پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)
tupechu : در گویش گوغر یعنی درپرده ابهام ونامشخص . نمونه را گویند یه طوری توپچوش کرد که هیشکه نفهمه چی شد. یعنی طوری در پرده ابهام مطلب را بیان کرد ...
temu beshewیا تموم بشو : در گویش گوغر یعنی تمام شدنی . تموبشو~تموم بشو~تمام بشو
tommondan : در گویش گوغر یعنی خراب کردن بنا وتخریب . اصل آن باید تنباندن ~تمباندن باشد ومصدر ناگذرش تمیدن ~تنبیدن است .
teleng : در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنای باد معده صدادار ( گوز ) است . نمونه را گویند بنده خدا تا اومد جابجا بشه تلنگش دررفت
Atek dew kerdan : در گویش گوغر به معنای سگ دو وکوشش وتکاپو است .
tek park: در گویش گوغر یعنی پاره پاره. چاک چاک.
telep shodan: در گویش گوغربه معنای ناخوانده سربار ومزاحم کسی شدن است.
در گویش گوغر نیز به معنای گناهکار ومقصر است.
tefaaq : در گویش گوغر یعنی اتفاق و پیشامد وحادثه . نمونه را گویند فلانی مرد تفاقه یعنی مرد پیشامدهای سخته ودرحوادث کمک حاله دیگرانه .
tegherse: در گویش گوغر تگرگ را گویند.
در گویش گوغر نیز یعنی تخم گذاشتن مرغ .
taxt xaabidan : در گویش گوغر نیز یعنی آسوده وراحت خفتن.
یا تخته تن شور taxtey tanshu: در گویش گوغر به تخته ای که مرده را روی آن می شویند وغسل می دهند گویند.
: در گویش گوغر به طبله وحلبی هیجده کلیویی خالی روغن tavle ) تٓوله ) گویند.
taa qerune aaxedesh : در گویش گوغر یعنی تاآخرین ریال پولش . تا تمام شدن کامل پولش .
taajik ( تاجیک ) : در گویش گوغر به فارس زبان درمقابل ترک زبان تاجیک گویند.
pishteraa : در گویش گوغر یعنی پیشتر وسابقاً.
در گویش گوغر به فرزند زن یا فرزند شوهر را گویند .
pan paash kerdan : در گویش گوغر گاه به صورت پن پاش کردن نیز تلفظ می شود وبه معنی پخش وپلا کردن است.
pa pa : در گویش گوغر لفظی ست برای بیان خوراکی های خوشمزه به کودک.
pudone : در گویش گوغر به پونه گویند.
pangol: : در گویش گوغر پنجه جانورانی چون گربه را گویند .
put : در گویش گوغر صفت گردو وبادام ودنده ( هسته ) پوچ وبدون مغر است . گاه نیز می گویند ای پوتشو نمیده یعنی این کفافشو نمیده .
torbteraash : در گویش گوغر به رنده آشپزخانه گویند .
pir paftaal : در گویش گوغر به معنای فرتوت وازکارافتاده به درد نخور است. . نمونه را گویند یه مشت پیر پفتالی ریختن اینجا یعنی تعدادی از کارافتادن به در ...
padruf : در گویش گوغر به معنای سفید سفید وبرّاق است.
anderi : در گویش گوغر به خویشی ونسبتی که از طرف یکی از والدین مشتر ک نباشد گویند نمونه را به خواهر پدر که از طرف مادر یا پدر مشترک نیست عمه ی اندری گ ...
per pexal : در گویش گوغر به آشغال ودورریز گویند.
pex: در گویش گوغر لفظی است برای ترسانیدن کسی بیشتر کودکان .
pex pexu: در گویش گوغر نیز به معنی قلقلک وخاراندن زیر بغل کسی ومانند آن را گویند.
zureki : در گویش گوغر یعنی اجبارکی وبه زور.
chepondan : در گویش گوغر یعنی زورکی جا کردن چیزی در چیزی . گاه نیز به جنسی که کسی به دیگری می اندازد بیش از قیمت معمول گویند بهش چپونده.
pach : در گویش گوغر به معنای له ولورده وکاملاً خرد شده است.
در گویش گوغر نیز به زن بدسیرت ِبی شرم گویند.
por potu : در گویش گوغر به شخص ژولیده مو وکسی که پوست بدن بیش از معمول مو دارد گویند.
potriz : در گویش گوغر به حیوان پوست کچل شده یا مرغ پر ریخته گویند.
pot pot kerdan : در گویش گوغر یعنی کندن موهای کسی وکنایه از اینکه همه چیزش را به هم ریخت ودقیق گشتش.
pet pet kerdan: در گویش گوغر صدای پت پتی که از چراغ یا ماشین هنگام خاموش شدن واز کار افتادن بلند شده ونشان از خرابی شان دارد گویند . گاه به حرف مفت ز ...
beraabar budan: در گویش گوغر علاوه بر معنی معمول به معنی آشکار بودن هم به کار می رود . نمونه را برای هر چیزی که بخواهند بگویند خیلی واضح ودر دید است ...
pot rexte: : در گویش گوغر به گوسفندی گویند که کرک وپشمش ریخته وپوستش برابر است.
pot xaar : در گویش گوغر به مال ( حیوان اهلی ) گُم نشانی که حتی اثری از پُتش هم نمانده گویند
aapoti : در گویش گوغر به شخصی که موهای سرش خیلی کم تراکم باشد گویند
pot potu : در گویش گوغر به لباس نخ کش شده گویند .
pot : درگویش گوغر به معنای مو است به نظر میادشکل تحقیر آمیز مو باشد. نمونه را به کسی که موهایش نامرتب وپریشان است گویندبرو ای پتات بزن یعنی سرت را اص ...
درگویش گوغر علاوه بر معانی معمول به یک بارش مفصل باران گویند . نمونه را گویند اِیِه خدا یه پایه ای بفرسّه صحرا جُنی می گیره. یعنی اگر خدا یک پایه بار ...
paftal : در گویش گوغر به تفاله وپس مانده غیر قابل استفاده چای گویند
paavar maa : در گویش گوغر به زن آبسنتنی گویند که در واپسین ماه بارداری به سر می برد. . ( پا بر ماه ) .
در گویش گوغر نیز اولین دعوت عروس وداماد به مهمانی توسط اقوام وخویشان نزدیک پس از جشن عروسی را گویند.
paak: در گویش گوغر علاوه بر معانی معمول به معنای به طور کامل هم کاربرد دارد نمونه را گویند فلانی پاک محفه یعنی فلانی بطور کامل گیج ومحفه.
paa sobok kerdan : در گویش گوغر کنایه از زایمان ووضع حمل است.