پیشنهاد‌های سارا واج‌خو(فاطمه) (٩٣)

بازدید
٤١٨
تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

فارغ از

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

( در بریتانیا، کهنه، عامیانه ) یارو، پسره، باباهه ( فرهنگ هزاره ) معنی خلوتگاه هم میده.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

زیر بار نرفتن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

چهار دست و پا شدن

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

تذکر شدید

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساییده شدن، تماسی نرم و سریع با چیزی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تظاهر کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جاگیر شدن، جایی برای خود دست و پا کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سَرسَری خواندن کتاب

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انسان تبار

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Leavened:تاثیر گذاشتن بر، تحرک بخشیدن به، مایه ای از چیزی زدن به، جان بخشیدن به. Pleasure with pain for leaven خوشی با مایه ای از رنج، شادی آمیخته ب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اغراق آمیز

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جاگیر شدن، مستقر شدن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نحوه ی طرح سوال، چگونه سوال را مطرح کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1 ) مداخله، فضولی. 2 ) حرف زدن، گپ زدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خطا

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

کلافه کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به دل نشستن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سین جیم کردن ( سین جین اشتباه است ) ، موشکافی کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاردان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک بار مصرف

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

If you auction off something, you sell it to the person who offers the most money for it, often at an auction. Her dresses will be auctioned off for ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با حوصله کاری را انجام دادن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Lapsed into گرفتار. . . شدن، اسیرِ. . . شدن، فرو رفتن در، غرق شدن در ( فرهنگ هزاره )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

academic tenure به معنی: کرسی استاد دائمی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

به وضوح، آشکارا، به طرز محسوس، مشهود

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیطره

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قدسی، الهی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داغونم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به قهقرا رفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از نو برقرار کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هدایت کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی شک، بی برو برگرد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کانون توجه، در مرکز توجه The topic of meaning is coming back to the fore. از کتابAwaking from the meaning crisis مسئله ی معنا بار دیگر به کانون توجه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در متن های فلسفی به معنی "مورد توجه قرار گرفتن" معنی می ده.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کمبریج: to join in an activity without playing an important part in it: My wife is speaking at the dinner and I'm just going along for the ride

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Inexecrable: به معنی ناگوار، غیرقابل تحمل، یا بسیار بد است، اما با بار معنایی که به شدت در تقابل با �execrable� قرار می گیرد. به طور کلی، �inexecrabl ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[شهر وغیره]سنگربندی کردن، [شخص]روحیه دادن، دل و جرئت بخشیدن، [شراب، غذا]تقویت کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رو کردن مثال: He unveiled an unprecedented weapon of capital. ( از کتاب قرص سفید اثر مایکل ملیس ) او سلاح بی سابقه ای از سرمایه داری را رو کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Help s. b escape get s. b out:to help s. o leave a place or escape from a place: It's important to get these people out as soon as possible. Get s. ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیج کننده، آشفته کننده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دور زدن، خنثی کردن. the Russians soon realized that a working SDI could beoutmaneuvered at a fraction of the cost روس ها فهمیدند که با کسری از هزینه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

به گردنش افتاد، به پیشانی اش چسبید مثال:They gave her a nickname that stuck with her throught her life. لقبی به او دادند که تا آخر عمر به پیشانی اش ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حمله جانانه، حمله تمام عیار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جعلی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پرتکلف

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ ) احتیاط ۲ ) مصلحت Discretion is the better part of valour احتیاط شرط عقل است ( فرهنگ هزاره )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اکتفا کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صحه گذاشتن

١