پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٥)
jelow zedan : در گویش گوغرنیز به معنی پیشی گرفتن وسبقت است.
jalghuz : یا چلغوز: در گویش گوغر به مغرور بدذات گویند شاید با چلغوز، میوه درخت کاج که در منطقه افغانستان، پاکستان و هند به وفور یافت می شودبی ارتباط ...
البته در گویش گوغر به نوعی سوسک که بجک بجک حرکت می کند نیز جیکو گویند.
jerk : در گویش گوغر به معنای تند وتیز وزبر وزرنگ است.
jeresh gereft : در گویش گوغر یعنی لجش گرفت . مصدر جرگرفتن با ضمایر پیوسته دیگر ( جرم - جرت و. . . ) , هم به کار می رود.
tile daadan:: در گویش گوغر یعنی هل دادن
در گویش گوغر نیز یعنی پرتاب آب از یک سوراخ تنگ معمولا ً برای جیش ( ادرار ) کردن نوزاد به کار می رود.
در گویش گوغر نیز به معنای اردنگی وبا سرپا ضربه زدن معمولا به دنباله کسی.
ti ti : در گویش گوغر خوشگل وزیبا البته به زبان کودکانه .
در گویش گوغر یعنی مرتب کردن .
baad tufon : یا باد تیفون :. در گویش گوغر یعنی باد تند همراه با گردوخاک
tu hesaabe chizi budan : در گویش گوغر یعنی مراقب آن بودن. . به فکرش بودن
tupechu : در گویش گوغر یعنی درپرده ابهام ونامشخص . نمونه را گویند یه طوری توپچوش کرد که هیشکه نفهمه چی شد. یعنی طوری در پرده ابهام مطلب را بیان کرد ...
temu beshewیا تموم بشو : در گویش گوغر یعنی تمام شدنی . تموبشو~تموم بشو~تمام بشو
tommondan : در گویش گوغر یعنی خراب کردن بنا وتخریب . اصل آن باید تنباندن ~تمباندن باشد ومصدر ناگذرش تمیدن ~تنبیدن است .
teleng : در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنای باد معده صدادار ( گوز ) است . نمونه را گویند بنده خدا تا اومد جابجا بشه تلنگش دررفت
Atek dew kerdan : در گویش گوغر به معنای سگ دو وکوشش وتکاپو است .
tek park: در گویش گوغر یعنی پاره پاره. چاک چاک.
telep shodan: در گویش گوغربه معنای ناخوانده سربار ومزاحم کسی شدن است.
در گویش گوغر نیز به معنای گناهکار ومقصر است.
tefaaq : در گویش گوغر یعنی اتفاق و پیشامد وحادثه . نمونه را گویند فلانی مرد تفاقه یعنی مرد پیشامدهای سخته ودرحوادث کمک حاله دیگرانه .
tegherse: در گویش گوغر تگرگ را گویند.
در گویش گوغر نیز یعنی تخم گذاشتن مرغ .
taxt xaabidan : در گویش گوغر نیز یعنی آسوده وراحت خفتن.
یا تخته تن شور taxtey tanshu: در گویش گوغر به تخته ای که مرده را روی آن می شویند وغسل می دهند گویند.
: در گویش گوغر به طبله وحلبی هیجده کلیویی خالی روغن tavle ) تٓوله ) گویند.
taa qerune aaxedesh : در گویش گوغر یعنی تاآخرین ریال پولش . تا تمام شدن کامل پولش .
taajik ( تاجیک ) : در گویش گوغر به فارس زبان درمقابل ترک زبان تاجیک گویند.
pishteraa : در گویش گوغر یعنی پیشتر وسابقاً.
در گویش گوغر به فرزند زن یا فرزند شوهر را گویند .
pan paash kerdan : در گویش گوغر گاه به صورت پن پاش کردن نیز تلفظ می شود وبه معنی پخش وپلا کردن است.
pa pa : در گویش گوغر لفظی ست برای بیان خوراکی های خوشمزه به کودک.
pudone : در گویش گوغر به پونه گویند.
pangol: : در گویش گوغر پنجه جانورانی چون گربه را گویند .
put : در گویش گوغر صفت گردو وبادام ودنده ( هسته ) پوچ وبدون مغر است . گاه نیز می گویند ای پوتشو نمیده یعنی این کفافشو نمیده .
torbteraash : در گویش گوغر به رنده آشپزخانه گویند .
pir paftaal : در گویش گوغر به معنای فرتوت وازکارافتاده به درد نخور است. . نمونه را گویند یه مشت پیر پفتالی ریختن اینجا یعنی تعدادی از کارافتادن به در ...
padruf : در گویش گوغر به معنای سفید سفید وبرّاق است.
anderi : در گویش گوغر به خویشی ونسبتی که از طرف یکی از والدین مشتر ک نباشد گویند نمونه را به خواهر پدر که از طرف مادر یا پدر مشترک نیست عمه ی اندری گ ...
per pexal : در گویش گوغر به آشغال ودورریز گویند.
pex: در گویش گوغر لفظی است برای ترسانیدن کسی بیشتر کودکان .
pex pexu: در گویش گوغر نیز به معنی قلقلک وخاراندن زیر بغل کسی ومانند آن را گویند.
zureki : در گویش گوغر یعنی اجبارکی وبه زور.
chepondan : در گویش گوغر یعنی زورکی جا کردن چیزی در چیزی . گاه نیز به جنسی که کسی به دیگری می اندازد بیش از قیمت معمول گویند بهش چپونده.
pach : در گویش گوغر به معنای له ولورده وکاملاً خرد شده است.
در گویش گوغر نیز به زن بدسیرت ِبی شرم گویند.
por potu : در گویش گوغر به شخص ژولیده مو وکسی که پوست بدن بیش از معمول مو دارد گویند.
potriz : در گویش گوغر به حیوان پوست کچل شده یا مرغ پر ریخته گویند.
pot pot kerdan : در گویش گوغر یعنی کندن موهای کسی وکنایه از اینکه همه چیزش را به هم ریخت ودقیق گشتش.
pet pet kerdan: در گویش گوغر صدای پت پتی که از چراغ یا ماشین هنگام خاموش شدن واز کار افتادن بلند شده ونشان از خرابی شان دارد گویند . گاه به حرف مفت ز ...