پیشنهادهای سارا واجخو(فاطمه) (٩٣)
فارغ از
( در بریتانیا، کهنه، عامیانه ) یارو، پسره، باباهه ( فرهنگ هزاره ) معنی خلوتگاه هم میده.
زیر بار نرفتن
چهار دست و پا شدن
تذکر شدید
ساییده شدن، تماسی نرم و سریع با چیزی
تظاهر کردن
جاگیر شدن، جایی برای خود دست و پا کردن
سَرسَری خواندن کتاب
انسان تبار
Leavened:تاثیر گذاشتن بر، تحرک بخشیدن به، مایه ای از چیزی زدن به، جان بخشیدن به. Pleasure with pain for leaven خوشی با مایه ای از رنج، شادی آمیخته ب ...
اغراق آمیز
جاگیر شدن، مستقر شدن
نحوه ی طرح سوال، چگونه سوال را مطرح کردن
1 ) مداخله، فضولی. 2 ) حرف زدن، گپ زدن
خطا
کلافه کردن
به دل نشستن
سین جیم کردن ( سین جین اشتباه است ) ، موشکافی کردن
کاردان
یک بار مصرف
If you auction off something, you sell it to the person who offers the most money for it, often at an auction. Her dresses will be auctioned off for ...
با حوصله کاری را انجام دادن
Lapsed into گرفتار. . . شدن، اسیرِ. . . شدن، فرو رفتن در، غرق شدن در ( فرهنگ هزاره )
academic tenure به معنی: کرسی استاد دائمی
به وضوح، آشکارا، به طرز محسوس، مشهود
سیطره
قدسی، الهی
داغونم
به قهقرا رفتن
از نو برقرار کردن
هدایت کردن
بی شک، بی برو برگرد
کانون توجه، در مرکز توجه The topic of meaning is coming back to the fore. از کتابAwaking from the meaning crisis مسئله ی معنا بار دیگر به کانون توجه ...
در متن های فلسفی به معنی "مورد توجه قرار گرفتن" معنی می ده.
کمبریج: to join in an activity without playing an important part in it: My wife is speaking at the dinner and I'm just going along for the ride
Inexecrable: به معنی ناگوار، غیرقابل تحمل، یا بسیار بد است، اما با بار معنایی که به شدت در تقابل با �execrable� قرار می گیرد. به طور کلی، �inexecrabl ...
[شهر وغیره]سنگربندی کردن، [شخص]روحیه دادن، دل و جرئت بخشیدن، [شراب، غذا]تقویت کردن
رو کردن مثال: He unveiled an unprecedented weapon of capital. ( از کتاب قرص سفید اثر مایکل ملیس ) او سلاح بی سابقه ای از سرمایه داری را رو کرد.
Help s. b escape get s. b out:to help s. o leave a place or escape from a place: It's important to get these people out as soon as possible. Get s. ...
گیج کننده، آشفته کننده
دور زدن، خنثی کردن. the Russians soon realized that a working SDI could beoutmaneuvered at a fraction of the cost روس ها فهمیدند که با کسری از هزینه ...
به گردنش افتاد، به پیشانی اش چسبید مثال:They gave her a nickname that stuck with her throught her life. لقبی به او دادند که تا آخر عمر به پیشانی اش ...
حمله جانانه، حمله تمام عیار
جعلی
پرتکلف
۱ ) احتیاط ۲ ) مصلحت Discretion is the better part of valour احتیاط شرط عقل است ( فرهنگ هزاره )
بهت
اکتفا کردن
صحه گذاشتن