ناپز. [ پ َ ] ( نف مرکب )ناپزا. ناپزنده. دیر پزنده. که دیر پزد. که نپزد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنچه که هرقدردرکنار آتش نهند نپزد . ناپزا. ۲ - آنچه که دیرپزد .
فرهنگ عمید
چیزی که دیر پخته شود، ناپزنده، دیرپز.
گویش مازنی
/naa paz/ دیرپز – غذای دیرپز
پیشنهاد کاربران
naapaz : در گویش گوغر یعنی نپخته وگاهی منظور نیم پز است . نمونه را گویند ای سیبا ناپزو چرا ورداشتی آوردی یعنی چرا این سیب زمینی های نیم پز وکامل پخته نشده را آورده ای