پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,١٢١
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

در گویش گوغر به شخص هیکل مند به درد نخور وبی خاصیت گویند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

در گویش گوغر به دو معنی به کار می رود ۱. ولگرد وبیکاره شدن ۲. بیخیال روی زمین دراز کشیدن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

mayyeni : در گویش گوغر یعنی معلوم ومشخص نیست .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

var ham shur : در گویش گوغر یعنی ورهم ریز وآشفته.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

var telengidan : در گویش گوغر به این معناست که شخص زیر حرف وقولی که داده می زنه حتی انکارش می کنه.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

xes xes kardan : در گویش گوغر به معنای نفس نفس زدن وخسته شدن است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

gerge : در گویش گوغر همان گریه را گویند.

پیشنهاد
٨

haarto hurt kardan : در گویش گوغر به معنی توپ وتشر زدن ودادوفریاد ساختگی راه انداختن به کار می رود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

ehe : در گویش گوغر از اصواتی ست که افراد پیش از ورود به مستراح برای آگاهی از این که کسی داخل توالت است یانه از خود صادر می کند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

ew zipu: در گویش گوغر به آبگوشتی که مواد ومصالح کافی نداشته یا چای ونوشیدنی خیلی کم رنگ وبی مزه را گویند .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

در گویش گوغر نیز به معنای بن کتی وبچه آخر خانواده است .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

bui shodan : در گویش گوغر یعنی ازچیزی پنهان خبردارشدن.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٩

bu semak : در گویش گوغر مترادف بد بو وسهار است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١١

baski: در گویش گوغر به معنای �از بس که � است . از بس .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١١

nesaar: در گویش گوغر به جایی گویند که آفتاب گیر نباشد وهمیشه سایه است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

bekub : در گویش گوغر به معنای پشت سرهم وسریع است .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

moshammaa : در گویش گوغر پلاستیک را گویند .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

در گویش گوغر داروی نظافت مخصوص حمام را گویند که برای ستردن موهای زائدبدن به کار می رود .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

vaasidekaai : در گویش گوغر به معنای به حالت ایستاده است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

vaa gerge shodan: در گویش گوغر به معنای شروع به گریه کرد وگریستن است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

ya zedene : در گویش گوغر به معنای مرتب وپیوسته است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

serishu : در گویش گوغر گیاهی خودرو را گویند که در اوایل بهار هنگام نوراکی با تخم مرغ می پزند ومی خورند تا حدود یک متر قد می کشد وبا گل های سفید رنگش ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

haaderbon : در گویش گوغر به معنای نگهبان ومحافظ می باشد ( هادر بان )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

Let pet : در گویش گوغر بیشتر به صورت جمع به کار می رود به معنای وسایل خانه ظاهراً وسایل کم کاربرد تر .

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٦

puz: در گویش گوغر به معنای آب بینی است نمونه را گویند پوزاتِ پاک کن یعنی آب بینی ات را پاک کن. وگاه به معنای پوزه به کار می رود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

tiyaart : در گویش گوغر به معنای ادادرآوردن ومسخره بازی است ( تئاتر )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٧

در گویش گوغر دومعنا دارد ۱ - به معنای گود وخیلی عمیق ۲ - به معنای پررنگ وغلیظ

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

در گویش گوغر نوعی کنه را گویند که نیشش درد زیادی داردوبرای تسکین دردش برجای نیش مرهم می گذارند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

revu: در گویش گوغر مخفف وتغییریافته نام ربابه است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

elletu : در گویش گوغر شخصی را گویند که همیشه بیمار است وضعیف وناخوش احوال است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

البته درگویش گوغر جن زده معنا می دهد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

biya : در گویش گوغر برای آگاه کردن مخاطب به کار می رود نمونه را گویند مخاطب میگه کو کِلی پنیری میگه بیه اینم کلی پنیری. شاید کوچک شده بیا باشد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

raatehi: در گویش گوغر برابربا سراشیبی ست .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

korichu: در گویش گوغر به معنای برشته شده است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

goj: در گویش گوغر به معنای منفذ وسوراخ کوچک است ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) . کُتو.

پیشنهاد
١٧

luli baazl dar aavardan: در گویش گوغر به معنای سروصدا راه انداختن وشلوغ بازی درآوردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

لواب /levaab: در گویش گوغر به معنای له ولورده ودرب وداغون است . وگاه نیز نهایت درجه سوختکی را کویند .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

naashamme: در گویش گوغر روزی که قرار نیست فرا برسد را گویند ( نه شنبه ) .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

در گویش گوغر شبیه کاربرد یارو است بااین تفاوت که یارو معمولاً برای آقای غائب وناشناس به کار می ر ود ویاره بر ای آقای مخاطب وشناس کاربرد دارد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

yax bor: در گویش گوغر به چرکی شدن ناحیه سینه وگلو گویند که در اثر سرماخوردگی شدید است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

حمله کردن وروی آوردن نمونه از حکیم عمر خیام هریک چندی یکی برآید که منم بانعمت وسیم وزر گراید که منم چون کارکِ اونظام گیرد روزی ناگه اجل از کمین درآ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

بیهُدِه دو: ( بیهوده دونده ) سرگردان. بی هدف باشتاب این سو وآن سو در حرکت نمونه از حکیم عمر خیام ای خواجه بِدان کین فلکِ بیهده دو همچون من وتو دید ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٦

طِرازآمدگان: مجازاً زیبارویان نمونه از حکیم عمر خیام: مشنو سخن از زمانه سازآمدگان. مِی خواه مُروّق ز طرازآمدگان رفتند یکان یکان فٓرازآمدگان. کس می ...

پیشنهاد
٥

زٓمانه سازآمدگان: افرادی که باروزگار کنار آمده وتسلیم اویند نمونه از حکیم عمر خیام: مشنو سخن از زمانه سازآمدگان. مِی خواه مُروّق ز طرازآمدگان رفتند ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

فٓراز آمدگان:دورهم گردآمدگان. دورهم جمع شده ها نمونه از حکیم عمر خیام: مشنو سخن از زمانه سازآمدگان. مِی خواه مُروّق ز طرازآمدگان رفتند یکان یکان فٓر ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٥

زودتر . سحرخیز تر. نمونه از رباعیات حکیم عمر خیام ای پیر خردمند بگه تر برخیز وآن کودک خاک بیزرا بنگر تیز پندش ده وگو که نرم نرمک برخیز مغز سر کی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

kal kurondan : در گویش گوغر کنایه از پیگیر یک بحث بودن ومطالب بی نتیجه را مطرح کردن وکش دادن بحث دراصل یعنی کسی با چوبی و. . . . خاک گودال کوچک را به ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

Lel : در گویش گوغر مترادف نوزادریزاندام است نمونه را گویند للِ تِرتن یعنی چون نوزاد پرنده ترتن ریزاندام است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

joridan : در گویش گوغر یعنی جم خوردن وجنبیدن وجابجا شدن است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

yelxi gashtan : در گویش گوغر یعنی بدون کار وشغل بودن