پموک
گویش مازنی
پیشنهاد کاربران
واژهٔ پَمّوکpammuk که در گویش گوغری و برخی مناطق دیگر استان کرمان، به جانوری شبیه عنکبوت ( رتیل ) اطلاق می شود.
از نظر ساخت، این واژه از پایهٔ پَمّ / پمب ( به معنای پنبه، چیز کرک دار، پف دار و نرم ) به همراه پسوند مشتق ساز گوغری �ـوک� ( ūk - ) ساخته شده است.
... [مشاهده متن کامل]
در نتیجه، معنای اصلی آن را می توان �موجود پنبه مانند، پشمالو، نرم و پف دار� دانست.
وجه تسمیهٔ جانور نیز به احتمال زیاد به ظاهر کُرک دار، پف دار، نرم و گاه سفیدرنگِ برخی گونه های آن بازمی گردد که نظر نویسندهٔ کتاب فرهنگ گویش گوغر نیز در راستای همین گمان است.
از نظر ریشه شناسی، پیوند این واژه با خانوادهٔ واژگانی پنبه ( pambag ) محتمل است و شواهد نشان می دهد کاربرد آن با این معنا، منحصراً در گویش های استان کرمان ثبت شده است.
از نظر ساخت، این واژه از پایهٔ پَمّ / پمب ( به معنای پنبه، چیز کرک دار، پف دار و نرم ) به همراه پسوند مشتق ساز گوغری �ـوک� ( ūk - ) ساخته شده است.
... [مشاهده متن کامل]
در نتیجه، معنای اصلی آن را می توان �موجود پنبه مانند، پشمالو، نرم و پف دار� دانست.
وجه تسمیهٔ جانور نیز به احتمال زیاد به ظاهر کُرک دار، پف دار، نرم و گاه سفیدرنگِ برخی گونه های آن بازمی گردد که نظر نویسندهٔ کتاب فرهنگ گویش گوغر نیز در راستای همین گمان است.
از نظر ریشه شناسی، پیوند این واژه با خانوادهٔ واژگانی پنبه ( pambag ) محتمل است و شواهد نشان می دهد کاربرد آن با این معنا، منحصراً در گویش های استان کرمان ثبت شده است.
pammuk; در گویش گوغر به جانوری گویند شبیه عنکبوت که کتابی آن رتیل است. .