پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٥)

بازدید
٤,٥٢٧
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

kule kerdan: در گویش گوغر یعنی کسی را پشت خود سوار کردن یا به دوش گروفتن کسی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

در گویش گوغر به پوسته بیرونی وکاسه کونه سنگ پشت گویند . نمونه را گویند: حسابی رفته تو لاک خودش کنایه از این که سخت تو خودش فرو رفته .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

laatesh daadan : در گویش گوغر یعنی دراز کشیدن ونشستن با پاهای دراز کرده واز هم باز شده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

lus: در گویش گوغر علاوه بر معنای معمول به لب ولوچه نیز اطلاق می شود. نمونه را گویند لوسات رو اِوخنه یعنی لب ولوچه ات روی تخته تن شو وزیر دستان مرده ش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

levarde : در گویش گوغر معمولاً با دنبال واژه لِه مآید بصورت له لورده به معنای لِه شده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

leh pe : در گویش گوغر به معنای زیادی لِه شدن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

morgh xaabondan: در گویش گوغر به نشاندن یا خواباندن مرغ کُرُک روی تخم مرغ ها جهت زایش جوجه را گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر به معنای ناگاه وبی خبر به کار می رود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

neri: در گویش گوغر به بُز نر که بالغ شده گویند .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

ja?ri : در گویش گوغر به معنای سرازیری وشیب است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

tey kerdan : در گویش گوغر علاوه بر معنای معمول به معنای شرط وشروط گذاشتن هم است . نمونه را گویند اول طی کن بعد شروع کن یعنی اول قرار مدارت رابگذار سپ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

tey mey kerdan: در گویش گوغر یعنی قرار مدار گذاشتن. نمونه را گویند همی اول طی میاتونه کنین یعنی همین اول کار قرار مدار اتان رابکنید وشروط تان را به ه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در گویش گوغر به برادر بابا گویند . عمو

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

eyaal ewrat : در گویش گوغر به جنس زن گویند درمقابل مردینه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

qeribi kerdan: در گویش گوغر به معنای احساس دوری وغربت کردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

qeyz kerdan: در گویش گوغر به معنای قهرکردن با کسی است ( متضاد آشتی کردن ) است وگاه به معنی دعوا کردن وپرخاش و تندصحبت کردن با کسی است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

qeyz : در گویش گوغر به معنای قهر ( متضاد ) است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

chaader shab : در گویش گوغر گاهی نیز به صورت چادر شوchaader shew تلفظ می شودگاه نیز به آن جاوٓن گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

jaavan; در گویش گوغر به چادرشب گویند که برای قراردادن رختخواب ولحاف یا علف وگیاهان دیگر درآن به کار می رود ومعمولا گوشه های چادرشب به صورت ضربدری به ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

qedife: در گویش گوغر نیز قطیفه مورد نظر است که همان خشکُن تن در گرمابه است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

ke yi: در گویش گوغر برای پرسش به کار می رود یعنی چه زمانی.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

i ney kesh : در گویش گوغر به معنای او اینجاست .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

paardim : در گویش گوغر به ریسمانی که زیر دم حیوان سواری قرارگرفته واز دوطرف به شال حیوان دوخته شده گویند . زیر دمی یا پاردم.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

terteru : در گویش گوغر به شخصی گویند که بی دلیل می زند زیر خنده.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

hezeraataa: در گویش گوغر به معنای ای همنشینان وحاضران می باشد . الف پایانی واژه نشانه نداست.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

delvarkan shodan : در گویش گوغر به معنای قطع علاقه کردن ومنصرف شدن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

در گویش گوغر به نوه شخص بچه زاده گویند

پیشنهاد
٨

pej morgh vaa nekardan : در گویش گوغر به معنای توانایی انجام کاری جزیی را نداشتن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

delvarkan: در گویش گوغر به معنای قطع علاقه کردن وصرف نظرکر دن از چیزی ست.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

Zom bassan: در گویش گوغر به معنای زبان بستن وسکوت است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

qaap: در گویش گوغر به معنای دروغ بزرگ وشاخدار است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

fengu : در گویش گوغر به شخصی که مدام آب بینی اش آویزان است گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

در گویش گوغر به معنای دودره باز وچاخان ونیرنگ باز است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

chik: در گویش گوغر به پرنده ای سیاه رنگ گویند که اندازه خفتوک وشانه به سر است وگوشتی لذیذ دارد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

saasi : در گویش گوغر به معنای رام است. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

saaftan : در گویش گوغر به معنای سابیدن وساییدن است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

pammuk; در گویش گوغر به جانوری گویند شبیه عنکبوت که کتابی آن رتیل است. .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

oquf : در گویش گوغر به معنای زبردستی وکاردانی شخص در انجام کار را گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

sox maghz : در گویش گوغر به گیاهی دارویی خودرو گویندکه دانه هایی سرخ رنگ دارد که همین دانه های سرخ را بر روی أب می ریزند . تن بچه ها زابا آن می شویند ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

xach chu در گویش گوغر به بز مایل به قهوه ای گویند ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

kaar baafu : در گویش گوغر نیز به عنکبوت گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

men menu : در گویش گوغر به شخصی گویند که مدام زیر لب به نشانه اعتراض وخشم جملاتی بر زبان می آورد که گاه مفهوم نیستند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

kokmaar : در گویش گوغر به مار کوتاه قد ضخیم گویند وباورمندند چون در دوران کوچکی بر اثر ضربه دمش افتاده زهرش قوی تر وکشنده تر است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

shushtan : در گویش گوغر برابر با واژه شستن است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

deqqu : در گویش گوغر به شخص زود خشم زود رنج گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

tal bassan:: در گویش گوغر به لخته شدن خون به صورت برآمدگی در جای زخم روی پوست بدن را گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٧

dumi : در گویش گوغر به کلافی دایره ای شکل نخی گویند که توسط دوک ریسیده شده باشد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

demaan : ( دیلماج ) در گویش گوغر زبان آور را گویند کسی که مقصود خود را به راحتی بیان کند. ظاهراً واژه ترکی ست واصلش� دیلیم آج � است به معنی زبانم را ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در گویش گوغر به بچه برادر برادرزاده گویند وبه بچه خواهر خواهرزاده گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٨

baal : در گویش گوغر به معنای پذیرفتنی ومورد پذیرش است . نمونه را گویند :ای بال نی. یعنی این مورد قبول ما نیست.