پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٥)

بازدید
٤,٥٢٥
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

becho baar : در گویش گوغرمنظور خانواده وهمسر وفرزندان است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

baafur : در گویش گوغر منظور همان وسیله استعمال تریاک است که صورت تغییر یافته واژه وافور است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر نیز به معنای پروردن وتأدیب وتعلیم به کار می رود نمونه راگویند� ای بچه رِ خو بار نیاورده� یعنی این بچه را خوب پرورش نداده یا خوب ادب نکرد ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

baadesh gereft : در گویش گوغر یعنی اخلاقش گاه مرغی ودگرگون شد .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

a sar vaa kerdan : در گویش گوغر کنایه از انجام کاری به صورت سرسری و غیراستاندارد.

پیشنهاد
٥

a raa paa oftidan : در گویش گوغر کنایه از ناتوانی ست . قادر به رفتن نبودن. از راه پا افتادن.

پیشنهاد
٥

a pese ham veraamedan: در گویش گوغر یعنی توان مقابله وایستادگی دربرابر هم را داشتن. ( از پس هم بر آمدن ) . نمونه را گویند اینا آ پس هم ور میان یعنی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aashequ : در گویش گوغر به استخوان مدور و متحرک سر زانو گویند. آشوق. . معروفه میگن تا آشقو به گل رفتم یعنی تا زانو به گِل فرو رفتم.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

گلِ پاgele paa: در گویش گوغر یعنی ساق پا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gewde: در گویش گوغر به چاله ای که برای کاشت نهال حفر کنند گوده گویند .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

marzangu: در گویش گوغر نیز به گیاهدارویی خوشبو وعفونت زدای مرزنجوش گفته می شود .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

mud: در گویش گوغر همان مو را گویند البته این حرف د بیشتر به عنوان واج میانجی هنگام جمع بستن و. . . پدیدار می شود .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

naatelengi kerdan: در گویش گوغر یعنی ناسازگاری کردن از روی بدذاتی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ham cheraagh : در گویش گوغر به کاسب همجوار گفته می شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

che xaasse : در گویش گوغر به معنای مخصوصاً وبه ویژه است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

habbe: در گویش گوغر واحد آب وزمین زراعتی ست برابر با . یک شانزدهم دانگ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

xanne kerdan: در گویش گوغر یعنی خندیدن درواقع اصلش خنده کردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

remut shodan: در گویش گوغر به درستی و روانی کار کردن وسیله روغن کاری شده گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤

ruxu ne:در گویش گوغر نیز به صورت تغییر یافته و آسان شده رودخانه است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

remine kerdan: در گویش گوغر از اصطلاحات قالی بافی ست به معنی نمونه برداری کردن وبافتن از روی نقشه قالی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

zurziaadi : در گویش گوغر به معنای زورگویی وستم است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

sahfe gozaashtan: در گویش گوغر یعنی پشت سرکسی هنرمندانه حرف زدن واز کاری که از مطرح کردنش اکراه دارد گفتن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

shiraa : در گویش گوغر به معنای مادینه ای که شیرزیادی دارد .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

sheghaz : در گویش گوغر به لگن وقسمت فوقانی ران گفته می شود .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

sheteraq : در گویش گوغر صدای نواختن سیلی وتوگوشی را گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر از اصطلاحات چوپانی ست به معنای به حرکت انداختن وپیش راندن گوسفندان. نمونه را گویندخلمه هارو سینه کن بریم یعنی گوسفندان کُمُر وخردسال را ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر به کله گوسفند غالباًهمراه بامتعلقاتش ( پاچک . اشکمبه ) گویند .

پیشنهاد
٦

sang ru baafe gozaashtan : در گویش گوغر کنایه از بردن هدیه ای از سوی خانواده پسر برای دختر تا مطمئن شود نامزد یش پذیرفته شده ودیگرکسی برای خواستگاریش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

do zene : در گویش گوغر به مردی که دو زن گرفته دوزنه گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

do park shodan: در گویش گوغر به معنای دونصف شدن است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

dule: در گویش گوغر به معنای ضجه وفغان است.

پیشنهاد
٥

var gele kesi bastan: در گویش گوغر کنایه از تحمیل کردن چیزی به کسی است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aase eku: در گویش گوغر به معنای به آهستگی ویواشکویی است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aaxerun: در گویش گوغر به معنای اواخر وپایان کار است. نمونه را گویند ای دیگه آخرونشه یعنی این دیگر اواخر این کار است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Var keshidan: در گویش گوغر به معنای آویزان کردن است وگاه گفته می شود فلانی خودشو ور کشیده یعنی خودش را به مریضی زده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

var ham kandan: در گویش گوغر به معنای تخریب کردن ساختمان ودعواکردن کسی است . البته گاه می گویند ابرارو به هم کندهمنظور این است که ابرها را پراکنده سا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

var maalidan : در گویش گوغر به معنای بالا زدن وتازدن سر آستین لباس یا پاچه شلوار است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

velaat : در گویش گوغر به معنای منطقه وولایت وآبادی وشهر است نمونه را گویند از ولات غریب اومده یعنی از منطقه ناشناسی آمده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥٤

haf term : در گویش گوغر واحد وزن است برابر با بیست مثقال. هفت ترم نمونه از سروده های دلنشین خلیل حکیم زاده طوطی طوطی کار می بافی بیاومکن بی انصافی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

hes hes kerdan: در گویش گوغر به معنای نفس نفس زدن است که نشانه خستگی است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

hardambili: در گویش گوغر به معنای هرکه هرکه ای است. شاید دراصل چنین بوده هر دم میل یعنی هردم دم به میل خود . وبه احتمال بیشتر هردم بیل به اصول کشاورز ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

har taa: در گویش گوغر به معنای هر کدام است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

hey toreki: در گویش گوغر به معنای بدون دقت والکی است. همین طوری اصل واژه است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

haader bidaar : در گویش گوغر به معنای به شدت هوشیار در نگهبانی ومراقبت است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

haader bon: در گویش گوغر به معنای نگهبان ومراقب است. . هادر بان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

teqallaa : در گویش گوغر به معنای تلاش وتحرک دوچندان است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aaxore : در گویش گوغر به ظرفی گویند . که از چوب وتخته وسنگ وگل در گوشه طویله سازند ودر آن برای چهارپا علوفه ریزند .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tek taa : در گویش گوغر به معنای تحرک وجنب وجوش است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tek tom: در گویش گوغر به معنای ویران است بخش دوم واژه دراصر تنب بوده ازهمان مصدر تمیدن گوغری .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

rize kerdan: در گویش گوغر به ترید کردن ( تلیت ) نان گویند.