پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٧)

بازدید
٤,٥٣٠
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٨

herri : در گویش گوغر نیز به معنای امر به رفتن با لحن تحقیرآمیز وخوارداشت شخص است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

haa nahu kardan : در گویش گوغر به معنای پاسخ درست درمان وصریح ندادن است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

fekanti : در گویش گوغر به معنای درب وداغون وازکار افتاده است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

fisondan: در گویش گوغر به معنای باد کردن وقهرکدن است .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

fat feraax : در گویش گوغر به معنای بسیار گشاد و با وسعت است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

fert : در گویش گوغر به معنای تند وسریع است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٨

fer daadan : در گویش گوغر به معنای پراندن وپروازاندن است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١١

taaq budan : در گویش گوغر به معنای متمایز ومتفاوت بودن با دیگران است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

taa shodan : در گویش گوغر به جز معنای معمول به معنای رٓد شدن وگذشتن است نمونه را گویند فلانی آلانه یی از پُل تا شد یعنی فلانی همین الان از پل گذشت و ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١١

passaab : در گویش گوغر به معنای نوبت وترتیب است نمونه را گویند آ پساب ورادار یعنی به ترتیب بردار.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

porse : درگویش گوغر نیز به مجلس سوگواری برای مرده گویند که افراد برای سرسلامتی وتسلیت گفتن به نزدیکان مرحوم به این مجلس می روند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

پُرز درگویش گوغر نیز به تارگونه ها وریزه های چدا شده از قالی وهر دست بافت دیگری اطلاق می شود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

per paa qors : در گویش گوغر به معنای محکم وباصلابت است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

perish perishu : در گویش گوغر بیشتر برای توصیف بارانی ست که قطرات خیلی ریزی با فاصله زیاد می بارد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

pas pesekaayi : در گویش گوغر به معنای عقبکایی و پُشتکی است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٧

tarf chasbon : در گویش گوغر به معنای سست است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

ghaare jafriz : یکی از دیدنی ترین وزیباترین غارهای استان کرمان که در شش کیلومتری امیرآباد گوغر قسمت شرقی آبادی جفریز در جاده گوغر کرمان واقع شده . قن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

kimiyaaye heydar: نام زیارتگاهی در آرامستان چشمه سبز گوغر است . نقل می کنند چهار جوان گوغری به اصالت زیارت شک کرده وشبانه نقش قبر می کنند گاهی که به ...

پیشنهاد
٤

zebune maadar shuhar : در گویش گوغر به نوعی گیاه گویندخاردار وزینتی از خانواده کاکتوس ها با برگ های بیضی شکل پهن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

hamchi : در گویش گوغر به معنای بدین گونه وهمچنین است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

pedere: در گویش گوغر به پرنده نر گویند بیشتر در مورد چغوک نر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر به پرنده ماده گفته می شود بیشتر برای چغوک ماده گویند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

kel kutaah : در گویش گوغر مترادف کوتاه است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

kelaavonیا kelaaon: در گویش گوغر به معنای درگیر چیزی بودن است باچیزی ور رفتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤

sobbe robbe: در گویش گوغر به معنای تنها ومجرد است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

در گویش گوغر به ابزاری فلزی گویند که شکلی مثلثی دارد و در زیر هر ضلع یک پایه فلزی تعبیه شده که دیگ وکماجدان را روی آن می گذارند . س ( سه پایه ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

zenafshu : در گویش گوغر همان هوو وهم شوی را گویند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر نوعی از آفات گندم گویند که بخش هایی از خوشه مسی رنگ می شود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر به معنای سست وازهم رفته است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

deqdeli : در گویش گوغر به معنای عصبانیت وخشم درونی خصمانه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر به گیاه اسپند گویند که برای خوشبو کردن و ویروس کشی در مراسم وخانه ها سوزانده می شود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

درگویش گوغر ماری را گویند که باریک است وجست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

tir posht : در گویش گوغر همان ستون فقرات را گویند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

mizon. : در گویش گوغر به ماه مهر گویند درواقع همان برج میزان است که پیش از قوس واقع شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر به معنای کسی را به جایی فرستادن است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

kashaa mankeshaa : در گویش گوغر به معنای دعوا ودرگیری است .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

kaft : در گویش گوغر بیشتر با آب به کار می رود ومنظور قسمت پایانی وته مانده آب است نمونه را گویند� بذارکٓفتشٓم روی کُردای من بره. �یعنی اجازه بده ته م ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

sot pot shodan : در گویش گوغر به معنای ازبین رفتن ونابود شدن است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

kelaate: در گویش گوغر به معنای وسیله از کار افتاده ودرب وداغون و گویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

donbelaan : در گویش گوغر نیز به نوعی قارچ وحشی گویند که پخته شده اش بسیار خوشمزه است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

keghaark : در گویش گوغر نیز نوعی قارچ وحشی را گویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر به سخن زشت وفحش آلودی گویند که مخاطب از شنیدنش غرق عرق شود .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٨

درگویش گوغر هم به شخص حرف نشنو لجباز گویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ta kaaselis : در گویش گوغر به کسی گویند که ته مانده ظرف غذای دیگران را می خورد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٦

zenesht : در گویش گوغر به معنای ضربه نهایی درد وبیماری بر مبتلای به یک مرض است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٧

aziyati: در گویش گوغر به معنی جن زده است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

mix shodan : در گویش گوغر به معنای زوم کردن روی چیزی است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

mushu : در گویش گوغر به خِل مدور تیره رنگ گلوله ای که از دماغ ( بینی ) بیرون می کشند گویند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٩

mowr : در گویش گوغر به گیاهی خودرو وهرز گویند که مانند چمن بصورت پرپشت ویکدست می روید ودر شوغن ها ( مرز دو زمین ) بیشتر نمود دارد .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٨

nesherku : در گویش گوغر به کودکی گویند که در زمان شیرخوارگی شیر کافی نخورده وضعیف تر ونحیف تر از همسالان است.