پیشنهاد‌های سارا واج‌خو(فاطمه) (٨٠)

بازدید
٢٨٨
تاریخ
٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

نحوه ی طرح سوال، چگونه سوال را مطرح کردن

تاریخ
٢٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

1 ) مداخله، فضولی. 2 ) حرف زدن، گپ زدن

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

خطا

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

کلافه کردن

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

به دل نشستن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

سین جیم کردن ( سین جین اشتباه است ) ، موشکافی کردن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

کاردان

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

یک بار مصرف

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

If you auction off something, you sell it to the person who offers the most money for it, often at an auction. Her dresses will be auctioned off for ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با حوصله کاری را انجام دادن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Lapsed into گرفتار. . . شدن، اسیرِ. . . شدن، فرو رفتن در، غرق شدن در ( فرهنگ هزاره )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

academic tenure به معنی: کرسی استاد دائمی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به وضوح، آشکارا، به طرز محسوس، مشهود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیطره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدسی، الهی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داغونم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به قهقرا رفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از نو برقرار کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدایت کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی شک، بی برو برگرد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کانون توجه، در مرکز توجه The topic of meaning is coming back to the fore. از کتابAwaking from the meaning crisis مسئله ی معنا بار دیگر به کانون توجه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در متن های فلسفی به معنی "مورد توجه قرار گرفتن" معنی می ده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمبریج: to join in an activity without playing an important part in it: My wife is speaking at the dinner and I'm just going along for the ride

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Inexecrable: به معنی ناگوار، غیرقابل تحمل، یا بسیار بد است، اما با بار معنایی که به شدت در تقابل با �execrable� قرار می گیرد. به طور کلی، �inexecrabl ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[شهر وغیره]سنگربندی کردن، [شخص]روحیه دادن، دل و جرئت بخشیدن، [شراب، غذا]تقویت کردن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

رو کردن مثال: He unveiled an unprecedented weapon of capital. ( از کتاب قرص سفید اثر مایکل ملیس ) او سلاح بی سابقه ای از سرمایه داری را رو کرد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

Help s. b escape get s. b out:to help s. o leave a place or escape from a place: It's important to get these people out as soon as possible. Get s. ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیج کننده، آشفته کننده

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دور زدن، خنثی کردن. the Russians soon realized that a working SDI could beoutmaneuvered at a fraction of the cost روس ها فهمیدند که با کسری از هزینه ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به گردنش افتاد، به پیشانی اش چسبید مثال:They gave her a nickname that stuck with her throught her life. لقبی به او دادند که تا آخر عمر به پیشانی اش ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حمله جانانه، حمله تمام عیار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جعلی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرتکلف

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ ) احتیاط ۲ ) مصلحت Discretion is the better part of valour احتیاط شرط عقل است ( فرهنگ هزاره )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اکتفا کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صحه گذاشتن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی قید و شرط flat - out advocates هواداران بی قیدوشرط

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهای خوش رنگ و لعاب

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تمام گوشت و پوست . all this to an audience whose very skins bore witness to the absurdity of such statements همه این ها برای مخاطبی که تمام گوشت و ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرورترین، خبیث ترین

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لِک و لِک کردن، جان کندن Plod on=plod با قدم های سنگین راه رفتن، به زحمت راه رفتن ( فرهنگ هزاره )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیاه نمایی

پیشنهاد
٠

اقدامی مقطعی و از سر ناچاری

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشم بسته، بی هیچ حرفی He accepted this at face value. او چشم بسته این را قبول کرد .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عامل کشتار جمعی

پیشنهاد
٠

( در نبود شواهد کافی ) کسی را بی گناه دانستن، حرف کسی را اجمالاً درست فرض کردن ( فرهنگ هزاره )

پیشنهاد
٠

موضع علنی گرفتن درستتره

پیشنهاد
٠

موضع عمومی گرفتن بر سر چیزی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

have an ace in the hole ( us ) =have an ace up one's sleeve کارتی در آستین داشتن، برگ برنده ای در اختیار داشتن ( فرهنگ هزاره )

١