پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (١,٢٦٥)

بازدید
١,٦٥٥
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

گُک:gok. درگویش گوغر به وزغ گک می گویند گک برخلاف قورباغه در خشکی می زید ورنگ پوستش تیره تر از قورباغه است وبرآمدگی هایی در پوستش دیده می شود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

درگویش گوغر نام حشره ای است که در سال های خشک به صورت دسته جمعی به درختان حمله ور می شوند وبه دو رنگ مشکی وخرمایی دیده شده اند . جیرجیرک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

هفت رنگ طلا:درگویش گوغر پرنده ای را گویند که از نظر جثه مانند کلاغ است اما رنگارنگ است ورنگهای غالبش سبز وآبی است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کٓراجیک:karaajik . درگویش گوغر پرنده ای راگویند که شبیه کلاغ است با جثه ای کوچکتر واندامی ظریف تر وتقریباً همرنگ کلاغ است با این تفاوت که سفیدی پرهای ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دیلا:dilaa. درگویش گوغر گیاهی خودرو را گویند که شبیه گندم است با خوشه ای نحیف ترودانه هایی کم رنگ تر از گندم وگاه به سیاهی می زند ودرمزارع گندم گیاهی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

بٓرّه چاق کُنو:barre chaagh konu. درگویش گوغر نوعی گیاه خودرو ست که برگ هاییشبیه گل لاله دارد وگلش مانند گل سنبل ولی کشیده تر وبزرگتر است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کیاغ:kiaagh . درگویش گوغر گیاهی خودرو را گویندکه ساقه وبرگ هایی شبیه خیزران نورسته است .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سوزناکو:suznaaku. درگویش گوغر گیاه گزنه را گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کُریکُلّا :korikollaa. درگویش گوغر پرنده ای خاکی رنگ را گویند که تاجی به سر دارد وبه اندازه بلدرچین است احتمالا همان هودی کلا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

چوپان گولزِنو:chupaangulzenu. درگویش گوغر پرندهای خاکی رنگ به اندازه بلدرچین را گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

خُفتوک:khoftuk. درگویش گوغر همانپرنده معروف ، بللدرچین را گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

شیرشِکرو: shir shekeru . درگویش گوغر بوقناق کوهی وخودرو را گویند که بوته ای خاردار است وارتفاعش به بیش از یک متر هم می رسد . به دلیل این که محتوی درو ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کٓهرِه پِزو:kahre pezu . درگویش گوغر به بوته ای سوزنی برگ گویند که خیلی آرام وبدون دود وشعلهْ بلند می سوزدنتیجتاً برای پخت غذا مناسب است و گوشت بزغال ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

پِخٓل موشو:pekhal mushu . درگویش گوغر به هم ریز وآشفته کردن کارها.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

قِلِه: ghele . در گویش گوغر به گردوهای گویند که هر بازیکن در بازی گردو بای می نشاند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

خٓزخٓزو: khazkhazuدرگویش گوغر متمولاً به سُرسُره طبیعی وشیب داری گویند که روی برف ایجاد می شود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٧

ماهی سگی:درگویش گوغر به نوعی ماهی رودخانه ای گویند که پوستش خط خطی وجدول گونه است این نوع ماهی معمولا بیش از چهار پنج سانت قد نمی کشد ومناسب خوردن ان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

لیش :lish. درگویش گوغر به جلبک مانندی گویند که در ون رودخانه ها وجوی های آب می روید ودرآغاز رویش سبز رنگ وکم کم به زردی می گراید

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٧

تُرُشٓک: toroshak. درگویش گوغر گیاهی خودرو را گویندکه برگ هایی شبیه بارهنگ دارد ومعمولاً لب جو یا جاهای مرطوب می روید. ارتفاع گیاه تا یک متر یا بیشتر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مُکّو :mokku. درگویش گوغر گیاهی خودرو را گویند که در زمین های زراعتی می روید وبرگ های پهن وگل سفیدی دارد ازین گیاه زمانی که تازه روئیده است مکو تخم م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

لٓنتِرو : lanteru. درگویش گوغر گیاهی خودرو وسخت جان را گویند که معمولا در میان مزارع سیب زمینی وپیاز و. . . بسیار می روید وتوسط کشاورزان ریشه کن می ش ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٨

بٓر :bar. درگویش گوغر به قسمتی از زمین زراعتی غلات وعلوفه جات گویند که دروگر آن قسمت را تا آخر زمین درو کند ممکن است عرض این قسمت یک متر یابا توجه به ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

پٓهتار: pah tar. درگویش گوغر دومعنا دارد :۱. شاخ وبرگ اضافه درخت را بریدن یا هرس کردن/۲. گیاهان خودرو و زائد میان محصولات کشاورزی را از ریشه کندن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

پِخٓل:pekhal. درگویش گوغر زمین زراعتی غلات را پس از درو کردن گویند البته پٓر وپخل به معنای خار وخاشاک وساقه کوبیده نشده غلات نیز به کار می رود .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

جوبِرارِرو: jowberareru. درگوغر به گیاهی کوتاه اندام وخودرو گفته می شود که تقریبا شبیه یک بوته کوچک جو است ومورد استفاده ای نداردجز برای دام ها

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

مٓقسٓم :maghsam. درگویش گوغر به محل تقسیم آب برای چند نفر یا چند آبادی گفته می شود از مقسم های معروف درگوغر می توان به مقسم آب بُندر گوغر اشاره کرد ک ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

هورمِه:horme. به زمین های که در اثر آب زیادبرخلاف لایه چمنی رویین آن حالت گلی دارند و شخص با با پا گذاشتن به روی لایه چمنی در گل فرو می رود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٧

خُمکُت:khomkot. درگوغر به گیاهی برگهای سوزنی نی مانند وسبزرنگ گفته می شود که لب رودخانه ها وجویبارها وزمین های چمنیِ هورمه به صورت خودرو می روید ودر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦٢٩

گوغِر:gugher. درباره وجه تسمیه گوغر مطالب متعددی نقل شده که تقریبا خلاصه همه آن ها را در کتاب های �گوغرولاله های خونین�و�فرهنگ گویش گوغر �می توان مطا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

قال:ghal. درگویش گوغر لانه پرندگان را گویند .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٧

مِرِنگ:mereng. درگویش گوغر به میوه ای گویند که طراوت وشادابیش را از دست داده وچروکیده شده .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

چِلافِزون:chelafezun. یکی از زیارتگاه های گوغر واقع در قسمت شرقی چشمه سبز . بنا به گفته گذشتگان محل استراحت چهل حافظ که زمان امام رضا از این منطقه می ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

تِرتِن:terten. درگویش گوغر پرنده ای ریزاندام ونحیف وخاکی رنگ راگویند شبیه فنج

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

لِلِ تِرتِن :lele terten. درگویش گوغر کنایه از شخص بسیار ریزاندام وکوچک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

قُتُرمِه:ghotorme. درگویش گوغر صفت است به معنای بزرگ و گاه خیلی بزرگ.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

لٓمپٓر زدن:lampar zedan. درگویش گوغر به سرریز کردن آب بافشاروشتاب در استخر وگُلم را گویند احتمالا بخش اول آن لب باشد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

پاکٓن:pakan. درگویش گوغرکندن وپابیل کردن زمین های کشاورزی با بیل را گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

لِپٓر:lepar. درگویش گوغر تکه ای از چمن وسبزه که همراه با گِل زیرش با بیل پاکن می شود راگویند .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کٓل بِکِلو:kal bekelu. از اصطلاحات بازی کٓلپِشکلو در گوغر می باشد . کلبکلو یعنی درپایان بازی هرچه پشکل در کٓل ها ( چاله های پنج سانتی وکوچک ) ) ماند ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کٓل پِشکِلو:kal peshkelu. از بازی های محلی وپرطرفدار گوغر که حداقل بازیکنان دونفر است وهرنفر حداقل دو کٓلیا چاله کوچک می تواند داشته باشد ودر هر کل س ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

سٓنگشیشو:sagshishu. یکی از بازی های محلی گوغر که با پنج یا شش سنگِ سنجد مانند انجام می شود وتعداد بازیکنان حداقل دونفر باید باشد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

بُناب دان:bonabdan. درگویش گوغر به جایی در رودخانه گفته می شود که آب کشاورزی یک ده از آنجا در جوی آب هدایت می شود .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گُلم:golm. درگویش گوغر گودال بزرگ آب در رودخانه یا آب بندی در رودخانه را گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

قولِٰه کمان: درگویش بجنوردی تیرکمان را گویند. نمونه:�دایی می تواند قولٰه کمان ، تیرکمان مگسی ولنگ هم برای فروش بیاورد� ( آبنبات هل دار. ص۳۲۱ )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

درگویش بجنوردی زالزالک را گویند نمونه �فروش دولانه هم یکی دیگر از راهکارهای شکم پسندانه بود� ( آبنبات هل دار. ص ۳۲۲ )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٦

گٓری:gari. درگویش گوغر نوعی بیماری انگلی دام های اهلی ( گوسفند ) است که مبتلای به گری پشمش می ریزد وبدنش به شدت می خارد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

دُشپُت:dosh dot. درگویش گوغر به به غده ای چربی به اندازه سنجد که درگوشت دام های حیوانی دیده می شود واعتقاد براین است هرکس دشپت هر عضوی را بخورد درهما ...

پیشنهاد
٥

معنی این مصراع حافظ چنینن است:داستان عشق همیشگی ست وگسستی درکارش نیست.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

چٓلٓگ:chalag. درگویش بجنورد پیت حلبی را گویند . خنب یا چلیک حلبی که نفت وبنزین درآن نگه می دارند. نمونه:�وبرام از شهر چلگ کِرِم وشکلات سوغاتی آورده ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٥

کِر کردن:ker kardan. درگویش گوغر یکی از اصطلاحات بازی چشکلکا است که درآن بازی چشم گذار یا گرگ باید پس از پیدا کردن افراد پنهان شده برسرشان دست بکشد ، ...