پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)
ham aarus:درگویش گوغر به جاری یا به نسبت خویشی زنان دو یا چند برادر گویند.
fotur saaxtan : درگویش گوغر یعنی زیاده روی در کاری. نمونه را گویند :در کتک کاری فتور می سازه یعنی خیلی کتک می زنه
tar telis: درگویش گوغر به معنای لیچ آب وکاملاً خیس شده است.
aarusu:درگویش گوغر مترادف عروسک است
خسارت وآسیب . حکیم عمر خیام هم دراین رباعی آگفت را به معنی آسیب وخسارت به کار برده ای آن که تو در زیر چهار وهفتی وز هفت وچهار دایم اندرتفتی غم خور د ...
محل دوشاخگی . در این رباعی حکیم عمر خیام منظور از دوراهه آز ونیاز دنیا است از جمله رفتگان این راه دراز باز آمده یی کو که به گوید راز پس بر سر این د ...
دست کم نمونه از حکیم عمر خیام: لیکن چو درین غم آشیان آمده ام آخِر کم ازآن که من بدانم که کی ام؟
غمکده. اندوهگرد در شعر حکیم عمر خیام کنایه از دنیا لیکن چو درین غم آشیان آمده ام آخِر کم ازآن که من بدانم که کی ام؟
نمایش دادن . بازی کردن نمونه از حکیم عمر خیام: بازیچه همی کنیم بر نطع وجود گردیم به صندوق عدم یک یک باز
عروسک ( خیمه شب بازی ) نمونه از حکیم عمر خیام: ما لعبتکانیم وفلک لعبت باز از روی حقیقتی نه از روی مجاز
عروس گردان در نمایش خیمه شب بازی نمونه از حکیم عمر خیام: ما لعبتکانیم وفلک لعبت باز از روی حقیقتی نه از روی مجاز
درگویش گوغر هم به پنجشنبه آخرسال که با دورهمی آشنایان یادی از مردگان می کنند گویند
درگویش گوغر یعنی محل کسی ندادن وبا کسی حرف نزدن ومعمولا شروع آن با انگشت شست است ومتضادش آشتی ست که بازدن انگشت کوچک طرفین قهر به هم انجام می شود.
jaarondan: درگویش گوغر یعنی یه کم اذیت کردن کسی یا صدای اذیت کسی را درآوردن .
par paru kardan: درگویش گوغر تند تند به هم خوردن پلک ها را گویند . پرش ناخودآگاه پلک.
par paru: درگویش گوغر پروانه را گویند البته پروانه های رنگی وبزرگ را نمی گویند فقط کوچک جثه هاراپرپرو گویند.
pot bal kardan: درگویش گوغر به معنای پر وپت مرغ را کندن است ومجازاً یعنی حقیقت واصل مطلبی را درآوردن است.
Zert pert kardan: درگویش گوغر به معنای حرف مفت وبی محتوا وبی ارزش زدن به کار می رود.
makiyaa یامحکیا
مورگسی درغرب گوغر واقع شده نه شرق
سغنگ غرب گوغر واقع شده نه شرق
مٓنّوغرب گوغر واقع شده نه شرق
مینو قسمت غربی گوغر واقع شده نه شرقی
دیاکی غرب گوغر است نه شرق
از کشتزارهای غربی گوغر است که در در غرب دهوییه واقع شده وبه دلیل این که شیرین بیان زایادی درآن جا می روید به محکیا یا مکیا معروف است وآب کشاورزی اش ا ...
deyyaaki: از آبادی های شرقی گوغر که تقریبا بعداز برسیاه واقع شده وقنات پرآبی دارد.
در آبادی برسیاه زیارت ابوالفضل قراردارد که خدابیامرز خورشید آن را دهه چهل وپنجاه درخواب دیده وبا کمک اهالی برسیاه ساختمان اولیه زیارت را ساخته . باغ ...
meynu: از آبادی های شرقی گوغر نرسیده به برسیاه بیشتر ساکنانش روح الامینی ها هستند .
mannu: از آبادی های شرقی گوغربافاصله ای پنج شش کیلومتری مشرف به امیرآباد در بغل تپه ای واقع شده وبیشتر ساکنان آن راهداری ها هستند .
segheng: از آبادی های شرقی گوغر نزدیک مورگسی است.
mor gosi: از آبادی های شرقی گوغر است که نزدیک سغنگ است.
kord baaghu : درگویش گوغر به سبزه ای که برای سفره هفت سین نوروزی آماده می شود گویند.
درگویش گوغر صفت ظرف است اگر اشتباه نکنم به ظروف نیکلی تالو نیز گویند؟!
درگویش گوغر ظرف بزرگ بدون دربی را گویند که شیر گاو وگوسفندان را درآن دوشند جنسش تالو یا نیکل است .
ta dar rafte:درگویش گوغر به شخصی که بسیار تنبل واززیر کار در رو است وبه هیچ وجه تن به کار نمی دهند گویند.
درگویش گوغر نیز به شخص معتادی گویند که مردنی ولاغر است وآب بینی اش همیشه آویزان.
xellu: درگویش گوغر شخصی را گویند که آب بینی اش همیشه سرازیر است یا دستش پیوسته در بینی اش است وبا پشت دست آن را پاک می کند.
dashtbon:درگویش گوغر نگهبان مزارع را گویند که بصورت درصدی مثلاًده یک از کشتزار پاسبانی می کرده. درواقع همان دشتبان است.
zeym:درگویش گوغر شخصی را گویند که روی زمین کشاورزی دیگر ی صورت درصدی مثلا پنج یک کار کند
shane:درگویش گوغر به زیم یا شخصی که روی زمین کشاورزی دیگری کار کند گویند به گمان بسیار همان شحنه باشد.
seku: درگویش گوغر به دخترخانمی که نامش سکینه است سکو یا سکلو گویند
sekolu:درگویش گوغر به دختر خانمی که نامش سکینه است سکلو یا سکو گویند.
toshle: درگویش گوغر منظور همان تیله وگلوله شیشه ای کوچک است
درگویش گوغر علاوه بر تشله ( گلوله شیشه ای کوچک ) به معنای هُل وتنه زدن است .
درگویش گوغر کاف برای تحقیر است درست شبیه زنکه تقریباًبر خلاف آقا
درگویش گوغر کاف زنکه برای تحقیر است تقریباًمتضاد خانم است
sozon:درگویش گوغر ابزار کار را گویند
sher ver: درگویش گوغر مخفف همان شرّ و ور است به معنای حرف مفت ویاوه.
در گویش گوغر نیز به معنای حرف مفت ویاوه گویند
kom: درگویش گوغر به معنای شکم است .