پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٧)
doz doruq : در گویش گوغر به سخنان دروغ و واهی گویند.
der hejlei : در گویش گوغرهمان هدیه عروسی را گویند.
do parku sho dan : در گویش گوغر یعنی دونصف شدن ونیم کوب شدن
doz dozekaayi: در گویش گوغر برابر با دزدکی وقایمکی وپنهانی است.
dozekaai : در گویش گوغر به معنای دزدکی وپنهانی وقایمکی به کار می رود .
dozaa dozi : در گویش گوغر به معنی ناامنی وآشوبزدگی است
darjin : در گویش گوغر همان دوجین را گویند .
turuyi : در گویش گوغر یعنی از روی شرم . شرمندگی.
tilvaashku : در گویش گوغر یعنی نحیف ولاغر ومردنی. احتمالاً در اصل تیراشو یعنی شبیه چوب رشته بری بوده.
tu goshi : در گویش گوغر به معنی سیلی وکشیده است.
tereng : در گویش گوغر به معنی سفت ومحکم است وگاه بصورت رِنگ وتِرنگ به معنی سرحال وشاداب به کار می رود.
tarf chasbon : در گویش گوغر یعنی چیزی را به چیز دیگر غیر مستحکم وتُفِکی چسباندن . سست.
در گویش گوغر به جوی عمیقی گویند که درون زمین هورمه ای حفر می شود وروی آن را می پوشانند وآب هورمه از آن خارج می شودوبدین وسیله زمین از حالت هورمه ونمن ...
lek luche : در گویش گوغر به معنای لب ودهان. است.
در گویش گوغر به شخص هیکل مند به درد نخور وبی خاصیت گویند
در گویش گوغر به دو معنی به کار می رود ۱. ولگرد وبیکاره شدن ۲. بیخیال روی زمین دراز کشیدن.
mayyeni : در گویش گوغر یعنی معلوم ومشخص نیست .
var ham shur : در گویش گوغر یعنی ورهم ریز وآشفته.
var telengidan : در گویش گوغر به این معناست که شخص زیر حرف وقولی که داده می زنه حتی انکارش می کنه.
xes xes kardan : در گویش گوغر به معنای نفس نفس زدن وخسته شدن است.
gerge : در گویش گوغر همان گریه را گویند.
haarto hurt kardan : در گویش گوغر به معنی توپ وتشر زدن ودادوفریاد ساختگی راه انداختن به کار می رود.
ehe : در گویش گوغر از اصواتی ست که افراد پیش از ورود به مستراح برای آگاهی از این که کسی داخل توالت است یانه از خود صادر می کند
ew zipu: در گویش گوغر به آبگوشتی که مواد ومصالح کافی نداشته یا چای ونوشیدنی خیلی کم رنگ وبی مزه را گویند .
در گویش گوغر نیز به معنای بن کتی وبچه آخر خانواده است .
bui shodan : در گویش گوغر یعنی ازچیزی پنهان خبردارشدن.
bu semak : در گویش گوغر مترادف بد بو وسهار است.
baski: در گویش گوغر به معنای �از بس که � است . از بس .
nesaar: در گویش گوغر به جایی گویند که آفتاب گیر نباشد وهمیشه سایه است.
bekub : در گویش گوغر به معنای پشت سرهم وسریع است .
moshammaa : در گویش گوغر پلاستیک را گویند .
در گویش گوغر داروی نظافت مخصوص حمام را گویند که برای ستردن موهای زائدبدن به کار می رود .
vaasidekaai : در گویش گوغر به معنای به حالت ایستاده است.
vaa gerge shodan: در گویش گوغر به معنای شروع به گریه کرد وگریستن است.
ya zedene : در گویش گوغر به معنای مرتب وپیوسته است
serishu : در گویش گوغر گیاهی خودرو را گویند که در اوایل بهار هنگام نوراکی با تخم مرغ می پزند ومی خورند تا حدود یک متر قد می کشد وبا گل های سفید رنگش ...
haaderbon : در گویش گوغر به معنای نگهبان ومحافظ می باشد ( هادر بان )
Let pet : در گویش گوغر بیشتر به صورت جمع به کار می رود به معنای وسایل خانه ظاهراً وسایل کم کاربرد تر .
puz: در گویش گوغر به معنای آب بینی است نمونه را گویند پوزاتِ پاک کن یعنی آب بینی ات را پاک کن. وگاه به معنای پوزه به کار می رود.
tiyaart : در گویش گوغر به معنای ادادرآوردن ومسخره بازی است ( تئاتر )
در گویش گوغر دومعنا دارد ۱ - به معنای گود وخیلی عمیق ۲ - به معنای پررنگ وغلیظ
در گویش گوغر نوعی کنه را گویند که نیشش درد زیادی داردوبرای تسکین دردش برجای نیش مرهم می گذارند
revu: در گویش گوغر مخفف وتغییریافته نام ربابه است
elletu : در گویش گوغر شخصی را گویند که همیشه بیمار است وضعیف وناخوش احوال است
البته درگویش گوغر جن زده معنا می دهد.
biya : در گویش گوغر برای آگاه کردن مخاطب به کار می رود نمونه را گویند مخاطب میگه کو کِلی پنیری میگه بیه اینم کلی پنیری. شاید کوچک شده بیا باشد.
raatehi: در گویش گوغر برابربا سراشیبی ست .
korichu: در گویش گوغر به معنای برشته شده است
goj: در گویش گوغر به معنای منفذ وسوراخ کوچک است ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) . کُتو.
luli baazl dar aavardan: در گویش گوغر به معنای سروصدا راه انداختن وشلوغ بازی درآوردن است.