پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (١,٢٦٥)

بازدید
١,٦٤٨
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٧

fere: درگویش گوغر برابر با چیره . مسلط است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

ferraaki: در گویش گوغر پرنده تازه به پرواز درآمده. ا گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

sag chil: درگویش گوغر به توده ای از سنگ های بی کاربردی که از زمین زراعتی گردآوری کرده وگوشه ای روی هم تلمبار می کنند سنگ چیل یا سنچیل گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

sarre: درگویش گوغر آواز خر را گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

deyaavh:درگویش گوغر مترادف تکیه گاه است. . ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

raas ritu: :درگویش گوغر شخصی را گویند که سیری ندارد ودم به دم احساس گرسنگی می کند .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

digberu: درگویش گوغر قابلمه گونه ای را گویند که دهانه ای تنگ دا ردودرش مانند دیگ وکماجدان چفت نمی شود وبرای جوشاندن دوغ وشیر به کار می رود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

ju kot kon: درگویش گوغرجانوری سوسک مانند را گویند که معمولا در جوی آب پیدایش می شود و آبراه هایی در جوو . دیوارها یش می کٓند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

jushu : درگویش گوغر شخصی راگویند که بی درنگ خشمگین شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

kur geran: درگویش گوغر ناهمگون جوزگرن است به معنای گرهی که اگر باز شودبه سختی باز می شود .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

jewz geran: درگویش گوغر دربرابر کورگرن به کار می رود به معنای گرهی که به راحتی باز می شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

jeng jengu:درگویش گوغر به دومعنی کاربرد دارد۱. جغجغه وسیله سرگرمی نوزاد۲. گیاهی خودرو ی بیابانی که هنگام رسیدن میوه بی استفاده اش با تکان دادنش صدایی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

ewghin: درگویش گوغربه معنای پستا ونوبت است نمونه را گویند � آسیا به اوغین �.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

yalixe : درگویش گوغر به معنای نحیف وبی برگ وبار را گویند بیشتر درمورد درخت کوچک وبوته ها به کار می رود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

yalu: درگویش گوغر به معنای فقط یک لباس پوشیده است درواقع همان یک لا است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

yegon: ۷[یگان ]درگویش گوغر به معنای یکجا ویک کاسه است ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

yuf: درگویش گوغر به معنی کاملا بی شعور وهیچی نفهم کاربرد دارد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

velew: درگویش گوغر مترادف بی سروپا وبیکارهرزه گرد است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

ivaraa. درگویش گوغر به معنای این طرفا به کار می رود

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

var ham gashtan: درگویش گوغر به معنای شتاب کردن وخودرا جمع وجور کردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

paakal: درگویش گوغر حیوان ماده ( گاو وخر و. . . . ) آماده آمیزش است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

kal: درگویش گوغر به معانی زیر به کار می رود ۱ـگودال کوچک۲ـبز کوهی نر ۳ - شخص بی مو وکچل۴ـبزوقوچ بی شاخ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

haar hur: درگویش گوغر به معنی خیلی گرسنه است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

vargom: درگویش گوغر به معنای خوش دست وخوش قلق است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

var qolopide: درگویش گوغر به معنای برجسته وقلمبه شده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

درگویش گوغر یعنی زیربارنرو وگران سر

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

درگویش گوغر نیز نالی به معنای تشک ( دشک ) است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

eshlon: درگویش گوغر گیاهی را گویند که برای شستشوی لباس ها . مردگان کاربرد داشته معروف است می گویند �کیسه اشلون رو پوزت�

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٧

maqqaash: درگویش گوغر به موچین یاهمان انبرک موکن زیر ابرو گویند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

moshanne:: درگویش گوغر به معنای خرده گیر ومنتقدومخالف است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٥

shaaleki: درگویش گوغر فرشی راگویند که از پارچه دورریختنی بافته شده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

shaafk: درگویش گوغر به معنای مخرج ومقعد است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

shaaxe eshkan: درگویش گوغر به معنای پرثمر وبیش از حد میوه دار است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٥

shaaghole: درگویش گوغر مترادف آرواره است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

sik siku:درگویش گوغر مترادف سکسکه است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

درگویش گوغر هم به ساقه خشک شده گندم وجو گفته می شود

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

korushe kot: درگویش گوغر ابزار کوبیدن وخردکردن کروشه ها گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

koft:درگویش گوغر به دومعنا کاربرد دارد نخست به معنای گونه ( چهره ) معنی دوم :واحد شمارش نوشیدن آب ، قُلُپ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

qaayemeku: درگویش گوغر به معنای پنهانی ست.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

در گویش گوغر به معنای پنهان کاری به کار می رود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

در گویش گوغر نیز به معنای پنهان کردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

kal kardan: درگویش گوغر به معنای دفن کردن وپنهان کردن چیزی زیر خاک است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

gew be gew: پیوند یک خواهر برادر با خواهر وبرادر دیگری .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

lax:درگویش به معنای وسط ولا وبین به کار می رود ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

laxshidanدرگویش گوغر نیز به معنای لغزیدن وسرخوردن به کار می رود

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

loch: درگویش گوغر یعنی فلج که معمولا بصورت لک ولچ به کار می رود

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

hele xan: درگویش گوغر دختری راگویند که حجب وحیا کافی نداشته وپیش نامحرم بخندد جزء دوم واژه مخفف خند از مصدر خندیدن است وجزء اول هم به معنای بیهوده وه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

hodok xordan: درگویش گوغر به معنای جاخوردن وناگهان شگفت زده شدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

vaadere:درگویش به ناآشنا وغریبه گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

vaazaade:درگویش گوغر مترادف نوه است. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .