پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٧)

بازدید
٤,٥٤١
تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

xellu: درگویش گوغر شخصی را گویند که آب بینی اش همیشه سرازیر است یا دستش پیوسته در بینی اش است وبا پشت دست آن را پاک می کند.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

dashtbon:درگویش گوغر نگهبان مزارع را گویند که بصورت درصدی مثلاًده یک از کشتزار پاسبانی می کرده. درواقع همان دشتبان است.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

zeym:درگویش گوغر شخصی را گویند که روی زمین کشاورزی دیگر ی صورت درصدی مثلا پنج یک کار کند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١١

shane:درگویش گوغر به زیم یا شخصی که روی زمین کشاورزی دیگری کار کند گویند به گمان بسیار همان شحنه باشد.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

seku: درگویش گوغر به دخترخانمی که نامش سکینه است سکو یا سکلو گویند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١١

sekolu:درگویش گوغر به دختر خانمی که نامش سکینه است سکلو یا سکو گویند.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

toshle: درگویش گوغر منظور همان تیله وگلوله شیشه ای کوچک است

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٨

درگویش گوغر علاوه بر تشله ( گلوله شیشه ای کوچک ) به معنای هُل وتنه زدن است .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٩

درگویش گوغر کاف برای تحقیر است درست شبیه زنکه تقریباًبر خلاف آقا

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٩

درگویش گوغر کاف زنکه برای تحقیر است تقریباًمتضاد خانم است

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١١

sozon:درگویش گوغر ابزار کار را گویند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

sher ver: درگویش گوغر مخفف همان شرّ و ور است به معنای حرف مفت ویاوه.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

در گویش گوغر نیز به معنای حرف مفت ویاوه گویند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٩

kom: درگویش گوغر به معنای شکم است .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

litaaru: درگویش گوغر معمولاً صفت گوسفندلاغر است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١١

از نفرین های گوغری ست یعنی به دردی گرفتار شوی که درمان ندارد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

قره خسه درواقع نوعی تب کشنده بوده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

درواقع قافلو بیماری گوسفندان است که دانه ای کشنده روی جگرگوسفندان پدیدار می شود وباعث مرگ فوری مال می شود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١١

nemaku:درگویش گوغر از نام های غیراصلی پسر بچه ها ست جهت نگه داشت از چشم زخم .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

siyew: درگویش گوغر از نام های غیراصلی پسر بچه هاست جهت دورداشت از چشم زخم . ساخته شده از دو جزء سی ( مخفف سیاه ) واو تصغیر.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٩

zaaghu :درگویش گوغر نام غیراصلی پسربچه هاست معمولاً تا سن بلوغ برای این که چشم نخورند ساخته شده از دو جزء:زاغ ( کلاغ یا زاج ) واو تصغیر.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٩

درگویش گوغر [ بش به معنی دیم واو تصغیر]دنام غیراصلی پسربچه هاست تا بزرگ شوند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٠

si qodrat: درگویش گوغر برابر عیناً وکاملاًهمانند است میگن محسنی سی قدرت دُرّانه یعنی محسنی بسیار شبیه دران است .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

shetal: درگویش گوغر به معنای کندن مال از کسی وسو استفاده مالی اژ کسی است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

makeme: درگویش گوغر مطب دکتر را گویند. پزشکخانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

درگویش گوغر نیز گیاهی یکساله وخودرو را گویند وطمعی نزدیک به سیر دارد وساقه اش حدود یک متر قد می کشد و گلی قمپه ای وتوپ گونه وبادمجانی رنگ سر ساقه دار ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

bekan: درگویش گوغر برابر گوش بُر است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

درگویش گوغر بصورت درد بی درمُن تلفظ می شود واز نفرین های معمول گوغری ست که آرزو می کنند مخاطب دچار بیماری ناعلاجی شود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

kufte kaari : از نفرین های معمول گوغری ست که آرزوی می کردند مخاطب به بیماری سیفلیس دچار شود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

qere xasse :از نفرین های معمول گوغری ست .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

kisehe eshlon: از نفرین های معمول گوغری برابر با آرزوی مرگ مخاطب است چراکه کیسه اشلون برای شستشوی مرده استفاده می شده .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

duny suxteni: از نفرین های معمول گوغری است که ادبی آن دانه سوختنی است . . احتمالا دانه یا زائده ای در عضوی از بدن پدیدار می شده که درمانی جز سوزاندن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

dunehe seraaton:از نفرین های گوغری ست که درمانی برایش نبوده وبرابر با آرزوی مرگ مخاطب است چراکه دانه سرطان درگذشته درد بی درمانی به حساب می آمده.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

درگویش نفرینی است که به معنای جگرت از شدت اندوه آتش بگیره وبسوزد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

now raak: درگویش گوغر شاخه تازه روییده را گویند .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٢

rukondan: درگویش گوغر به نوعی برگ چینی از شاخه ها گویند که دراین حالت شخص از انتهای یک شاخه نو راک وکم سن درخت دستش را دور یک شاخه می گیرد وبه جلو می ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

lard: درگویش گوغر به معنای بیرون وخارج از خانه است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

zaadi: درگویش گوغر به شخصی گویند که سن وسالش زیاده است وظاهرش پیر وسن بالا نشان نمی دهد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

kot var kotu: درگویش گوغر خانه ومکانی را گویند که اتاق ها و. . . اش از جهات مختلف به هم راه داردمثل لانه موش

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

melu :درگویش گوغر میمون را ملو وشادی گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

mokadderi: درگویش گوغر به معنای دلخوری است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

meqaat :درگویش گوغر برابر مقعد که واژه ای عربی ست می باشد ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

melaal:درگویش گوغر برابر با مژه چشم است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

shet daadan: درگویش گوغر به معنای پاره کردن است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٣

درگویش گوغر نیز به معنای بدون حساب وکتاب وبدون تعقل می باشد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

درگویش گوغر نیز به همراه وپابه پا گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

shat: درگویش گوغر نخ تار ( در برابر پود ) قالی را گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

sha maat: درگویش گوغر صفت شخصی است که از شدت خستگی بی حس وبی رمق شده است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

bezg: درگویش گوغر ماسه بادی نرم را گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

pop: در گویش گوغر شُش حیوان را گویند.