نظر گرفتن

لغت نامه دهخدا

نظر گرفتن. [ ن َ ظَ گ ِ رِ ت َ ]( مص مرکب ) نظر گردانیدن. ( از آنندراج ). رجوع به نظرگردانیدن شود. رجوع به ترکیبات ذیل مدخل نظر شود.

فرهنگ فارسی

نظر گردانیدن ٠

پیشنهاد کاربران

nezar gereftan : در گویش گوغر گاهی که شخص برای درمان چشم زخم به ملا مراجعه کرده وملا جهت رفع چشم زخم برایش دعاهایی می خواند می گویند ملا نظرش را گرفته.
نظز خود را از چیزی گرفتن ، اهمیت ندادن ، ندیدن
اهمیت دادن
ببخشید امروز روز سومی هست که بچم چشم خورده از پا افتاده شما میتونید نظرش بگیرید
قائل شدن