پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (١,٢٦٥)

بازدید
١,٦٤٨
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

hasku:درگویش گوغر ملاغه راگویند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

herne: درگویش گوغر به معنای خسته است/ از خستگی از پادرآمده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

Suzeneku: :درگویش گوغر همان سنجاقک را گویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

haapoli haapo:درگویش گوغر شخص نامرتب ودرهم برهم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

hatu shew:درگویش گوغر شبه جمله ای ست برای متوقف کردن گاو ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

hot o mot:درگویش گوغر حیران ومتعجب راگوینداختمالا هات ومات اصلش باشد ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

haakochu:درگویش گوغر لفظی ست برای پیش خواندن سگ.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

haashu:درگویش گوغر معرفی خر است به زبان کودکانه. خر=هاشو

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

hop:درگویش گوغر به معنای امر به سکوت است ، ساکت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

haanemid:درگویش گوغر هم به معنای بزرگ وحسابی ودرست ودرمان به کار می رود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

haader :درگویش گوغر هم به معنای مراقب ونگهدار است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

چارذوقی:chaarzowghi. درگویش گوغر به معنای خیلی شاد است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

atamxaa shodan:درگویش گوغر یعنی طرفداری وجانبداری کردن از کسی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

dam xaaki:درگویش قدمای گوغر به معنای خرج کرد وصیت شده برای پس از مرگ را گویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

Yort:درگویش گوغر بهمنزا و آثار بجا مانده ازخانه پس از ترک آن گویند ظاهراّ واژه ترکی مغولی ست، ( برگرفته از فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

درگویش گوغر یعنی چمدان چوبی با لایه ای فلزی بر روی آن جهت نگهداری خوراکی ها ولباس ها. البته گوغری ها می گویندyaxdon.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

yaad gomaar kardan: درگویش گوغر یعنی مواظبت کردن از کسی . رسیدگی وپابیدن کسی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

yaaltur: درگویش گوغر قدبلند را گویند ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

Yaan: درگویش گوغر بافنده قالی وگلیم وجاجیم را گویند البته وقتی که بیشتر از یک قالی باف روی یک کار باشد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

yahew:درگویش گوغر یعنی بی هوا وناگهانی ویکباره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

hakke:درگویش گوغر عیب وایراد وخرده را گویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

aafuk keshidan:درگویش گوغر یعنی بطور کامل تاراج کردن. کاملا تباه کردن وبالا کشیدن چیزی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٩

atamxaa shodan:در گویش گوغر یعنی جانبداری کردن وپشتیبانی کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

sar sar kardan:درگویش گوغر به معنای الک کردن ومجازاّ خوب هارا از بدها جدا کردن.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

، ter daadan, :درگویش گوغر یعنی بی جا وبدموقع حرف زدن ومطلبی را فاش کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

درگویش گوغر حشره ای را گویند زیبا که رنگ سبز وطلایی اش بیشتر نمایان است زهرش کشنده است . /همچنین به هر شی ء بی نام ونامشخص الزینو والماسک گویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

kotlnu:درگویش گوغر همان لباس کوب را گویند که جنسش از چوب است وطول آن حوداّ چهل سانتیمتر وعرضش نیز تقریبا ده پانزده سانتیمتر است جز قسمت دسته که استوا ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

peperme:درگویش گوغر همان نُقل را گویند .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

mare:درگویش گوعر به حصار ودیوار مانندی گویند که بابروبوته مرز دو زمین را از هم جدا می کند .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

bosh:درگویش گوغر به جازها وبوته هایی که روی دیوار می نهندتا آب باران از دوطرف دیوار بر دیواره نریزد ومستقیم به زمین بریزد بُش گویند تقریبا شبیه قرنیز.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

kotombe:درکویش گوغر به فرق سر یا کله گفته می شود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

درگویش گوغر به تشتک مانند فلزی می گفتند که شبیه تشتک فرغون بود واز دوطرف دسته داشت وبرای حمل سنگ وچیزهای سنگین به کار می رفته . حمل آن توسط دو یا چها ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

qaateq sibدرگویش گوغر یکی از غذاهای خوشمزه محلی ست که از سیب زمینی آب پز کوبیده وکشک وسیر به اضافه ادویه جات تهیه می شود .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١١

درگویش گوغر به گیاهی خودرو گویند که در بیابان می روید گیاه به حالت خوابیده و وی زمین رشد می کند وگل آن شبیه متکااستوانه ای کوچکی است .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

gorij:درگویش گوغر همان سرخ ولیک یا زالزالک برگ ریز را گویند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١١

Kordu: درگویش گوغر همان باغچه جلو خانه راگویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

درگویش درمعانی زیر کاربرد دارد۱متضاد شیرینی۲بدخلقی۳تریاک

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

golaalak:درگویش گوغر بالا وسر چیزی را گویند بیشتر برای درخت کاربرد دارد گلالک چنار یعنی بالاترین جای درخت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

kermejak:درگویش گوغر به موجودی کوچک در جو های آب که تقریباّکرم ریز با دست وپا های کوچک است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

درگویش گوغر نیز به چوب بلندی گویند که سر آن به حالت دو شاخه ( v ) است یا مثل دسته عصا ست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

qaaqe:درگویش گوغر به بخشی از درخت گفته می شود که محل انشعاب شاخه ها است ومی توان به راحتی درمحل دوشاخگی یا سه شاخگی . . . نشست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

pit:درگویش گوغر علاوه بر ظرف فلزی نفتی به معنای توخالی وبی هسته نیز به کار می رود مثلاّ گردوها همه پیتندیعنی مغز ندارند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

Landur:درگویش گوغر همان مه وابر غلیظ وسنگین نزدیک زمین را گویند. قدیمیا می گفتند لندور صبحگاهی خرت بِرُن پناهی لندور شامگاهی گله بیرون غمی نی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

kerkeru:درگویش گوغر صفتی برای نوعی دنده ( هسته ) های تلخ زردآلو و. . . که چندین درآب جوشانده شده وشیرین می شدند سپس با آب نمک برشته می شدندبعضی ها هم ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١١

Koruلانه وخانه شب خواب مرغ وماکیان رادرگویش گوغر گویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١١

Koru:درگویش گوغر خانه شب خواب مرغ وماکیان را گویند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

bambu: درگویش گوغر وسیله ای فلزی است برای کشیدن نفت وبنزین از بشکه.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

gandomu:درگویش گوغر به بوته خودرویی گویند که معمولاّدرمیان مزراع گندم می روید وگل های سفیدی دارد وعلف هرز به حساب می آید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

cheraaghu:درگویش گوغر به تنه چربی دار بوته کتیرا چراغو گویند وتسامحاّ به بوته گون وکتیرا نیز گفته می شود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١١

درگویش گوغر به گوسفند ماده ای که هنوز زایمان نکرده کاور گویندوپس از اولین زایمانش میش گویند