لغت نامه دهخدا
دومی. [ ] ( اِخ ) عبداﷲبن جعفر. از علمای نحو و با ابوالفرج محمدبن اسحاق الندیم صاحب الفهرست قریب العهد بوده است و به نوشته ابن ندیم او راست :
1 - کتاب القوافی. 2 - کتاب اللغات. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
مترادف ها
دیگری، دومی، دوم
مجدد، دومی، دوم
آخر، بعدی، اخیر، دومی، اخری، عقب تر، این یک
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
dumi : در گویش گوغر به کلافی دایره ای شکل نخی گویند که توسط دوک ریسیده شده باشد.