پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,١١٥
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

penz : در گویش گوغر به گیره مو گویند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

del mordeu : در گویش گوغر به معنای توپرخورده وپژمردوو واندوهناک است .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

puze: در گویش گوغر علاوه بر معنای معمول به لبه چیزی نیز گفته می شود گاه نیز می گویند پوزه خیابان که منظورشان سر پیچ خیابان است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

a ru raftan : در گویش گوغر به معنای شرمنده شدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

paataaq : در گویش گوغر به جاپاهاو کٓنده هایی گویند که چاه زنان درطول چاه برابر هم می کِنند تا به راحتی در چاه پایین وبالا روند .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

pese mewre : در گویش گوغر به آرد برشته شده جو یا آرد سنجد گویند . کنایه از هرچیز بی ارزش.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

parkot : در گویش گوغر به جایگاهی محصور گویند که درآن علوفه وغلات نگه می دارند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

ta pey : در گویش گوغر به شالوده وپی دیوار گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

daazenu: در گویش گوغر به حالت تحقیر زن را گویند واسم مصغر است. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

shoppu : در گویش گوغر به بوته ای با شاخه های مقاوم گویند که برای برهم زدن دوع در حال جوشیدن به کار می رود وغالباً از درخت ارچن انتخاب می شود. ( فرهنگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

kopol : در گویش گوغر به معنای قدکوتاه چاق را گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

varraa : در گویش گوغر به معنای آماده به راه افتادن است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

niq : در گویش گوغر به زوایای ( لب ها ) دوطرف دهان گویند که با بازشدنشان حالت خنده بوجود می آید. نمونه را گویند نیقاش تا بناگوش بازه یعنی خندان است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

niqu : در گویش گوغر به شخصی گویند که دندان هایش همیشه پیداست وفکر می کنی همیشه خندان است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

sagbaadesh gerefte : در گویش گوغر کنایه از بدرفتاری وکج خلقی کردن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

sag baad : در گویش گوغر به معنای درد لحظه ای مفاصل.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

soqol mochu: در گویش گوغر به معنای درمانده وسست است .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

deq kerdan: در گویش گوغر به معنای از شدت ناراحتی واندوه بغض کردن طوریکه رگ های گردن برجسته شده ور نگ چهره تغییر کرده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در گویش گوغر به دو معناست ۱ - توانایی بلند شدن ویا نشستن را به دلیل بیماری ندارد نمونه را گویند فلانی بعداز بیماری دیگه سر نگرفت یعنی بعد بیماری سرپ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

sar vardaashtan : در گویش گوغر به معنای آغاز به کاری کردن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

sarshar : در گویش گوغر به شرور وبدنهاد گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

sar kaj daashtan: در گویش گوغر به چیزی گویند که به دلیل بُرش ناراست شکل مسطیل یا مربعی خود را از دست داده درواقع دریک ضلع یک سمت بالاتر وسمت دیگر پای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

kochelu : در گویش گوغر نیز به کنده کوچک وبه نوعی از هیزم گفته می شود امام زاده کنچلو به درخت کوهی خشکی که مردم نسبت به آن باور دارند زبانزد است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

cheridan : در گویش گوغر به هم خوردن وپایان یافتن هم معنی می دهدنمونه را گویند تا کچل آرا کنه عروسی چریده یعنی تا کچل آرایش بکند عروسی تمام شده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

shalpal shodan: در گویش گوغر به معنای مستأصل و کوفته ودرمانده شدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در گویش گوغر به زن هتاک وبدحرف گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

shetir: در گویش گوغر به معنای یک تکه باریک وبلند از هر چیز را گویند نمونه را گویند یه شتیرو هندونه ایی برام ببر یعنی یک تکه باریکی از درازای هندوانه ...

پیشنهاد
١١

sher ver be ham baaftan:: در گویش گوغر به معنای یاوه گویی کردن وژاژحایی کردن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

درگویش گوغر نیز به معنای افزون خواهی وادعای گزافه کردن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

ghaafelguz در گویش گوغر به شخصی گویند که ناگاه وبی اختیار در جمع می گوزد .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

qaraalu : در گویش گوغر به معنای عصبانی وخشم آلود است. قهر آلود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

qelundan: در گویش گوغر به معنای غلطاندن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

ez chez kerdan : در گویش گوغر یعنی لابه والتماس کردن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

qelidan : در گویش گوغر به معنای غلتیدن وغلت زدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

gew garjin : در گویش گوغر به خرمن کوب سنتی ( گرجین ) که پشت گاو بسته شده گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

gewje toxmorgh : در گویش گوغر به خوراک اُملت که با تخم مرغ وگوجه فرنگی وروغن تهیه می شود گویند .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kex: در گویش گوغر گاهی که بخواهندکودک چیزی را نخورد می گویند کخه یعنی بدمزه وغیر قابل خوردن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kam kemu: در گویش گوغر به معنای به تدریج وآهسته آهسته است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

kule kerdan: در گویش گوغر یعنی کسی را پشت خود سوار کردن یا به دوش گروفتن کسی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

در گویش گوغر به پوسته بیرونی وکاسه کونه سنگ پشت گویند . نمونه را گویند: حسابی رفته تو لاک خودش کنایه از این که سخت تو خودش فرو رفته .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

laatesh daadan : در گویش گوغر یعنی دراز کشیدن ونشستن با پاهای دراز کرده واز هم باز شده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

lus: در گویش گوغر علاوه بر معنای معمول به لب ولوچه نیز اطلاق می شود. نمونه را گویند لوسات رو اِوخنه یعنی لب ولوچه ات روی تخته تن شو وزیر دستان مرده ش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

levarde : در گویش گوغر معمولاً با دنبال واژه لِه مآید بصورت له لورده به معنای لِه شده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

leh pe : در گویش گوغر به معنای زیادی لِه شدن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

morgh xaabondan: در گویش گوغر به نشاندن یا خواباندن مرغ کُرُک روی تخم مرغ ها جهت زایش جوجه را گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر به معنای ناگاه وبی خبر به کار می رود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

neri: در گویش گوغر به بُز نر که بالغ شده گویند .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

ja?ri : در گویش گوغر به معنای سرازیری وشیب است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٩

tey kerdan : در گویش گوغر علاوه بر معنای معمول به معنای شرط وشروط گذاشتن هم است . نمونه را گویند اول طی کن بعد شروع کن یعنی اول قرار مدارت رابگذار سپ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

tey mey kerdan: در گویش گوغر یعنی قرار مدار گذاشتن. نمونه را گویند همی اول طی میاتونه کنین یعنی همین اول کار قرار مدار اتان رابکنید وشروط تان را به ه ...