تا شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خم شدن. دولا شدن : مثل فانوس تا شدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- دولا شدن منحنی گشتن . ۲- جمع شدن و چین بر داشتن ( کاغذ و مانند آن ) .
فرهنگ معین
(شُ دَ ) (مص ل . ) (عا. ) ۱ - دولا شدن . ۲ - چین برداشتن .
پیشنهاد کاربران
taa shodan : در گویش گوغر به جز معنای معمول به معنای رٓد شدن وگذشتن است نمونه را گویند فلانی آلانه یی از پُل تا شد یعنی فلانی همین الان از پل گذشت و رد شد.