پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (١,٢٦٥)

بازدید
١,٦٤٢
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

varsar:درگویش گوغر برابر پُر ولبریز است مثلا می گویند یه قابلمه ورسر یعنی یک قابلمه پر.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

درگویش گوغر نیز. به نانی بسیار نازک وورقه گونه گویند که با تیراش خمیرش را روی تخته نان پهن می کنند وبر روی تاوه ای که یک لایه گِل به درونش مالیده شده ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

درگویش گوغر هم به ابزارنی مانندی گویندکه از چوب تراشیده می شودبه طول تقریبی پنجاه سانت وقطر دو سانت که برای پخت نان تیری به کار می رود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

به معنی بسودن ومالش نمونه �پساویدن امروز ازپساویدن دی نرم تر است. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۰۳ )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

paaidan:درگویش گوغر نیز به معنای دید زدن ومراقب بودن است. نمونه �ایشان سربرتافتند وماندندومحمد راهمی پاییدند. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص۲۳۰۲ )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

به معنی ضامن وتاوان دارو پایبند نمونه:�وپایندان وی شد که وامش بپردازد� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۰۳ )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

سُردِگی :به معنای فرماندهی ریاست نمونه:�او پسرش محمد رابر هرات گماشته بودوبکیربن وسًاج راسردگی پاسبانان وی داده بود� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ می ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

ابزار تصرف قلعه ووسیله پرتاب قلوه سنگ به سمت قلعه در قدیم نمونه �دیوارهای آن از پرتاب سنگ ها با کشکنجیر ها کژ گشته بود� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

نمونه ای برای معنی بشورانیدن � او بر نجده خشم گرفت ومردم را همی بر او آغالید. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۳۹۹ )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

به معنی شهرستان است . نمونه �ازکشتی ها باژ می گرفتند واز شارسان ها ساو� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص۲۳۹۶ )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

باج وخراج ومالیات . نمونه �ازکشتی ها باژ می گرفتند واز شارسان ها ساو� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص۲۳۹۶ ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

به معنی شنیدن است نمونه �چه هوده از اندرزی که با گوش پذیرش نیوشیده نیاید؟� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص۲۳۹۶ ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

به معنی سود وفایده نمونه �چه هوده از اندرزی که با گوش پذیرش نیوشیده نیاید؟� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص۲۳۹۶ ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

zir jelekaakii: درگویش گوغر برابر دزدکایی وپنهانی است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

sholu eki: در گویش گوغر به معنای زیرجلکایی وپنهانی ومحرمانه وآرامکویی است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

peteng: درگویش گوغر کیسه مانندی راگویندکه درآن چیزهای مختلفی برای نگهداری می ریزند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

potoru: درگویش گوغر برابر مقدار بسیار اندک است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

pam shodan:درگویش گوغر برابر ریخته شدن مایعات از درون ظرف است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

pelekidan؛درگویش گوغر به معنی پرسه زدن وگشت زدن در همان اطراف است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

laas: درگویش گوغر صفت سگ ماده ای است که با سگ های نر می پلکد ونرها را دور خودش جمع می کند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

lum:درگویش گوغر صفت سگ ماده ای است که خواهان جفت گیری استوسگ های نر دور و برش می گردند و لاس می زنند .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

neyg: درگویش گوغر برابر ساز نی است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

ver ver kardan:درگویش گوغر به معنای تند تند حرف زدن وگاه وراجی کردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

ver veru: درگویش گوغر فرفرو یا فرفره وچرخک است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

ver ver:درگویش گوغر برابر تند تندوباشتاب است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

var koftan: درگویش گوغر برابر کوبیدن وکوفتن خوردن واصابت کردن به چیزی ست.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

varde:درگویش گوغر به معنای دنبال وتعقیب است وگاه بصورتvar redeتلفظ می شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

horme chaar: درگویش گوغرزمین ومکانی را گویند که آب بطور کامل آن رافرا گرفته وزمین چمنی اش طوری نرم است که انسان و. . . درآن فرو می رود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

xol madang: ابله صفت . شخصی که کم دارد وشیرین می زند نمونه :� بیا پسرک خل مدنگی که همواره پشت مادرش تر است !� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج ۶ص۲۳۸۵ ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

vaamonne:درگویش گوغر این واژه را باخشم برابربا به جای مانده به کارمی برند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

var jekidan: درگویش گوغر برابرناگهان به هوا پریدن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

chil vil: درگویش گوغربه معنای نامفهوم وتند تند حرف زدن وسروصدا کردن است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

tolupak:درگویش گوغر نیمه خشک کرده میوه زردآلورا گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

tonidan: درگویش گوغر با ضم ت به معنای بافتن ودارکردن فرش است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

برابر مناسبی برای قاتل عربی است نمونه:خالد بن سعد بر کشنده برادرش تاخت واورا با شمشیر فروکوفت ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج ۶ص۲۳۷۶ )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

laxti:درتاریخ کامل به عنوان قید زمان به معنی مدت زمان کمی به کار رفته است نمونه:پرچم را گرفت لختی پیکار آزمود. ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ص۲۳۷۶ )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

نمونه از تاریخ کامل:آن یکی این را در آگوش گرفت ( تاریخ کامل ج۶ص#۳۷۶ترجمه روحانی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

azdiyaan:نمونه از تاریخ کامل:آزدیانی که با وی بودند، گِردش را گرفتند ( تاریخ کامل ج ۶ص۲۳۷۶ترجمه روحانی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

مترادف سودمند ومثمرثمر است جزء اول کلمه را درکلمه بیهوده می توان دید

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

go maxor: درگویش گوغر بیشتر همرا با خط کاربرد دارد نمونه را گویند � یه خط گه مخور ی ازش گرفت �یعنی به هیچ وجه دست به آن کار نمی زند یا توبه کارش کرد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

gaazer: درگویش گوغر بز سفیدرنگ را گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٥

درگویش گوغر به تکه پارچه به درد نخور گویند وبه شخصی که به دیگران مثل کنه می چسبد وگیر سه پیچ می دهند نیز مجاز لته گویند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٥

Zartaraq: درگویش گوغر بسیار ترسیدن ووحشت زده شدن راگویند . زهره ترک

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

pasqule:درگویش گوغر همراه با پناه می آید بصورت پناه پسقوله به معنای پناهگاه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

daraak boraak: درگویش گوغر به شخص کاراوباهوش گویند که عرضه انجام هرکاری را دارد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

chelekondan: درگویش گوغر بیرون ریختن وخالی کردن آب گودال یا استخر با کاسه یا ظرفی دیگر را گویند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٧

godusak: درگویش گوغر به شپش ریز ونوزاد شپش گویند ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٦

kate:درگویش گوغر به معنای بزرگ وگنده است وگاه منظور خوراک کته پلو است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

shallaa: درگویش گوغر به معنای شایدو ان شاءالله است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

yay zedene:درگویش گوغر برابر با پیاپی وهمواره است.