پیشنهادهای حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)
litaaru: درگویش گوغر معمولاً صفت گوسفندلاغر است.
از نفرین های گوغری ست یعنی به دردی گرفتار شوی که درمان ندارد
قره خسه درواقع نوعی تب کشنده بوده
درواقع قافلو بیماری گوسفندان است که دانه ای کشنده روی جگرگوسفندان پدیدار می شود وباعث مرگ فوری مال می شود
nemaku:درگویش گوغر از نام های غیراصلی پسر بچه ها ست جهت نگه داشت از چشم زخم .
siyew: درگویش گوغر از نام های غیراصلی پسر بچه هاست جهت دورداشت از چشم زخم . ساخته شده از دو جزء سی ( مخفف سیاه ) واو تصغیر.
zaaghu :درگویش گوغر نام غیراصلی پسربچه هاست معمولاً تا سن بلوغ برای این که چشم نخورند ساخته شده از دو جزء:زاغ ( کلاغ یا زاج ) واو تصغیر.
درگویش گوغر [ بش به معنی دیم واو تصغیر]دنام غیراصلی پسربچه هاست تا بزرگ شوند
si qodrat: درگویش گوغر برابر عیناً وکاملاًهمانند است میگن محسنی سی قدرت دُرّانه یعنی محسنی بسیار شبیه دران است .
shetal: درگویش گوغر به معنای کندن مال از کسی وسو استفاده مالی اژ کسی است
makeme: درگویش گوغر مطب دکتر را گویند. پزشکخانه
درگویش گوغر نیز گیاهی یکساله وخودرو را گویند وطمعی نزدیک به سیر دارد وساقه اش حدود یک متر قد می کشد و گلی قمپه ای وتوپ گونه وبادمجانی رنگ سر ساقه دار ...
bekan: درگویش گوغر برابر گوش بُر است
درگویش گوغر بصورت درد بی درمُن تلفظ می شود واز نفرین های معمول گوغری ست که آرزو می کنند مخاطب دچار بیماری ناعلاجی شود.
kufte kaari : از نفرین های معمول گوغری ست که آرزوی می کردند مخاطب به بیماری سیفلیس دچار شود.
qere xasse :از نفرین های معمول گوغری ست .
kisehe eshlon: از نفرین های معمول گوغری برابر با آرزوی مرگ مخاطب است چراکه کیسه اشلون برای شستشوی مرده استفاده می شده .
duny suxteni: از نفرین های معمول گوغری است که ادبی آن دانه سوختنی است . . احتمالا دانه یا زائده ای در عضوی از بدن پدیدار می شده که درمانی جز سوزاندن ...
dunehe seraaton:از نفرین های گوغری ست که درمانی برایش نبوده وبرابر با آرزوی مرگ مخاطب است چراکه دانه سرطان درگذشته درد بی درمانی به حساب می آمده.
درگویش نفرینی است که به معنای جگرت از شدت اندوه آتش بگیره وبسوزد.
now raak: درگویش گوغر شاخه تازه روییده را گویند .
rukondan: درگویش گوغر به نوعی برگ چینی از شاخه ها گویند که دراین حالت شخص از انتهای یک شاخه نو راک وکم سن درخت دستش را دور یک شاخه می گیرد وبه جلو می ...
lard: درگویش گوغر به معنای بیرون وخارج از خانه است.
zaadi: درگویش گوغر به شخصی گویند که سن وسالش زیاده است وظاهرش پیر وسن بالا نشان نمی دهد.
kot var kotu: درگویش گوغر خانه ومکانی را گویند که اتاق ها و. . . اش از جهات مختلف به هم راه داردمثل لانه موش
melu :درگویش گوغر میمون را ملو وشادی گویند.
mokadderi: درگویش گوغر به معنای دلخوری است.
meqaat :درگویش گوغر برابر مقعد که واژه ای عربی ست می باشد ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
melaal:درگویش گوغر برابر با مژه چشم است
shet daadan: درگویش گوغر به معنای پاره کردن است.
درگویش گوغر نیز به معنای بدون حساب وکتاب وبدون تعقل می باشد.
درگویش گوغر نیز به همراه وپابه پا گویند.
shat: درگویش گوغر نخ تار ( در برابر پود ) قالی را گویند
sha maat: درگویش گوغر صفت شخصی است که از شدت خستگی بی حس وبی رمق شده است.
bezg: درگویش گوغر ماسه بادی نرم را گویند.
pop: در گویش گوغر شُش حیوان را گویند.
taakui daaram por dumi sob paa misham hichi ni : معمایی گوغری ست با زیر ساخت استعاری یعنی سبدی دارم پراز گلوله های بافته شده پشمی ، پگاه ( صبح ) که ا ...
taaku : درگویش گوغر سبد را گویند. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
tu kash kerdan: درگویش گوغر برابر با انتخاب کردن ازمیان چیز ها و. . . . می باشد.
tu telu:درگویش گوغر موجودی خیالی وپنداری را گویند که جواب کسانی که رو به کوه وتل صدا می زنند را پاسخ می گوید.
ta seru: در گویش گوغر پارچه کوچکی را گویند که برای محافظت بر روی سر نوزاد می بندند [ته سر واو تصغیر] ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )
chaader gol:در گویش گوغر برابر با پرگل وپوشیده از گل می باشد.
Chaa xelaa:درگویش گوغر چاه مستراح ودستشویی را گویند
bannom: درگویش گوغر بر ابر بدنام می باشد مقصر
hennaa: درگویش گوغر الک وغربالی را گویند که برای جدا کردن دانه های درشت تر به کار می کارود.
hin: درگویش گوغر لفظی ست برای راندن وشتاباندن خر
lelu: درگویش گوغر طفل ونوزاد را گویند.
leleki: درگویش گوغر صفت مرغی ست که جوجه های زیادی دارد.
lele pon: درگویش گوغر نگهدار بچه وپرستار کودک را گویند.
leleku:درگویش گوغر به معنای خیلی کوچک است