پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,٠٩٦
تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

taafe : در گویش گوغر برای اهانت به کسی می گویند همچی تافه یی هم نی یعنی چندان ارزشی هم ندارد اصل واژه همان تحفه است .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tar hevas : در گویش گوغر به شخص دمدمی مزاج گویند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

shaagerdonei : در گویش گوغر به انعامی که خریدار ومراجعان به شاگرد مغازه دهند گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

shevane ruz: در گویش گوغر منظور شبانه روز و یه مُدُوم ویکسره است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

sholekuyi : در گویش گوغر یعنی یواشکویی وآهسته وبی سروصدا وبدون جلب توجه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

na?re : درگویش گوغر نیز به معنای دادو فریاد وجیغ است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ghaarre zedan : در گویش گوغر به معنای فریاد زدن ونعره بلند گاو است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر نیز به معنای شسته نشده وچرکو است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

naapaz : در گویش گوغر یعنی نپخته وگاهی منظور نیم پز است . نمونه را گویند ای سیبا ناپزو چرا ورداشتی آوردی یعنی چرا این سیب زمینی های نیم پز وکامل پخته ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

naachar : در گویش گوغر یعنی از چرا وخوراک افتاده مجازاً یعنی ناخوش احوال وبیمار.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

naashtaayi: در گویش گوغر به معنای صبحانه وچاشت است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

naadel gerenu : در گویش گوغر یعنی دل نگران وناراحت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر لفظی است برای بیان افسوس واندوه درجهت همدردی با گوینده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

naa ham rew : در گویش گوغر به معنای ناهموار است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

nax keshu : در گویش گوغر یعنی نخ نما شدن پارچه و. . . گویند ودرواقع فرسوده وکهنه شدن آن منظور است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

narme qan : در گویش گوغر به آرد شده یا خاکه قند گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

neshon kerdan: در گویش گوغر به نخستین بار ثمر دادن ومیوه دادن درخت گویند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

nezar gereftan : در گویش گوغر گاهی که شخص برای درمان چشم زخم به ملا مراجعه کرده وملا جهت رفع چشم زخم برایش دعاهایی می خواند می گویند ملا نظرش را گرفت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٧

non bori: : در گویش گوغر کنایه از کسی را از کار بیکار کردن واز نان خوردن انداختن است ( البته از روپدرسگی )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

nim bandu : در گویش گوغر به معنای نیمه بسته وکاملاً بسته نشده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

var bad : در گویش گوغر به معنای پس از این است

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

heshtew ni : در گویش گوغر یعنی اشکالی ندارد . دراصل بوده هیچ طوری نی ( نیست )

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ham saaf : در گویش گوغر به معنای هم سطح وهم تراز است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

yekke xordan : در گویش گوغر به معنای جاخوردن وشگفت زده شدن از شنیدن ودیدن امری غیرمنتظره است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

yekke : در گویش گوغر به معنای تنها وبدون همراه است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

yabaareki : در گویش گوغر به معنای ناگهانی و به یکباره است . اصلش بوده یکبارگی.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

orsi : در گویش گوغر به کفش چرم پاشنه دار گویند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aaghol : در گویش گوغر به شب خوابگاه صحرایی گوسفندان گویند که بیشتر با بوته شنگلو ساخته می شود .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aasoeki : در گویش گوغر یعنی یواشکویی وبه آهستگی . دراصل بوده آهستِه وویی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر نیز به معنای بی برو برگرد و به ناگزیر است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ey val : در گویش گوغر لفظی ست برای ترغیب وتشویق ست چونان آفرین

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

nonxaase: در گویش گوغر صفت ( نوخواسته ) است به معنی جوان.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١١

vaaxaa vaapors : در گویش گوغر به معنای غمخوار وتیماردار است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gol mazze : در گویش گوغر کوچک ترین حرفی که موجب رنجش شود را گویند نمونه:گل مزیّم نگفتمش قهر کرد یعنی هیچ حرفی که موجب رنجش شود را به او نگفتماما قهر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

sine kanne : در گویش گوغر کنایه از انسان بی چیز وتهیدست است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Suzmon: در گویش گوغر یعنی سوزش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

park: در گویش گوغر به معنای نیم ونیمه چیزی است . پرک کردن یعنی دونیم کردن چیزی .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

bad belaai kerdan : در گویش گوغر یعنی خوشایند نبودن چیزی برای کسی. نمونه را گویند ای کارِ نکن بدبلاییم میشه یعنی این کار را انجام نده خوشم نمی آید و ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

becho baar : در گویش گوغرمنظور خانواده وهمسر وفرزندان است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٨

baafur : در گویش گوغر منظور همان وسیله استعمال تریاک است که صورت تغییر یافته واژه وافور است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر نیز به معنای پروردن وتأدیب وتعلیم به کار می رود نمونه راگویند� ای بچه رِ خو بار نیاورده� یعنی این بچه را خوب پرورش نداده یا خوب ادب نکرد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

baadesh gereft : در گویش گوغر یعنی اخلاقش گاه مرغی ودگرگون شد .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٦

a sar vaa kerdan : در گویش گوغر کنایه از انجام کاری به صورت سرسری و غیراستاندارد.

پیشنهاد
٥

a raa paa oftidan : در گویش گوغر کنایه از ناتوانی ست . قادر به رفتن نبودن. از راه پا افتادن.

پیشنهاد
٥

a pese ham veraamedan: در گویش گوغر یعنی توان مقابله وایستادگی دربرابر هم را داشتن. ( از پس هم بر آمدن ) . نمونه را گویند اینا آ پس هم ور میان یعنی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aashequ : در گویش گوغر به استخوان مدور و متحرک سر زانو گویند. آشوق. . معروفه میگن تا آشقو به گل رفتم یعنی تا زانو به گِل فرو رفتم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

گلِ پاgele paa: در گویش گوغر یعنی ساق پا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gewde: در گویش گوغر به چاله ای که برای کاشت نهال حفر کنند گوده گویند .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

marzangu: در گویش گوغر نیز به گیاهدارویی خوشبو وعفونت زدای مرزنجوش گفته می شود .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

mud: در گویش گوغر همان مو را گویند البته این حرف د بیشتر به عنوان واج میانجی هنگام جمع بستن و. . . پدیدار می شود .