پیشنهاد‌های حکیم زاده نقوی م ج (٢,١٨٧)

بازدید
٤,٥٤٢
پیشنهاد
٢٤٨

taakui daaram por dumi sob paa misham hichi ni : معمایی گوغری ست با زیر ساخت استعاری یعنی سبدی دارم پراز گلوله های بافته شده پشمی ، پگاه ( صبح ) که ا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

taaku : درگویش گوغر سبد را گویند. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

tu kash kerdan: درگویش گوغر برابر با انتخاب کردن ازمیان چیز ها و. . . . می باشد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

tu telu:درگویش گوغر موجودی خیالی وپنداری را گویند که جواب کسانی که رو به کوه وتل صدا می زنند را پاسخ می گوید.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

ta seru: در گویش گوغر پارچه کوچکی را گویند که برای محافظت بر روی سر نوزاد می بندند [ته سر واو تصغیر] ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

chaader gol:در گویش گوغر برابر با پرگل وپوشیده از گل می باشد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

Chaa xelaa:درگویش گوغر چاه مستراح ودستشویی را گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

bannom: درگویش گوغر بر ابر بدنام می باشد مقصر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

hennaa: درگویش گوغر الک وغربالی را گویند که برای جدا کردن دانه های درشت تر به کار می کارود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

hin: درگویش گوغر لفظی ست برای راندن وشتاباندن خر

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

lelu: درگویش گوغر طفل ونوزاد را گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

leleki: درگویش گوغر صفت مرغی ست که جوجه های زیادی دارد.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٣

lele pon: درگویش گوغر نگهدار بچه وپرستار کودک را گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

leleku:درگویش گوغر به معنای خیلی کوچک است

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

درگویش گوغرعلاوه بر معنی معمول با سفیداب و کیسه حمام ببر روی بدن مالیده چرک ولایه های رشته ای تیره رنگی در روی پوست پدیدار می شودبه این کار چرک کردن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

درگویش گوغر نیز به معنای چرکو است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

درگویش گوغر نیز به شستشوی شتابی وناتمام بدن گویند . پچل شور کردن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

henzu::درگویش گوغر سوسکی را گویند که بوی بدی ار خود می پراکند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

hamu kotu: مجازاً منظور مکان پرسروصدا وشلوغ است. شبیه اصطلاح حمام زنانه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

از کار انداختن . نمونه �زفربن حارث رادشنام فراوان می دادواز اندازه در می گذشت زفربه پسرش هذیل یا دیگری گفت :این را بس نمی کنی؟� ( تاریخ کامل ترجمه ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

عقب گریزی . نمونه � اندکی پایداری ورزیدند سپس واپس خزیدند� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۴۸ )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣٣

partaabe afgan: منجنیق نمونه �چرا پرتابه افگن بر ما گمارده اید؟. . . . . . پرتابه افکن های ابن بحدل بامن کاری کردند. . . � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

shivan gar: زاری کننده . ضجه زننده نمونه � به سان لابه گران شیون کار ، در پی اش گریه سر ندهم. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۴۵ ) .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣٤

neqit keshidan : درگویش گوغر تخار کسی درآمدن و صدا دادن کسی را گویند مثلاً می گویند نقیت نکشی ها یعنی صدات درنیاد

پیشنهاد
٣٦

invere kuh arre arre unvere kuh arre arre miyone kuh gushte barre: از معما های استعاری گوغری است که منظور از آن این است :دو طرف دهان دندان است ومیانه ...

پیشنهاد
٢٢٤

archene keju beghele telu: معمایی گوغری ست با زیر ساخت استعاری منظور سوزن جوالدوز ی است که بر میانه گونی یا خوره غلات زده شده است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٨

gole baabaa qori: درگویش گوغر نوعی بیماری چشمی را گویند درضمن به عنوان نفرین هم به کار می رود.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

pol: درگویش گوغر علاوه بر معنای معمول واحد مقدار گوشت در غذا است تقریباًبرابر تکه گوشتی به اندازه یک کشک متوسط است مثلا میگن تو ظرف من یه پل گوشت هم ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

درگویش گوغر قلاب خمیده سرتیز وسرکج ده پانزده سانتی فلزی را گویند که برای بستن درب پلاس ( خیمه ) به کار می رود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣٠

درگویش گوغر علاوه بر معنای معمول به چوب های چهل سانتی نیزه گون سرتیز ی گویند که در اطراف پلاس وخیمه کوبیده می شوند وریسمان هایی دورتادور سقف مویین جه ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٩

درگویش گوغر میله فلزی بیست سانتی سرتیزی راگویند شبیه سوزن جوالدوز ولی ضخیم تر که برای پیوند سقف مویین پلاس وخیمه ودیواره مویین آن به کار می روددرگذشت ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٢

hamvandaan: اعضا. هم پیمان نمونه:� شما هموندان خاندانی هستید که هموارهخود را از مردمان برتر می پندارد. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۰۸ )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

فدا. . نثار نمونه � ای سرور خداگرایان، جانم برخی ات باد!� ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۰۸ )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

kaasti shomaari:عیب گیری . نکته ضعف گیری. نمونه �اگر دست از دشنام و کاستی شماری برمن برنداری. . . . � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۵۰۷ )

پیشنهاد
٢١

gole salaam aleyku:درگویش گوغر گلی زرد رنگ راگویند که ساقه ای کوتاه دارد ودرمیان چمنزار می روید . چرایی نامش این است که گل سلام علیکو ساعاتی از روز م ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

درگویش گوغر به بریده شده درختچه ارچن که برای سوخت تنور و. . . به کا می رود شنگلو می گویند.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٦

فراری . دررفته نمونه � گفتند جسته سرور خداگرایان در کشتی است. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۹۸ )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٤٨

ewshin:درگویش گوغر ابزار چنگال گونه چوبی به بزرگی بیل را گویندکه با چهار شانه سرش کشاورز زان کاه ودانه را به هوا پرتاب کرده واصطلاحاً باد می دهند تا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

ilme: درگویش گوغر به گرهی گویند که برای بافت قالی به وسیله نخ های رنگی پشمی بر روی تارهای پنبه ای زده می شود. ( فرهنگ گویش گوغر اکبر نقوی )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٥

درگویش گوغر نیز معانی زیر را دارد ۱. همراه با راه به معنی راه را پیمودن و رفتن است ومجازاً راگزوآمدو شد بیهوده را گویند ۲. منر کردن . اندازه گیری

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢١

raagezu: درگویش گوغر برابر با آمدوشد وتردد زیاد وبیهوده است.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٤

raaberaa: درگویش گوغر� تازه از جایی آمده �راگویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٦

صفت فاعلی مرکب مرخم است یعنی آسمان ساینده نمونه �آغاز کا ربا تیرباران است ؛پس از آن برافراشتن آسمان سای نیزه ها. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۸ ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

تلفظ درست کته درگویش گوغر katte می باشد به معنای بزرگ وگُنده

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٥

kal kurondan: درگویش گوغر مجازاّ به معنای مطلب سر بسته ای را زوایای تاریکش را روشن کردن وپی مطلبی را برای روشن شدن بطور دقیق گرفتن ودراصل به معنای گو ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٩

kuraandan:درگویش گوغر به معنای کندن وزیرو کردن خاک به کار می رود

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٨

Peshkur:درگویش گوغر کندن وبه اطراف پرتاب کردن خاک توسط مرغ غالباّبرای یافتن خوراک مناسب .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٠

درگویش گوغر علاوه بر موارد معمول به جنس مونث وزن هم عورت گویند

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢٤

دفاع کردن. نمونه �نزدیک بود که عمر دراین پیکار کشته شود که مجاعه ازوی پدافندید. � ( تاریخ کامل ترجمه روحانی ج۶ ص ۲۴۸۳ )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١٧

نام شهری از توابع استان میسان عراق است. نمونه:�مردی ثقفی درمذار پیروزی بزرگی به دست خواهد آورد. پنداشت پیروزی بر مصعب در مذار خواهد بود � ( تاریخ کا ...