پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,٠٩٤
تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tupechu : در گویش گوغر یعنی درپرده ابهام ونامشخص . نمونه را گویند یه طوری توپچوش کرد که هیشکه نفهمه چی شد. یعنی طوری در پرده ابهام مطلب را بیان کرد ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

temu beshewیا تموم بشو : در گویش گوغر یعنی تمام شدنی . تموبشو~تموم بشو~تمام بشو

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tommondan : در گویش گوغر یعنی خراب کردن بنا وتخریب . اصل آن باید تنباندن ~تمباندن باشد ومصدر ناگذرش تمیدن ~تنبیدن است .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

teleng : در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنای باد معده صدادار ( گوز ) است . نمونه را گویند بنده خدا تا اومد جابجا بشه تلنگش دررفت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Atek dew kerdan : در گویش گوغر به معنای سگ دو وکوشش وتکاپو است .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tek park: در گویش گوغر یعنی پاره پاره. چاک چاک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

telep shodan: در گویش گوغربه معنای ناخوانده سربار ومزاحم کسی شدن است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

در گویش گوغر نیز به معنای گناهکار ومقصر است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

tefaaq : در گویش گوغر یعنی اتفاق و پیشامد وحادثه . نمونه را گویند فلانی مرد تفاقه یعنی مرد پیشامدهای سخته ودرحوادث کمک حاله دیگرانه .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

tegherse: در گویش گوغر تگرگ را گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٩

در گویش گوغر نیز یعنی تخم گذاشتن مرغ .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٨

taxt xaabidan : در گویش گوغر نیز یعنی آسوده وراحت خفتن.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

یا تخته تن شور taxtey tanshu: در گویش گوغر به تخته ای که مرده را روی آن می شویند وغسل می دهند گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

: در گویش گوغر به طبله وحلبی هیجده کلیویی خالی روغن tavle ) تٓوله ) گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

taa qerune aaxedesh : در گویش گوغر یعنی تاآخرین ریال پولش . تا تمام شدن کامل پولش .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

taajik ( تاجیک ) : در گویش گوغر به فارس زبان درمقابل ترک زبان تاجیک گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

pishteraa : در گویش گوغر یعنی پیشتر وسابقاً.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

در گویش گوغر به فرزند زن یا فرزند شوهر را گویند .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pan paash kerdan : در گویش گوغر گاه به صورت پن پاش کردن نیز تلفظ می شود وبه معنی پخش وپلا کردن است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

pa pa : در گویش گوغر لفظی ست برای بیان خوراکی های خوشمزه به کودک.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pudone : در گویش گوغر به پونه گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pangol: : در گویش گوغر پنجه جانورانی چون گربه را گویند .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

put : در گویش گوغر صفت گردو وبادام ودنده ( هسته ) پوچ وبدون مغر است . گاه نیز می گویند ای پوتشو نمیده یعنی این کفافشو نمیده .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

torbteraash : در گویش گوغر به رنده آشپزخانه گویند .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

pir paftaal : در گویش گوغر به معنای فرتوت وازکارافتاده به درد نخور است. . نمونه را گویند یه مشت پیر پفتالی ریختن اینجا یعنی تعدادی از کارافتادن به در ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

padruf : در گویش گوغر به معنای سفید سفید وبرّاق است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٦

anderi : در گویش گوغر به خویشی ونسبتی که از طرف یکی از والدین مشتر ک نباشد گویند نمونه را به خواهر پدر که از طرف مادر یا پدر مشترک نیست عمه ی اندری گ ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

per pexal : در گویش گوغر به آشغال ودورریز گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pex: در گویش گوغر لفظی است برای ترسانیدن کسی بیشتر کودکان .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pex pexu: در گویش گوغر نیز به معنی قلقلک وخاراندن زیر بغل کسی ومانند آن را گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

zureki : در گویش گوغر یعنی اجبارکی وبه زور.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

chepondan : در گویش گوغر یعنی زورکی جا کردن چیزی در چیزی . گاه نیز به جنسی که کسی به دیگری می اندازد بیش از قیمت معمول گویند بهش چپونده.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pach : در گویش گوغر به معنای له ولورده وکاملاً خرد شده است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر نیز به زن بدسیرت ِبی شرم گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

por potu : در گویش گوغر به شخص ژولیده مو وکسی که پوست بدن بیش از معمول مو دارد گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

potriz : در گویش گوغر به حیوان پوست کچل شده یا مرغ پر ریخته گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pot pot kerdan : در گویش گوغر یعنی کندن موهای کسی وکنایه از اینکه همه چیزش را به هم ریخت ودقیق گشتش.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pet pet kerdan: در گویش گوغر صدای پت پتی که از چراغ یا ماشین هنگام خاموش شدن واز کار افتادن بلند شده ونشان از خرابی شان دارد گویند . گاه به حرف مفت ز ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٧

beraabar budan: در گویش گوغر علاوه بر معنی معمول به معنی آشکار بودن هم به کار می رود . نمونه را برای هر چیزی که بخواهند بگویند خیلی واضح ودر دید است ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pot rexte: : در گویش گوغر به گوسفندی گویند که کرک وپشمش ریخته وپوستش برابر است.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pot xaar : در گویش گوغر به مال ( حیوان اهلی ) گُم نشانی که حتی اثری از پُتش هم نمانده گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

aapoti : در گویش گوغر به شخصی که موهای سرش خیلی کم تراکم باشد گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pot potu : در گویش گوغر به لباس نخ کش شده گویند .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

pot : درگویش گوغر به معنای مو است به نظر میادشکل تحقیر آمیز مو باشد. نمونه را به کسی که موهایش نامرتب وپریشان است گویندبرو ای پتات بزن یعنی سرت را اص ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

درگویش گوغر علاوه بر معانی معمول به یک بارش مفصل باران گویند . نمونه را گویند اِیِه خدا یه پایه ای بفرسّه صحرا جُنی می گیره. یعنی اگر خدا یک پایه بار ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paftal : در گویش گوغر به تفاله وپس مانده غیر قابل استفاده چای گویند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paavar maa : در گویش گوغر به زن آبسنتنی گویند که در واپسین ماه بارداری به سر می برد. . ( پا بر ماه ) .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر نیز اولین دعوت عروس وداماد به مهمانی توسط اقوام وخویشان نزدیک پس از جشن عروسی را گویند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paak: در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنای به طور کامل هم کاربرد دارد نمونه را گویند فلانی پاک محفه یعنی فلانی بطور کامل گیج ومحفه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

paa sobok kerdan : در گویش گوغر کنایه از زایمان ووضع حمل است.