پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (١,٢٦٥)

بازدید
١,٦٤٨
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

verammaalu:درگویش گوغر به معنای درهم ریز ونامشخص است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

kelaxne: درگویش گوغر به معنای فرسوده وخراب وازکارافتاده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

kol daadan:درگویش گوغر غلطاندن چیزی را گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

kornaatu: درگویش گوغر به برآمدگی سفت زیر گلو گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

kerre: درگویش گوغر به حاشیه وگوشه چیزی گچیند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

keri kardan : درگویش گوغر هم به معنای ارزش داشتن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

qeynus: درگویش گوغر به سخنان مفت و بیهوده وسردردآور گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

baadrizi: درگویش گوغر به میوه ای گویند که خودبخود یا در اثر وزش باد از شاخه جدا شده به زمین می افتد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

borzi: درگویش گوغر مترادف بلندی وارتفاع است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

tevaar: درگویش گوغر مترادف صدا است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

tevesht::درگویش گوغر به دانه های سرخرنگی گویند که معمولا پس از تب شدید در سر وصورت وبدن بیمار پدیدار می شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

churew: درگویش گوغر مترادف بی سروپا و ولو است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

deraxt kot kon:درگویش گوغر مترادف پرنده دارکوب است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

dereki: درگویش گوغر به شخصی گویند که در خانه نمی ماند ویکسره دوست دارد درگشت باشد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

mork:در گویش گوغر به جوانه وشاخه نورسته گویند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

maf: درگویش گوغر فرد گیچ ومنگ را گویند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

naaze:درگویش گوغرمترادف ناخن در ادبیات رسمی است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

mufeku: درگویش گوغر به نوعی بیماری اطلاق می شود که شخص علاوه بر سرماخوردگی معمول دچار تب ولرز واحساس درد در همه اعضا می شود

پیشنهاد
٢٦

hur maahur goftan: درگویش گوغر به معنای سخنان بیهوده وبی ربط به زبان آوردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

var gel geftan: درگویش گوغر آرزوی مرگ کسی را کردن.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

har havasi: درگویش به معنای تا جائی که بشود یا تا بتوان به کار می رود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

gor: درگویش گوغر نیمی از روز را گویند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

goj :درگویش گوغر به معنای منفذ وسوراخ کوچک درز است ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

gottu ( gotu ) :درگویش گوغر حشره ای راگویند که شبیه سرگین گردان ) گاه قلون ( است ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

kallepedomak: درگویش گوغر همان بیماری اوریون را گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

zarduki :درگویش گوغر بیماری یرقان را گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

zagh nebud : درگویش گوغر وقتی می خواهند خوراک تلخ وناگواری را یادآوری کنند به صورت اعتراض ونفرین می گویند زغنبود که احتمالا خوراکی تلخ وکشنده بوده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

peyvaal :درگویش گوغر مدفوع حیواناتی چون گاو وخر را گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

taatonaa :درگویش گوغر مترادف حتی است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

pisheki :درگویش گوغر بچه پیش از قباله را گویندکه نطفه اش قبل از عقد شرعی بسته شده ‏‪.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

keymaagh:درگویش گوغر مترادف سرشیر است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

kevor chak :درگویش گوغر شوره پوست سر را گویند ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

konelu :درگویش گوغر هیزم های کوچک وتپال را گویند احتمالا اصلش کنده وو باشد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

kelilu :در گویش گوغر دسته چرخ نخ ریس را گویندکه کنایه از شخص لاغراندام است. . ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

sisku:درگویش گوغر به کرمی گویند که باعث خارش نشیمنگاه شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

، sum: درگویش گوغر باد خیلی سرد یا سرمای طاقت فرسا راگویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

sehaar :درگویش گوغر معادل بدبو ست مثلا علف وسبزه ای را که دام ها لگدمالشان کرده اند ودیگر از آن سبزه ها نخورند می گویند سهار شده اند یا ماهی وگوشت سر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

suse: درگویش گوغر به معنای منفذ وسوراخ کوچک است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

sisammol: درگویش گوغر گیاهی خوشبو را گویند که در پخت آش کاربرد دارد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

chil:درگویش گوغر به معنای انباشته وتوده به کار می رود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

chile: توده چوب یا هیزم ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

xaarmon:درگویش گوغر مترادف خارش است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

qommol: در گویش گوغر مترادف باسن ولگنچه وسرین است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

qonjoru: درگویش گوغر به معنای فشرده وبه هم کشیده شده به کار می رود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

qompe: درگویش گوغر معادل سنبله و خوشه است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

dum:درگویش گوغر به معنای نوبت ومجال است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

gordeu: درگویش گوغر هم به معنای مصغر گُرده ( کلیه ) به کار می رود هم به طفلی خردسال گویند که دراثرزیاد بغل کردن نادرست آرام وقرار ندارد .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

geran: درگویش گوغر مترادف محلی گِرِه است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

goromondan: درگویش گوغر به معنای نواختن با حرارت ساز محلی دُهُل است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

gor gor: درگویش گوغر به معنای تند تند است.