پیشنهاد‌های سارا واج‌خو(فاطمه) (٩٣)

بازدید
٤١٩
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی قید و شرط flat - out advocates هواداران بی قیدوشرط

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ادعاهای خوش رنگ و لعاب

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با تمام گوشت و پوست . all this to an audience whose very skins bore witness to the absurdity of such statements همه این ها برای مخاطبی که تمام گوشت و ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شرورترین، خبیث ترین

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لِک و لِک کردن، جان کندن Plod on=plod با قدم های سنگین راه رفتن، به زحمت راه رفتن ( فرهنگ هزاره )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیاه نمایی

پیشنهاد
٠

اقدامی مقطعی و از سر ناچاری

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چشم بسته، بی هیچ حرفی He accepted this at face value. او چشم بسته این را قبول کرد .

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عامل کشتار جمعی

پیشنهاد
٠

( در نبود شواهد کافی ) کسی را بی گناه دانستن، حرف کسی را اجمالاً درست فرض کردن ( فرهنگ هزاره )

پیشنهاد
٠

موضع علنی گرفتن درستتره

پیشنهاد
٠

موضع عمومی گرفتن بر سر چیزی

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

have an ace in the hole ( us ) =have an ace up one's sleeve کارتی در آستین داشتن، برگ برنده ای در اختیار داشتن ( فرهنگ هزاره )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاک و منزه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

القا کردن، در ذهن کاشتن

پیشنهاد
٠

معنی تحت الفظی: وقتی هیزم می شکنی، تراشه ها پرتاب می شوند. معادل فارسی آن ضرب المثل: تر و خشک با هم می سوزند.

پیشنهاد
٢

برای دروغگویی اش حقش را کف دستش گذاشتند! حقش بود، تا او باشد که دیگر دروغ نگوید! این هم سزای دروغگویی!

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

حقش بود، خدمتش رسیدند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی اغراق

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شبه رسمی، کمابیش رسمی ( فرهنگ لغت هزاره )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

قداره کشی کردن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

چیزی سرجایش بودن مثال: He had been around the halls of power enough to know when something was'n't adding up. او به اندازه کافی در دالان های قدرت حض ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در جریان گذاشتن

پیشنهاد
١

جالب است بدانیم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غلط زیادی کردن ( در جاهایی که جمله بار منفی دارد )

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Rife with something غرق در ( فرهنگ هزاره ) . . . towns rife with starvation. . . شهرهایی که گرسنگی در آن ها بیداد می کرد

پیشنهاد
٠

سازمان امداد آمریکا

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوبنیاد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Be beside oneself از خود بیخود بودن، عنان اختیار از دست دادن، دیوانه شدن ( فرهنگ هزاره ) They were beside themselves آنها از فرط خشم دیوانه شدند.

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دست دست کردن، معطل کردن، بی عار گشتن، ول گشتن

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناجوانمردانه، دور از انصاف، بی ملاحظه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Longman: feeling strange because of strong emotions. دست و پایش را گم می کرد

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جدی گرفتن

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

An American spelling of High Jinks ( longman ) High Jinks: n[plural] old - fashionwd noisy or excited behaviour when people are having fun: youthful ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

ظاهراً

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

محض احتیاط

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسلسل، تیربار

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از دیکشنری Merriam Webster used in an ironic way to show that one is not sorry or does not feel bad about something تقصیر خودته، مشکل خودته

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیکه با حال، تیکه هوشمندانه، متلک زیرپوستی

پیشنهاد
٠

Come to the point

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

آلونک نشین، کپر نشین

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنگش پریده بود. یا صورتش مثل گچ سفید شده بود

پیشنهاد
٠

او یک لباس رنگ و رو رفته و کلاه مکزیکی کهنه می پوشد .