پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,١٢٣
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

ham aarus:درگویش گوغر به جاری یا به نسبت خویشی زنان دو یا چند برادر گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

fotur saaxtan : درگویش گوغر یعنی زیاده روی در کاری. نمونه را گویند :در کتک کاری فتور می سازه یعنی خیلی کتک می زنه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

tar telis: درگویش گوغر به معنای لیچ آب وکاملاً خیس شده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

aarusu:درگویش گوغر مترادف عروسک است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

خسارت وآسیب . حکیم عمر خیام هم دراین رباعی آگفت را به معنی آسیب وخسارت به کار برده ای آن که تو در زیر چهار وهفتی وز هفت وچهار دایم اندرتفتی غم خور د ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

محل دوشاخگی . در این رباعی حکیم عمر خیام منظور از دوراهه آز ونیاز دنیا است از جمله رفتگان این راه دراز باز آمده یی کو که به گوید راز پس بر سر این د ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

دست کم نمونه از حکیم عمر خیام: لیکن چو درین غم آشیان آمده ام آخِر کم ازآن که من بدانم که کی ام؟

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

غمکده. اندوهگرد در شعر حکیم عمر خیام کنایه از دنیا لیکن چو درین غم آشیان آمده ام آخِر کم ازآن که من بدانم که کی ام؟

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

نمایش دادن . بازی کردن نمونه از حکیم عمر خیام: بازیچه همی کنیم بر نطع وجود گردیم به صندوق عدم یک یک باز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

عروسک ( خیمه شب بازی ) نمونه از حکیم عمر خیام: ما لعبتکانیم وفلک لعبت باز از روی حقیقتی نه از روی مجاز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

عروس گردان در نمایش خیمه شب بازی نمونه از حکیم عمر خیام: ما لعبتکانیم وفلک لعبت باز از روی حقیقتی نه از روی مجاز

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

درگویش گوغر هم به پنجشنبه آخرسال که با دورهمی آشنایان یادی از مردگان می کنند گویند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

درگویش گوغر یعنی محل کسی ندادن وبا کسی حرف نزدن ومعمولا شروع آن با انگشت شست است ومتضادش آشتی ست که بازدن انگشت کوچک طرفین قهر به هم انجام می شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

jaarondan: درگویش گوغر یعنی یه کم اذیت کردن کسی یا صدای اذیت کسی را درآوردن .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

par paru kardan: درگویش گوغر تند تند به هم خوردن پلک ها را گویند . پرش ناخودآگاه پلک.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

par paru: درگویش گوغر پروانه را گویند البته پروانه های رنگی وبزرگ را نمی گویند فقط کوچک جثه هاراپرپرو گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

pot bal kardan: درگویش گوغر به معنای پر وپت مرغ را کندن است ومجازاً یعنی حقیقت واصل مطلبی را درآوردن است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

Zert pert kardan: درگویش گوغر به معنای حرف مفت وبی محتوا وبی ارزش زدن به کار می رود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

makiyaa یامحکیا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

مورگسی درغرب گوغر واقع شده نه شرق

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

سغنگ غرب گوغر واقع شده نه شرق

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

مٓنّوغرب گوغر واقع شده نه شرق

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

مینو قسمت غربی گوغر واقع شده نه شرقی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

دیاکی غرب گوغر است نه شرق

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٧

از کشتزارهای غربی گوغر است که در در غرب دهوییه واقع شده وبه دلیل این که شیرین بیان زایادی درآن جا می روید به محکیا یا مکیا معروف است وآب کشاورزی اش ا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

deyyaaki: از آبادی های شرقی گوغر که تقریبا بعداز برسیاه واقع شده وقنات پرآبی دارد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

در آبادی برسیاه زیارت ابوالفضل قراردارد که خدابیامرز خورشید آن را دهه چهل وپنجاه درخواب دیده وبا کمک اهالی برسیاه ساختمان اولیه زیارت را ساخته . باغ ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

meynu: از آبادی های شرقی گوغر نرسیده به برسیاه بیشتر ساکنانش روح الامینی ها هستند .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

mannu: از آبادی های شرقی گوغربافاصله ای پنج شش کیلومتری مشرف به امیرآباد در بغل تپه ای واقع شده وبیشتر ساکنان آن راهداری ها هستند .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

segheng: از آبادی های شرقی گوغر نزدیک مورگسی است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

mor gosi: از آبادی های شرقی گوغر است که نزدیک سغنگ است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

kord baaghu : درگویش گوغر به سبزه ای که برای سفره هفت سین نوروزی آماده می شود گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

درگویش گوغر صفت ظرف است اگر اشتباه نکنم به ظروف نیکلی تالو نیز گویند؟!

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

درگویش گوغر ظرف بزرگ بدون دربی را گویند که شیر گاو وگوسفندان را درآن دوشند جنسش تالو یا نیکل است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

ta dar rafte:درگویش گوغر به شخصی که بسیار تنبل واززیر کار در رو است وبه هیچ وجه تن به کار نمی دهند گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

درگویش گوغر نیز به شخص معتادی گویند که مردنی ولاغر است وآب بینی اش همیشه آویزان.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

xellu: درگویش گوغر شخصی را گویند که آب بینی اش همیشه سرازیر است یا دستش پیوسته در بینی اش است وبا پشت دست آن را پاک می کند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

dashtbon:درگویش گوغر نگهبان مزارع را گویند که بصورت درصدی مثلاًده یک از کشتزار پاسبانی می کرده. درواقع همان دشتبان است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

zeym:درگویش گوغر شخصی را گویند که روی زمین کشاورزی دیگر ی صورت درصدی مثلا پنج یک کار کند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

shane:درگویش گوغر به زیم یا شخصی که روی زمین کشاورزی دیگری کار کند گویند به گمان بسیار همان شحنه باشد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

seku: درگویش گوغر به دخترخانمی که نامش سکینه است سکو یا سکلو گویند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

sekolu:درگویش گوغر به دختر خانمی که نامش سکینه است سکلو یا سکو گویند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

toshle: درگویش گوغر منظور همان تیله وگلوله شیشه ای کوچک است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٨

درگویش گوغر علاوه بر تشله ( گلوله شیشه ای کوچک ) به معنای هُل وتنه زدن است .

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

درگویش گوغر کاف برای تحقیر است درست شبیه زنکه تقریباًبر خلاف آقا

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

درگویش گوغر کاف زنکه برای تحقیر است تقریباًمتضاد خانم است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١١

sozon:درگویش گوغر ابزار کار را گویند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

sher ver: درگویش گوغر مخفف همان شرّ و ور است به معنای حرف مفت ویاوه.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

در گویش گوغر نیز به معنای حرف مفت ویاوه گویند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٩

kom: درگویش گوغر به معنای شکم است .