پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٢٣)

بازدید
٣,١٢٧
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣١

cheriku : درگویش گوغر از لحظه تولد به جوجه مرغ گویند .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

چرمین گاچو. تخت آویز چرم نمونه �ننوها ی خود را به درختان بستند. � ( صد سال تنهایی ترجمه سحر عزتی نشر آتیسا ص۱۲ )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

نمونه ای از رمان صدسال تنهایی: �او از همه امراض ومصائبی که بر بشر نازل می شود جان سالم به در برده :پلاگر در ایران. . . . . � ( صد سال تنهایی . ترجمه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

کندوکاو کردن . کاوش نمونه � او چندین ماه . . . . وجب به وجب منطقه وحتی کف رودخانه رابا آن دو شمش فلزی می جورید. � ( صدسال تنهایی، ترجمه سحر عزتیچ سوم ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

نوشیدنی وآشامیدنی نمونه:� . . . خوراک ونوشاک ومایه های زندگی ازایشان بازگرفت� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۷۱ )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

ترغیب کردن و وا داشتن نمونه:�اورا به آمدن وروانه شدن به نبرد مختاربر آغالد. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۶۶ ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

مشهور سرشناس ونامور نمونه:�حارث بن ابی ربیعه شناخته با نام قُباع رااز بصره برداشت. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۶۵ )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

نمونه ای دیگر برای پسواز: � اوخود بیرون رفت وازاو پسواز به جای آورد. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۵۵ )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

ممنون ومنت دار نمونه:�اگر تنها از خون من درگذری ، سپاسدارت باشم� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۵۴ )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

نام شهری درعراق:نمونه: � اگرآزادت کنم وشهر میسان راخوراکت سازم . . . � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۵۴ )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

نمونه ای از تاریخ که نشان می دهدنام مکانی سرسبزاست. نمونه:� پیام داد که صدهزار . . . می پردازدو مٓیسان را به وی وا می گذارد که آن را بچرد. � ( تاریخ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

درگویش گوغر لودادن کسی یا زیرآب کسی را زدن معنی می دهد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

درگویش گوغر به معنای کسی را لو دادن وزیرآب کسی را زدن است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

درگویش گوغر یعنی گزارش برای زمین زدن کسی یا چغلی کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

eshkambeu:درگویش گوغر به شخصی می گویند که الک وغربال چوبی بزرگی بر سر می گذارد . روی شکمش صورت انسانی را نقاشی می کنند وبا چادر ی روی الک را می پوشان ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

derandasht:درگویش گوغر به معنای خیلی وسیع است درواقع مکان دشتگونه و واز وفراخ.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

tapeskeli: درگویش گوغر به باقی مانده غذای یک شخص در ظرف گویند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

سرکوفت وشماتت نمونه � از ما به گردن شما نه پیمانی است نه مارا بر شما نکوهی باشد� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۴۹ )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٥

bozdom: درگویش گوغر برابر نامدعارف وتحقیرآمیز دبر ونشستنگاه است که هنگام خشم شخص بر زبان می آورد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

esfanderaan: یکی از آبادی های سرسبز گوغر که درقسمت شمالی امیرآباد پشت تل خانی واقع شده وبزرگ ترین سد خاکی منطقه سد نبی اکرم درغرب آن واقع شده.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٥

qalaai:یکی از آبادی های شرقی گوغر که از دیدنی ترین جاهای گوغر به حساب می آید وقدمگاهش یکی از گردشگاهای دلنشین گوغر است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٧

می تواند برابر �حرام� درترکیب مسجد الحرام باشد نمونه:�ایشان روان شدند تابه درون مزگتِ پاس داشته ( مسجدالحرام ) درآمدند� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

می تواند منظور موج بزرگ وخروشان باشد نمونه: � اگرسپاهیان به سان کوهاب های خروشان درپی همدگر دمان وجوشان گسیل ندارم. . . . � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

بطور کلی می تواندبه معنی نجات دهنده ورهایی بخش بکاررود نمونه:�مختار نامه وی رابرمردم خواند وگفت :اینک سوشیانس تان ونژاده پاک پیامبرتان� ( تاریخ کامل ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

chaakur: درگویش گوغر چاه وچاله را گویندا. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

chepew: درگویش گوغر برابر غارت ویغماست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

chezverak: درگویش گوغر برابر با ناله وضٓجًه است. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

hof hofu: درگویش گوغر صفت غیرمحترمانه سالخوردگان است . شاید به دلیل صوت حفحفی است که از پیران بی دندان هنگام سخن گفتن تولید می شود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

hoj:درگویش گوغر برابر با بهانه است نمونه را گویند حُج گرفته جنابعالی حضور داشته باشی یعنی بهانه گرفته تو حاضر باشی تا کار پیش رود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

hesene: درگویش گوغر برابرباافسانه وحکایت و قصه است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٢

daamul: درگویش گوغر برابر با مترسک است برای نمونه اصطلاح معروف گوغریاست:�دامول سر خیارسُن�یعنی نقش فلانی شبیه مترسک سر کشتزار خیارستان است نه بیشتر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

qolfe: درگویش گوغر همان گیاه خرفه ( پرپهن ) را گویند.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

گذاشتن. نمونه:�چرا زنده اش نماندید؟. . . . . پاهای اورا بریدند وبرزمین ماندندکه همی برخود لرزیدتا به دوزخ درکشید. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲ ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

سرباز زدن، زیربارنرفتن. نمونه: � بازگردیدکه نمی خواهم مضریان بردست من کشتار شون آنان تن زدندوبااو جنگیدند. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۳۰ )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

قٓطٓن: نام گرمابه ای است درکوفه نمونه:� واز جایگاه گرمابه قطن برایشان تازی� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۳۰ ) .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

parvaarkoshaan: قربانی. نمونه:� چون بامداد روز جشن پروارکشان . . . . فرا رسید. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۲۷ )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

رزم آور، نمونه:�اورادرمیان پیکارمندان بر تختی نشاندند. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۲۵ ) .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

پٓسواز: بدرقه، مشایعت نمونه:�مختار ومزدم روانه شدند وبه پسواز او رفتند. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۲۴ ) .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

Xonidegaan: پراکندگان، پرآوازگان نمونه:�مهتران وخنیدگان راهم نشینان خود ساخت. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۲۲ ) .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

برابر واژه عربی معصوم ، محافظت شده نمونه:�او پاسداشته ( معصوم ) است وبهتر می داند که چه کند. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص۲۴۱۹ )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

shaxa: زمین شوره زار نمونه�:کس به نزد شیث بن ربعی به شبخه گسیل کرد. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۱۲ ) .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

razm abzaar:اسباب ووسایل مبارزه وجنگ نمونه�:خود ویارانش رزم ابزار پوشیده بودند� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۱۲ )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

ثابت قدم ، قائم نمونه:�من وزیر واستوان خود راکه برای خودم برگزیده ام� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۱۱ ) .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

صحت، راستینه، حقیقت نمونه:�تنی چند خواستند راستامد آنچه رامن فراز آورده ام� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۱۰ )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

دچار شک. مردد نمونه:�گمان مند کردید وآشوب انگیختید� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۰۹ )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

shebaam: تیره ای از قبیله همدان که در جنوب جزیرة العرب ساکن بودند. نمونه:�مردی از یاران شبام فراز آمد� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۰۹ )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

کٓژکُنِش:کج رفتار, بدرفتار نمونه:� به خداوندی خداکه بیمار کژکنش را پایمال سازم� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۰۷ )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

نمونه ای برای چنگار:�امشب نرو زیرا ماه در چنگار است ( قمر در ناطح است ناطح :دوشاخ برًه از ماندگاه های ماه است. ) �

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

پیشوایی ، سرداری نمونه � که به فرمانرانی او تن در دهند. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۰۶ )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

nahaadmaan:دستگاه، سازمان ، تشکیلات نمونه:�مادر نهادمانی هستیم که تورا شادمان می سازد� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص۲۴۰۵ ) .