حرز دلربا یا فسون مهر یا طلسم دوستی. نمونه�این آیه انجیل یوحنا حاکی از تولات متأخردر رابطه . . . . است� ( آفرینش قرآن ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٦

چاذوقی:chaarzowghi. درگویش گوغر به معنای خیلی شاد است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٩

پُخی:pokhi . واژه ای ترکی به معنای مدفوع وگاه ونجاست است ظاهرا امروزه بار منفی ندارد. نمونه:�در آینده حتماًپخی خواهم شد. � ( آبنبات هل دار. ص ۳۸۷ )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٦

چِلًِگی: chellegi. درگویش بجنوردی ها به معنای کوچک است. نمونه:�لباس درتنش چلگی به نظر می رسید. � ( آبنبات هل دار . ص ۳۷۰ )