پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٥)

بازدید
٤,٥١٧
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

beraabar budan: در گویش گوغر علاوه بر معنی معمول به معنی آشکار بودن هم به کار می رود . نمونه را برای هر چیزی که بخواهند بگویند خیلی واضح ودر دید است ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pot rexte: : در گویش گوغر به گوسفندی گویند که کرک وپشمش ریخته وپوستش برابر است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pot xaar : در گویش گوغر به مال ( حیوان اهلی ) گُم نشانی که حتی اثری از پُتش هم نمانده گویند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aapoti : در گویش گوغر به شخصی که موهای سرش خیلی کم تراکم باشد گویند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pot potu : در گویش گوغر به لباس نخ کش شده گویند .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pot : درگویش گوغر به معنای مو است به نظر میادشکل تحقیر آمیز مو باشد. نمونه را به کسی که موهایش نامرتب وپریشان است گویندبرو ای پتات بزن یعنی سرت را اص ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

درگویش گوغر علاوه بر معانی معمول به یک بارش مفصل باران گویند . نمونه را گویند اِیِه خدا یه پایه ای بفرسّه صحرا جُنی می گیره. یعنی اگر خدا یک پایه بار ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paftal : در گویش گوغر به تفاله وپس مانده غیر قابل استفاده چای گویند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paavar maa : در گویش گوغر به زن آبسنتنی گویند که در واپسین ماه بارداری به سر می برد. . ( پا بر ماه ) .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر نیز اولین دعوت عروس وداماد به مهمانی توسط اقوام وخویشان نزدیک پس از جشن عروسی را گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paak: در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنای به طور کامل هم کاربرد دارد نمونه را گویند فلانی پاک محفه یعنی فلانی بطور کامل گیج ومحفه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paa sobok kerdan : در گویش گوغر کنایه از زایمان ووضع حمل است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

vaze haml : در گویش گوغر یعنی پاسبک کردن وزاییدن.

پیشنهاد
٥

paare pure kerdan : در گویش گوغر یعنی فرسوده وژنده پاره پاره کردن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

درگویش گوغر نیز به معنای کهنه وفرسوده وپاره پاره است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paataaqu kerdan : در گویش گوغر گاهی که کسی برای کمک به بالا رفتن دیگری به حالت ایستاده پاهایش را از هم گشوده و دست ها رابرای شخص بالا رونده قلاب کند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paabil kerdan : در گویش گوغر به کندن وشخم زدن زمین با بیل گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

shelaapondan : در گویش گوغر به معنای به سرعت وپرجنب جوش حرکت کردن. البته به نظر میاد دراصل حرکت درآب مورد نظر بوده .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aasaar kedan: در گویش گوغر از اصطلاحات آبیاری است به معنی خرد کردن آب روی همه کرد ( ت ) ها نمونه را گویندجٓلدی اِووِه آسار کن بریم یعنی سریع آب جو را ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kerar : در گویش گوغر متضاد کُمُر است یعنی رشد کرده وبالغ نمونه را گویند گندم کلر یعنی گندم رسیده.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

var ham xaari : در گویش گوغر یعنی خوردن هم زمان خوراکی های ناسازگار باهم .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

var ham zedan : در گویش گوغر هم به معنای به خوردن نامزدی وقرار پیوند و هم به معنای زیرورو کردن وقاطی کردن چند چیز یا غذاست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

del var ham zedan: در گویش گوغر یعنی حالت تهوع وبالا آوردن .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

hardam hardam :در گویش گوغر به معنای یک ریز ومدام است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

matew : در گویش گوغر مهتاب را گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

hudi kolaa : در گویش گوغرنیز به شانه به سر هودی کلا گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

hur maahur : در گویش گوغر یعنی سخن یاوه وحرف مفت ونامربوط.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

yaad daadan : در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنای به یاد آوردن وبه خاطر آوردن هم کاربرد دارد. نمونه را گویندقله رِ گمونم رحمُن یه خوابی یاد می ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

dard yaad kerdan : در گویش گوغر یعنی شروع شدن درد بویژه دردزایمان.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

در گویش گوغر یعنی مثل تبری از دسته افتادن . خیت وکنفت شدن .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

keneft shodan : در گویش گوغر یعنی خیت شدن. سرشکسته شدن. کم آوردن درجمع.

پیشنهاد
٧

mes teberi a dasse oftidam : در گویش گوغر کنایه از یخ کردن وخیت شدن وکنف شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ye paarei: در گویش گوغر یعنی مقداری. نمونه را گویند یه پاره ای گُریج براش فرستادم یعنی مقداری گریج ( سرخ ولیک ) برایش فرستادم .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ye chekuyi : در گویش گوغر یعنی یک قطره ای . اصلش یک چکه یی بوده.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

or rey : لفظی ست برای فحل دادن مادخر ( الاغ ماده ) معمولا میگن ارری سکله ننهorrey sekole nene

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tene lash : در گویش گوغر به شخص بی عرضه ی تن پرور گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

cheqederu : در گویش گوغر مترادف با چقدر وچه اندازه است. نمونه را گویند چقدرو می خوای دهنتو ببندی یعنی چه مقدار برای سکوت می خواهی .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

verennaaz: در گویش گوغر یعنی خریدارانه چیزی را پایین وبالا کردن .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

shol sholu : در گویش گوغر یعنی آهسته آهسته ویواشکو.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

kelesh kelesh : در گویش گوغر به صدای شُل شُلو راه رفتن شخصی گویند که می شلدوپاهایش به زمین کشیده می شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Xiyaar ba?leng : در گویش گوغر نوعی خیارسبز را گویند که معروف به شنگ است. معمولا بلندتر ورنگش روشن تر از خیار سبز است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

fallei : در گویش گوغر یعنی به صورت غیر بسته بندی کالایی را خرید یافروش کردن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧٢

dewbe: در گویش گوغر به معنای نوبت است نمونه را گاهی بازیکنان تیم مقابل پس از باخت بازی ترک می کنند تیم برنده همصدا می خوانند دوبه ی ما هری هری هرکه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

az xar keshidan : در گویش گوغر از فحش های بسیار زشت وآبدار محسوب می شود که نوامیس طرف مقابل را به نرخر حواله می دهند .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

var melaa kerdan : در گویش گوغر یعنی افشا کردن .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

qevam: در گویش گوغر به معنای پایداری ومحکمی است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

jiku : در گویش گوغر به بچه هایی اطلاق می شود که کوتاه ولاغر وپر جنب وجوشند بقول مشاوران بیش فعالند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gipe gip: در گویش گوغر یعنی جزمِ جزم . کاملاً چسبیده به هم .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

e?vaz bedelu: در گویش گوغر یعنی جابه جا کردن . عوض کردن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paq : در گویش گوغر در دو مورد به کارمی رود ۱ - پهن ِفرورفته وکوبیده ۲ - لفظی ست برای ترساندن بچه ها که گاه به صورت پقّی بیان می شود .