پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,١٢٠
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

در گویش گوغر نیز به معنای نشستن است وبیشتر گذشته ساده وبعید آن کاربرد دارد نمونه نشتم نشته بودم.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

xaar shomaari:بی حرمتی . تحقیر. اهانت نمونه: � از روی خوار شماری ، دست بسیاری از یاران پیامبر را با مس مهر نهاد چنان که با زینهارداران . . . می کنند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

زینهارداران :اهل ذمه. نمونه: � از روی خوار شماری ، دست بسیاری از یاران پیامبر را با مس مهر نهاد چنان که با زینهارداران ( اهل ذمه ) می کنند. � ( تاری ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

nahast :غیبت، نبود �عروه به مکه بازگشت . نهستی او سی روز به درازا کشید. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۶۹ )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

lelom : در گویش گوغر به معنای فرزند عزیزم است . للو ( بچه کوچولو ) م.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

tak shodan : در گویش گوغر به معنای پیاده شدن است وگاه به معنای تنها شدن است ( درود آقا رضا )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در گویش گوغر جز معنی رایج دو معنی دیگر هم دارد ۱ - خاموش کردن ( درمورد آتش وچراغ ) ۲ - مسدود کردن مثل لوله را کورش کن یعنی مسدودش کن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

shom kur : در گویش گوغر صفت شخصی ست که پیش از وعده اصلی غذا چیزی خورده که باعث شده اشتهای کافی برای خوراک وعده غذایی نداشته باشد واشتهازده شده . /شام ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

neserk : در گویش گوغر جایی راگویند که آفتابگیر نباشد و نسار باشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

mar : در گویش گوغر مُرک وجوانه وشاخه تازه نوراک را گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

قُرqor : در گویش گوغر به معنای برجسته وبُرز وبرآمده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

mochu: در گویش گوغر به شخصی که چلاق است وانگشت هایش را از دست داده یا ندارد گویند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

mejengu : در گویش گوغر به معنای خیلی کوچک است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

lus baazi: در گویش گوغر مترادف خنک بازی ست .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

omol : در گویش گوغر به شخصی گویند که به روز نیست و عقب مانده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

lishu : در گویش گوغر صفت شخصی است که خیلی کند کار می کند وظاهراً از نظر ذهنی هم کمی کم دارد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

lehor : در گویش گوغر باد خیلی سرد را گویند .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gip : در گویش گوغر به معنای لبریز وپُرِپُر است وگاه به معنی کاملاً جذب به کار می رود .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

gow ku : در گویش گوغر به حرکت وراه رفتن آغازینه کودک به صورت چهار دست وپا گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

gushu : در گویش گوغر به شخصی گویند که با شنیدن صحبت افراد فوراً برانگیخته می شود بدون بررسی مطلب و بدون تامل روی سخنان فرد.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

gure maas : در گویش گوغر خوراکی مقوی را گویند که از ترکیب شیر وماست تهیه می شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

kark : در گویش گوغر به معنای نارس وکال است .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kotu در گویش گوغر به معنای سوراخ تنگ است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ketl در گویش گوغر کِتری را گویند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

kete koloft: در گویش گوغر به معنای ستبر وضخیم است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

jar: در گویش گوغر دومعنی دارد ۱ - دعوا، نزاع ۲ - سراشیبی. شیب . البته دراین معنی نزدیک به جٓعر تلفظ میشه

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

borz: در گویش گوغر به معنای برجسته وبلند است ( دم آقا رضاگرم )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در گویش گوغر می گویند :بچه /نوه/نتیجه/ندیده. یعنی مرتبه چهارم از نوادگان را ندیده گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

noxodu: در گویش گوغر به معنای غیر اصلی است نمونه را گویند این بچه توی بازی چشکلکانخودویه یعنی از اعضای اصلی بازی نیست فقط برای سرگرمی ودلخوشی بچه توی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

nechasb : در گویش گوغر به معنی سمج وپررو وگران جان است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١١

naafk : در گویش گوغر مترادف ناف است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

naaze gir در گویش گوغر نیز مترادف واژه ناخن گیر ست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

naaruf: در گویش گوغر یعنی جارو نشده .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

گریز گو ( گریس گو ) geriz gow: در گویش گوغر گیاهی خودرو را گویند که شبیه جعفری است . سبزی خودرو وخوراکی باغ هاست

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

در گویش گوغر نیز به معنای خشکیده وتٓرٓک تٓرٓک شدن لب ها را گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

derennaaz kardan : در گویش گوغر به معنای بازگو کردن وبیان درونیات است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

doz doruq : در گویش گوغر به سخنان دروغ و واهی گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

der hejlei : در گویش گوغرهمان هدیه عروسی را گویند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

do parku sho dan : در گویش گوغر یعنی دونصف شدن ونیم کوب شدن

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

doz dozekaayi: در گویش گوغر برابر با دزدکی وقایمکی وپنهانی است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

dozekaai : در گویش گوغر به معنای دزدکی وپنهانی وقایمکی به کار می رود .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

dozaa dozi : در گویش گوغر به معنی ناامنی وآشوبزدگی است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

darjin : در گویش گوغر همان دوجین را گویند .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

turuyi : در گویش گوغر یعنی از روی شرم . شرمندگی.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

tilvaashku : در گویش گوغر یعنی نحیف ولاغر ومردنی. احتمالاً در اصل تیراشو یعنی شبیه چوب رشته بری بوده.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

tu goshi : در گویش گوغر به معنی سیلی وکشیده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

tereng : در گویش گوغر به معنی سفت ومحکم است وگاه بصورت رِنگ وتِرنگ به معنی سرحال وشاداب به کار می رود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

tarf chasbon : در گویش گوغر یعنی چیزی را به چیز دیگر غیر مستحکم وتُفِکی چسباندن . سست.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

در گویش گوغر به جوی عمیقی گویند که درون زمین هورمه ای حفر می شود وروی آن را می پوشانند وآب هورمه از آن خارج می شودوبدین وسیله زمین از حالت هورمه ونمن ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

lek luche : در گویش گوغر به معنای لب ودهان. است.