پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)
pas pesekaayi : در گویش گوغر به معنای عقبکایی و پُشتکی است.
tarf chasbon : در گویش گوغر به معنای سست است.
ghaare jafriz : یکی از دیدنی ترین وزیباترین غارهای استان کرمان که در شش کیلومتری امیرآباد گوغر قسمت شرقی آبادی جفریز در جاده گوغر کرمان واقع شده . قن ...
kimiyaaye heydar: نام زیارتگاهی در آرامستان چشمه سبز گوغر است . نقل می کنند چهار جوان گوغری به اصالت زیارت شک کرده وشبانه نقش قبر می کنند گاهی که به ...
zebune maadar shuhar : در گویش گوغر به نوعی گیاه گویندخاردار وزینتی از خانواده کاکتوس ها با برگ های بیضی شکل پهن
hamchi : در گویش گوغر به معنای بدین گونه وهمچنین است
pedere: در گویش گوغر به پرنده نر گویند بیشتر در مورد چغوک نر
در گویش گوغر به پرنده ماده گفته می شود بیشتر برای چغوک ماده گویند
kel kutaah : در گویش گوغر مترادف کوتاه است.
kelaavonیا kelaaon: در گویش گوغر به معنای درگیر چیزی بودن است باچیزی ور رفتن
sobbe robbe: در گویش گوغر به معنای تنها ومجرد است.
در گویش گوغر به ابزاری فلزی گویند که شکلی مثلثی دارد و در زیر هر ضلع یک پایه فلزی تعبیه شده که دیگ وکماجدان را روی آن می گذارند . س ( سه پایه ) .
zenafshu : در گویش گوغر همان هوو وهم شوی را گویند
در گویش گوغر نوعی از آفات گندم گویند که بخش هایی از خوشه مسی رنگ می شود.
در گویش گوغر به معنای سست وازهم رفته است
deqdeli : در گویش گوغر به معنای عصبانیت وخشم درونی خصمانه
در گویش گوغر به گیاه اسپند گویند که برای خوشبو کردن و ویروس کشی در مراسم وخانه ها سوزانده می شود
درگویش گوغر ماری را گویند که باریک است وجست
tir posht : در گویش گوغر همان ستون فقرات را گویند
mizon. : در گویش گوغر به ماه مهر گویند درواقع همان برج میزان است که پیش از قوس واقع شده
در گویش گوغر به معنای کسی را به جایی فرستادن است.
kashaa mankeshaa : در گویش گوغر به معنای دعوا ودرگیری است .
kaft : در گویش گوغر بیشتر با آب به کار می رود ومنظور قسمت پایانی وته مانده آب است نمونه را گویند� بذارکٓفتشٓم روی کُردای من بره. �یعنی اجازه بده ته م ...
sot pot shodan : در گویش گوغر به معنای ازبین رفتن ونابود شدن است
kelaate: در گویش گوغر به معنای وسیله از کار افتاده ودرب وداغون و گویند.
donbelaan : در گویش گوغر نیز به نوعی قارچ وحشی گویند که پخته شده اش بسیار خوشمزه است.
keghaark : در گویش گوغر نیز نوعی قارچ وحشی را گویند.
در گویش گوغر به سخن زشت وفحش آلودی گویند که مخاطب از شنیدنش غرق عرق شود .
درگویش گوغر هم به شخص حرف نشنو لجباز گویند.
ta kaaselis : در گویش گوغر به کسی گویند که ته مانده ظرف غذای دیگران را می خورد
zenesht : در گویش گوغر به معنای ضربه نهایی درد وبیماری بر مبتلای به یک مرض است
aziyati: در گویش گوغر به معنی جن زده است
mix shodan : در گویش گوغر به معنای زوم کردن روی چیزی است.
mushu : در گویش گوغر به خِل مدور تیره رنگ گلوله ای که از دماغ ( بینی ) بیرون می کشند گویند.
mowr : در گویش گوغر به گیاهی خودرو وهرز گویند که مانند چمن بصورت پرپشت ویکدست می روید ودر شوغن ها ( مرز دو زمین ) بیشتر نمود دارد .
nesherku : در گویش گوغر به کودکی گویند که در زمان شیرخوارگی شیر کافی نخورده وضعیف تر ونحیف تر از همسالان است.
jaabon jaa : در گویش گوغر به معنای به طور کلی ، باتمام دار وندار. است.
taxte soxanvari. : منبر . سخنگاه نمونه : � اوبرتخت سخنوری بود وفراهم آمدن ایشان را می بیوسید. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۸۷ )
انتظار. چشم به راه بودن نمونه : � اوبرتخت سخنوری بود وفراهم آمدن ایشان را می بیوسید. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۸۷ )
انتصاب نمونه : �عبدالملک فرمانِ گمارِشِ او را بر عراق را هنگامی فرستاد که حجاج در مدینه بود. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۸۷ )
vazesh gaa. : محل وسمت وزیدن باد نمونه : �وخانه اش در وٓزِشگاهِ بادِ تاراج آویزم!� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۹۰ )
zerti. : در گویش گوغر به معنای فوری ویک مرتبه وناگهان است میگن زرتی پرید وسط یعنی ناگهان خودشو قاطی کرد.
suxtondan. : در گویش گوغر مصدردیگریاز سوختن مترادف سوزاندن است.
saftu : در گویش گوغر به سبد تهیه شده از چوب های ترکه ای نازک وبافته شده از برگ های رشته ای نخل خرما گویند .
su?e : در گویش گوغر به معنای نژاد وسرشت است.
qopidan : در گویش گوغر به معنای برآمده شدن وباد کردن است برای نمونه گویند قوطی کنسرو ماهی قپیده یعنی درب قوطی بادکرده یا قپ کرده.
در گویش گوغر نیز به معنای قوی و زورآور است.
دروگویش گوغر هم قیچی را مقراض گویند.
goruk kardan : در گویش گوغر به معنای ن۱ - خ را به شکل گردله وتوپی پیچیدن ۲ - دراثر فشار زیاد چپونده شدن وجمع شدن برای نمونه زمان پرش گاو نر بر روی ما ...
goruk : در گویش گوغر نیز به گردله شده وتوپ نخ گویند .