پیشنهادهای Maryam Samini (١٦٩)
شعرخوانی مثال: We have poetry recitation on Wednesday nights = ما چهارشنبه شبها شعرخوانی داریم
ورود ناگهانی مثال: The teacher’s sudden entrance took the children by surprise ورود ناگهانی معلم، بچه ها را غافلگیر کرد
نماد صلح مثال: The dove is an emblem of peace = کبوتر سفید نماد صلح است
همسایه ورّاج مثال: She sneaked out the side door to avoid her chatty neighbor او از در بغلی بیرون رفت که همسایه ورّاجش او را نبیند
فکر احمقانه مثال: He came up with the batty idea to drop out of medical school در دانشکده پزشکی فکر احمقانه ترک تحصیل به سرش زد
پایانه اتوبوس – ایستگاه اتوبوس مثال: We picked him up at the bus depot = ما او را از پایانه اتوبوس سوار کردیم و به خانه آوردیم
سیاستمدار نوپا مثال: She married an embryo politician who made enemies for himself left and right او با یک سیاستمدار نوپا ازدواج کرد که چپ و راست برا ...
روبالشی مثال: She embroidered the pillow covers = او روبالشی ها را گلدوزی کرد
نهایت ادب مثال: He was treated with the utmost courtesy when he visited this city او وقتی از این شهر بازدید کرد با نهایت ادب با او رفتار شد
صداهای گوشخراش مثال: I was going deaf by the dissonant sounds at the airport من داشتم از صداهای گوشخراش فرودگاه کر می شدم
کشتی غرق شده مثال: The captain of the sunken ship was exculpated = کاپیتان آن کشتی غرق شده تبرئه شد
عصر حاضر مثال: Computer have been the biggest invention in the modern era کامپیوتر بزرگترین اختراع عصر حاضر بوده است
غیبت طولانی مثال: His long absence led to his dismissal = غیبت طولانی او منجر به اخراجش شد
ارتش منضبط مثال: The disciplined army continued to march on in the freezing cold آن ارتش منضبط در سرمای یخبندان هم به پیشروی ادامه داد
به مشکل برخورد کردن مثال: Everything was going well but then we hit trouble همه چیز داشت به خوبی پیش می رفت که بعد به مشکل برخوردیم
تخطی – تخلف – نقض مثال: Sweden is accused of minor infractions of EU regulations کشور سوئد متهم به تخطی های جزئی از مقررات اتحادیه اروپا می باشد
بدموقع – وقت نامناسب مثال: The guests arrived at an inopportune time = مهمان ها بدموقع رسیدند This is an inopportune time to sell your house = این وق ...
شاعر دربار مثال: He was a Poet Laureate before he became mayor او قبل از اینکه شهردار شود شاعر دربار بود
( برق ) نارسانا مثال: Wood is nonconductive = چوب نارسانا است
بی عقل مثال: How could such a non compos mentis person have become a teacher چطور چنین آدم بی عقلی توانسته معلم شود
زمان گذشته کامل – ماضی بعید مثال: “I had eaten” is the past perfect tense of the verb “to eat” "من خورده بودم" زمان گذشته کامل فعل "خوردن" است
وزیر بهداشت مثال: The Health Minister visited the new hospital = وزیر بهداشت از بیمارستان جدید بازدید کرد
هیئت تجاری مثال: The trade mission to China came back empty handed آن هیئت تجاری که به چین رفت دست خالی برگشت
شخصی ترین احساسات مثال: She expressed her innermost feelings to her psychologist او شخصی ترین احساساتش را به روانشناسش گفت
مثال: Intergalactic space is measured in light years فاصله بین کهکشان ها با سال نوری محاسبه می شود
پیش فرض غلط مثال: His arguments are based on false presuppositions استدلال های او بر اساس پیش فرض های غلط است
نیمه بسته مثال: He looked at me with half closed eyes او با چشم های نیمه بسته به من نگاه کرد
عوارض توهم زایی مثال: Some sleeping pills have hallucinogenic effects بعضی از قرص های خواب آور، عوارض توهم زایی دارند
منشی حقوقی مثال: She worked as a law clerk for a judge before she got married قبل از ازدواجش، او برای یک قاضی در سمت منشی حقوقی کار می کرد
نوسان آب و هوایی مثال: Air pollution has caused climatic perturbations آلودگی هوا باعث نوسانات آب و هوایی شده است
به طور غم انگیزی – به طور اسف باری – به طور افتضاحی مثال: She was a pathetically shy until she got married او به طور اسف باری خجالتی بود تا اینکه ازد ...
زنگ زدگی مثال: Moisture will lead to oxidization = رطوبت موجب زنگ زدگی می شود
زنگ زده کردن مثال: Air oxidizes silver = هوا، نقره را زنگ زده می کند
تلاش قابل تحسین – اقدام درخور ستایش مثال: He made a praiseworthy attempt to help his brother او تلاش قابل تحسینی برای کمک به برادرش انجام داد
چاشنی مثال: Of all the flavor enhancers, I like lemon juice the most از تمام چاشنی ها، من آب لیمو را بیشتر دوست دارم
به هدر رَوی انرژی – اتلاف انرژی مثال: This formula calculates the dissipation of energy in the form of heat این فرمول میزان به هدر روی انرژی به صورت ...
برخلاف همیشه – به طور غیرمعمول و نامتعارف مثال: He atypically kept quiet and did not say anything او برخلاف همیشه ساکت ماند و چیزی نگفت
بی قرار و هیجان زده مثال: The students were all atwitter to hear their scores دانش آموزان همگی بی قرار و هیجان زده بودند تا نمرات شان را بشنوند
جدا شدن مثال: The Russian spaceship decoupled from the American spaceship and returned to earth فضاپیمای روسی از سفینه فضایی آمریکایی جدا شد و به زمی ...
A Tale of Two Cities is a novel by Charles Dickens. This book begins with these sentences: It was the best of times, it was the worst of times, it wa ...
اجرای بی همتا – نمایش بی نظیر مثال: This actor gave another peerless performance = این بازیگر یک اجرای بی همتای دیگر ارائه داد
کولی گری – اَدا درآوردن برای تحت تأثیر قرار دادنِ دیگری مثال: Stop the melodramatics, you have only scraped your knee کولی گری را کنار بگذار، فقط کمی ...
دنبال شهرت بودن – در فکر معروفیت بودن مثال: I’m not out for fame = من دنبال معروفیت نیستم
تازه استقلال یافته مثال: In those days, this country was still a newly independent republic در آن روزها، این کشور هنوز یک جمهوری تازه استقلال یافته ب ...
به بیرون – به سمت بیرون مثال: This door opens outwards = این در به سمت بیرون باز می شود
پرت و پلا گفتن – بی سر و ته صحبت کردن – حرافی کردن – وراجی کردن مثال: He maundered about for an hour = او یک ساعت وراجی کرد
در زیر – ذیلاً مثال: Their names are listed infra = اسامی آنها در زیر، لیست شده است
به طور سرزنش آمیزی مثال: His father chidingly told him to hit the books = پدرش به طور سرزنش آمیزی به او گفت که به درست برس
فهرست کتابخانه مثال: He went through the library catalogue but could not find the book he was looking for او به فهرست کتابخانه مراجعه کرد اما نتوانست ...
به خوبی پیش رفتن – به طور سهل و راحت پیش رفتن – به خوبی و خوشی انجام شدن مثال: We hope everything will go swimmingly = ما امیدواریم که همه چیز به خوب ...