پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,٠٩٥
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

vaze haml : در گویش گوغر یعنی پاسبک کردن وزاییدن.

پیشنهاد
٥

paare pure kerdan : در گویش گوغر یعنی فرسوده وژنده پاره پاره کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

درگویش گوغر نیز به معنای کهنه وفرسوده وپاره پاره است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paataaqu kerdan : در گویش گوغر گاهی که کسی برای کمک به بالا رفتن دیگری به حالت ایستاده پاهایش را از هم گشوده و دست ها رابرای شخص بالا رونده قلاب کند ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paabil kerdan : در گویش گوغر به کندن وشخم زدن زمین با بیل گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

shelaapondan : در گویش گوغر به معنای به سرعت وپرجنب جوش حرکت کردن. البته به نظر میاد دراصل حرکت درآب مورد نظر بوده .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aasaar kedan: در گویش گوغر از اصطلاحات آبیاری است به معنی خرد کردن آب روی همه کرد ( ت ) ها نمونه را گویندجٓلدی اِووِه آسار کن بریم یعنی سریع آب جو را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kerar : در گویش گوغر متضاد کُمُر است یعنی رشد کرده وبالغ نمونه را گویند گندم کلر یعنی گندم رسیده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

var ham xaari : در گویش گوغر یعنی خوردن هم زمان خوراکی های ناسازگار باهم .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

var ham zedan : در گویش گوغر هم به معنای به خوردن نامزدی وقرار پیوند و هم به معنای زیرورو کردن وقاطی کردن چند چیز یا غذاست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

del var ham zedan: در گویش گوغر یعنی حالت تهوع وبالا آوردن .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

hardam hardam :در گویش گوغر به معنای یک ریز ومدام است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

matew : در گویش گوغر مهتاب را گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

hudi kolaa : در گویش گوغرنیز به شانه به سر هودی کلا گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

hur maahur : در گویش گوغر یعنی سخن یاوه وحرف مفت ونامربوط.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

yaad daadan : در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنای به یاد آوردن وبه خاطر آوردن هم کاربرد دارد. نمونه را گویندقله رِ گمونم رحمُن یه خوابی یاد می ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

dard yaad kerdan : در گویش گوغر یعنی شروع شدن درد بویژه دردزایمان.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

در گویش گوغر یعنی مثل تبری از دسته افتادن . خیت وکنفت شدن .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

keneft shodan : در گویش گوغر یعنی خیت شدن. سرشکسته شدن. کم آوردن درجمع.

پیشنهاد
٧

mes teberi a dasse oftidam : در گویش گوغر کنایه از یخ کردن وخیت شدن وکنف شدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ye paarei: در گویش گوغر یعنی مقداری. نمونه را گویند یه پاره ای گُریج براش فرستادم یعنی مقداری گریج ( سرخ ولیک ) برایش فرستادم .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ye chekuyi : در گویش گوغر یعنی یک قطره ای . اصلش یک چکه یی بوده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

or rey : لفظی ست برای فحل دادن مادخر ( الاغ ماده ) معمولا میگن ارری سکله ننهorrey sekole nene

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tene lash : در گویش گوغر به شخص بی عرضه ی تن پرور گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

cheqederu : در گویش گوغر مترادف با چقدر وچه اندازه است. نمونه را گویند چقدرو می خوای دهنتو ببندی یعنی چه مقدار برای سکوت می خواهی .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

verennaaz: در گویش گوغر یعنی خریدارانه چیزی را پایین وبالا کردن .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

shol sholu : در گویش گوغر یعنی آهسته آهسته ویواشکو.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

kelesh kelesh : در گویش گوغر به صدای شُل شُلو راه رفتن شخصی گویند که می شلدوپاهایش به زمین کشیده می شود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Xiyaar ba?leng : در گویش گوغر نوعی خیارسبز را گویند که معروف به شنگ است. معمولا بلندتر ورنگش روشن تر از خیار سبز است

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

fallei : در گویش گوغر یعنی به صورت غیر بسته بندی کالایی را خرید یافروش کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧٢

dewbe: در گویش گوغر به معنای نوبت است نمونه را گاهی بازیکنان تیم مقابل پس از باخت بازی ترک می کنند تیم برنده همصدا می خوانند دوبه ی ما هری هری هرکه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

az xar keshidan : در گویش گوغر از فحش های بسیار زشت وآبدار محسوب می شود که نوامیس طرف مقابل را به نرخر حواله می دهند .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

var melaa kerdan : در گویش گوغر یعنی افشا کردن .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

qevam: در گویش گوغر به معنای پایداری ومحکمی است .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

jiku : در گویش گوغر به بچه هایی اطلاق می شود که کوتاه ولاغر وپر جنب وجوشند بقول مشاوران بیش فعالند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gipe gip: در گویش گوغر یعنی جزمِ جزم . کاملاً چسبیده به هم .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

e?vaz bedelu: در گویش گوغر یعنی جابه جا کردن . عوض کردن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paq : در گویش گوغر در دو مورد به کارمی رود ۱ - پهن ِفرورفته وکوبیده ۲ - لفظی ست برای ترساندن بچه ها که گاه به صورت پقّی بیان می شود .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

jaar zedan: در گویش گوغر یعنی با صدای بلند کسی را خواندن وآواز دادن. داد زدن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

jaar: در گویش گوغر به معنای صدای بلند وفریاد است .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

teki : در گویش گوغر گاه متضاد جفتی است وگاه منظور یک مورد ازیک جمع است نمونه را گویند ای فنجونِه تکی می خوام یعنی این یک استکانو ( فنجان ) فقط از سرو ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

azzaab : در گویش گوغر یعنی رنج وزحمت . نمونه را گویند آ دسِ همسادِ ا خودم به عذّاب زنم به عذٌاب تنورُم به عذّاب . یعنی از دست همسایه ها خودم وخانمم ...

پیشنهاد
٥

be sere kesi daadan : در گویش گوغر کنایه از آزردن کسی وبدرفتاری کردن با کسی است . نمونه را گویند نمی دونی ای شلیته چی به سرش داد یعنی اطلاع نداری این ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

balkam : در گویش گوغر یعنی شاید وامید است . . احتمالاً اصل واژه بلکه هم بوده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

bedew bedew kerdan : در گویش گوغر یعنی سگدو زدن وتقلا وسعی دوچندان کردن .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

bad aamedan : در گویش گوغر نیز یعنی در اثر کم توقعی خشمگین شدن . نمونه را گویند اینونگو بدش میاد یعنی این مطلب را بیان نکن کم توقعی اش می شود وعصبانی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

bache bi saab : در گویش گوغر به جوان بی سروپا و ولو گویند . بچه بی صاحب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنی تاب دادن هم است نمونه را گویند بچه تو گاچوه یه دوتا بادش بده یعنی بچه در تاب نشسته دو تا تابش بده

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

baadu : در گویش گوغر به شخصی گویند که همیشه نسبت به دیگران فیس وافاده داردخودش را می گیرد ودیگران را کم محل می کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٥

baad var kerde: در گویش گوغر یعنی باد شروع به وزیدن کرده.