پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,١١٤
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

naatelengi kerdan: در گویش گوغر یعنی ناسازگاری کردن از روی بدذاتی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ham cheraagh : در گویش گوغر به کاسب همجوار گفته می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

che xaasse : در گویش گوغر به معنای مخصوصاً وبه ویژه است .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

habbe: در گویش گوغر واحد آب وزمین زراعتی ست برابر با . یک شانزدهم دانگ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

xanne kerdan: در گویش گوغر یعنی خندیدن درواقع اصلش خنده کردن است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

remut shodan: در گویش گوغر به درستی و روانی کار کردن وسیله روغن کاری شده گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٤

ruxu ne:در گویش گوغر نیز به صورت تغییر یافته و آسان شده رودخانه است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

remine kerdan: در گویش گوغر از اصطلاحات قالی بافی ست به معنی نمونه برداری کردن وبافتن از روی نقشه قالی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

zurziaadi : در گویش گوغر به معنای زورگویی وستم است .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

sahfe gozaashtan: در گویش گوغر یعنی پشت سرکسی هنرمندانه حرف زدن واز کاری که از مطرح کردنش اکراه دارد گفتن.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

shiraa : در گویش گوغر به معنای مادینه ای که شیرزیادی دارد .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

sheghaz : در گویش گوغر به لگن وقسمت فوقانی ران گفته می شود .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

sheteraq : در گویش گوغر صدای نواختن سیلی وتوگوشی را گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر از اصطلاحات چوپانی ست به معنای به حرکت انداختن وپیش راندن گوسفندان. نمونه را گویندخلمه هارو سینه کن بریم یعنی گوسفندان کُمُر وخردسال را ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر به کله گوسفند غالباًهمراه بامتعلقاتش ( پاچک . اشکمبه ) گویند .

پیشنهاد
٦

sang ru baafe gozaashtan : در گویش گوغر کنایه از بردن هدیه ای از سوی خانواده پسر برای دختر تا مطمئن شود نامزد یش پذیرفته شده ودیگرکسی برای خواستگاریش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

do zene : در گویش گوغر به مردی که دو زن گرفته دوزنه گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

do park shodan: در گویش گوغر به معنای دونصف شدن است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

dule: در گویش گوغر به معنای ضجه وفغان است.

پیشنهاد
٥

var gele kesi bastan: در گویش گوغر کنایه از تحمیل کردن چیزی به کسی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aase eku: در گویش گوغر به معنای به آهستگی ویواشکویی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aaxerun: در گویش گوغر به معنای اواخر وپایان کار است. نمونه را گویند ای دیگه آخرونشه یعنی این دیگر اواخر این کار است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Var keshidan: در گویش گوغر به معنای آویزان کردن است وگاه گفته می شود فلانی خودشو ور کشیده یعنی خودش را به مریضی زده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

var ham kandan: در گویش گوغر به معنای تخریب کردن ساختمان ودعواکردن کسی است . البته گاه می گویند ابرارو به هم کندهمنظور این است که ابرها را پراکنده سا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

var maalidan : در گویش گوغر به معنای بالا زدن وتازدن سر آستین لباس یا پاچه شلوار است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

velaat : در گویش گوغر به معنای منطقه وولایت وآبادی وشهر است نمونه را گویند از ولات غریب اومده یعنی از منطقه ناشناسی آمده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٢٧

haf term : در گویش گوغر واحد وزن است برابر با بیست مثقال. هفت ترم نمونه از سروده های دلنشین خلیل حکیم زاده طوطی طوطی کار می بافی بیاومکن بی انصافی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

hes hes kerdan: در گویش گوغر به معنای نفس نفس زدن است که نشانه خستگی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

hardambili: در گویش گوغر به معنای هرکه هرکه ای است. شاید دراصل چنین بوده هر دم میل یعنی هردم دم به میل خود . وبه احتمال بیشتر هردم بیل به اصول کشاورز ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

har taa: در گویش گوغر به معنای هر کدام است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

hey toreki: در گویش گوغر به معنای بدون دقت والکی است. همین طوری اصل واژه است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

haader bidaar : در گویش گوغر به معنای به شدت هوشیار در نگهبانی ومراقبت است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

haader bon: در گویش گوغر به معنای نگهبان ومراقب است. . هادر بان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

teqallaa : در گویش گوغر به معنای تلاش وتحرک دوچندان است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aaxore : در گویش گوغر به ظرفی گویند . که از چوب وتخته وسنگ وگل در گوشه طویله سازند ودر آن برای چهارپا علوفه ریزند .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tek taa : در گویش گوغر به معنای تحرک وجنب وجوش است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tek tom: در گویش گوغر به معنای ویران است بخش دوم واژه دراصر تنب بوده ازهمان مصدر تمیدن گوغری .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

rize kerdan: در گویش گوغر به ترید کردن ( تلیت ) نان گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

telit : در گویش گوغر به معنای ریزه کردن یا ریز ریز کردن نان در مایعاتی چون دوغ وآبگرمو و. . . است اصل آن ترید است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tofu : در گویش گوغر گاه نیز به صورت تفی به کار می رود یعنی تف مالو وآلوده به تف وآب دهان شده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tongu : در گویش گوغر به کوزه کوچک گویند واو نشانه تصغیر وکوچکی است .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

tombolis یا تنبلیس :در گویش گوغر به صورت تمّلیس بیشتر تلفظ می شود به معنای جفتک انداختن حیوان است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tommolis : در گویش گوغر به جفتک انداختن حیوان را گویند در اصل تنبلیس است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

baagh kerdan : در گویش گوغر از اصطلاحات کشاورزی است وبیشتر بصورت گرگا را باغ کن به کار می رود یعنی گرگا یاهمان محل انشعاب آب از جوی آب را بگیر .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tambiq :درگویش گوغر کندورا گویند وگاه به صورت تممیخ نیز تلفظ می شود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

bad del: در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به شخصی گویند که با دیدن مدفوع بچه وحیوانات زود واکنش نشان می دهد وتا مدتی از خورد وخوراک می افتد وبا دیدن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

das helaal kerdan : در گویش گوغر یعنی ختنه کردن پسر بچه ها.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

تخمی در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنی به درد نخور وناکارآمدااستفاده می شود .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

teb tile : در گویش گوغر به معنای تِلو تِلو یا همان حرکت نامتعادل به چپ و راست مانند راه رفتن اشخاص مست . را گویند. .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

put nedaadan : در گویش گوغر به معنای کفاف چیزی را ندادن وبسنده نبودن است .