پیشنهادهای Maryam Samini (١٩١)
سفر کردن برای سخنرانی یا اجرای برنامه مثال: In the last days of the election, he barnstormed across eleven states در روزهای قبل از انتخابات، او به یا ...
سربالایی تند مثال: The heavy truck could not pull up the steep ascent آن کامیون سنگین نمی توانست از آن سربالایی تند، بالا برود
مهره راکد سیاسی مثال: That country became a political backwater with no serious influence in the world آن کشور به یک مهره راکد سیاسی تبدیل شد بدون هی ...
عابربانک – خودپرداز مثال: Bank depositors can use the new teller machine سپرده گذاران بانکی می توانند از دستگاه جدید عابربانک استفاده کنند
آتش توپخانه مثال: Cannon fire went on all night long = آتش توپخانه تمام شب ادامه داشت
کاهش یافتن مثال: After they scored the second goal, our enthusiasm began to ebb away بعد از اینکه آنها گل دوم را زدند، شور و شوق ما شروع به کاهش کرد
بداخلاق مثال: Don’t be such a crosspatch = این قدر بداخلاق نباش
رنگ ناهماهنگ مثال: The actress entered dressed in dissonant colors = آن خانم هنرپیشه درحالی که لباسی با رنگ های ناهماهنگ پوشیده بود وارد شد
رفتار بی ادبانه مثال: ?How do you explain such rude behavior = چطور می توانید چنین رفتار بی ادبانه ای را توجیه کنید؟
با ضعف و سستی مثال: The Indian premier is effetely running the country and will probably lose in the next elections نخست وزیر هند کشورش را با ضعف و س ...
اولین خاطرات مثال: My earliest memories are from when I was only 4 years old = اولین خاطراتم از زمانی است که فقط 4 سال داشتم
قایق کرایه ای مثال: His father operates a charter boat for fishing = پدرش متصدی قایق کرایه ای برای ماهیگیری است
قوه جاذبه آهن ربا مثال: Physics students study attraction of magnets = دانشجویان فیزیک قوه جاذبه آهن ربا را بررسی می کنند
سرشار از انرژی مثال: She woke up all brimful of energy = او سرشار از انرژی بیدار شد
تابش مستقیم اشعه خورشید مثال: Protect your child from direct sunlight = بچه خود را از تابش مستقیم اشعه خورشید محفوظ نگه دارید
استقامت جسمی مثال: This event tests both mental and physical endurance = این مسابقه هم استقامت جسمی و هم استقامت روحی را آزمایش می کند
خانه دو طبقه مثال: We rented a two storey dwelling by the Caspian = ما یک خانه دو طبقه در کنار دریای خزر اجاره کردیم
اقتصاددان سیاسی مثال: Max Weber was a political economist that in his most famous book, The Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism, he claimed ...
استقبال نه چندان گرم – تشویق نه چندان جدی مثال: The play was greeted with tepid applause آن نمایشنامه با استقبال نه چندان گرمی مواجه شد
لباس فیروزه ای رنگ مثال: The mother of the bride was wearing a turquoise dress مادر عروس یک لباس فیروزه ای رنگ پوشیده بود
بهانه همیشگی – بهانه معمول مثال: She made all the usual excuses = او بهانه های همیشگی را آورد
سرعت نور مثال: The velocity of light is constant = سرعت نور ثابت است
شعرخوانی مثال: We have poetry recitation on Wednesday nights = ما چهارشنبه شبها شعرخوانی داریم
ورود ناگهانی مثال: The teacher’s sudden entrance took the children by surprise ورود ناگهانی معلم، بچه ها را غافلگیر کرد
نماد صلح مثال: The dove is an emblem of peace = کبوتر سفید نماد صلح است
همسایه ورّاج مثال: She sneaked out the side door to avoid her chatty neighbor او از در بغلی بیرون رفت که همسایه ورّاجش او را نبیند
فکر احمقانه مثال: He came up with the batty idea to drop out of medical school در دانشکده پزشکی فکر احمقانه ترک تحصیل به سرش زد
پایانه اتوبوس – ایستگاه اتوبوس مثال: We picked him up at the bus depot = ما او را از پایانه اتوبوس سوار کردیم و به خانه آوردیم
سیاستمدار نوپا مثال: She married an embryo politician who made enemies for himself left and right او با یک سیاستمدار نوپا ازدواج کرد که چپ و راست برا ...
روبالشی مثال: She embroidered the pillow covers = او روبالشی ها را گلدوزی کرد
نهایت ادب مثال: He was treated with the utmost courtesy when he visited this city او وقتی از این شهر بازدید کرد با نهایت ادب با او رفتار شد
صداهای گوشخراش مثال: I was going deaf by the dissonant sounds at the airport من داشتم از صداهای گوشخراش فرودگاه کر می شدم
کشتی غرق شده مثال: The captain of the sunken ship was exculpated = کاپیتان آن کشتی غرق شده تبرئه شد
عصر حاضر مثال: Computer have been the biggest invention in the modern era کامپیوتر بزرگترین اختراع عصر حاضر بوده است
غیبت طولانی مثال: His long absence led to his dismissal = غیبت طولانی او منجر به اخراجش شد
ارتش منضبط مثال: The disciplined army continued to march on in the freezing cold آن ارتش منضبط در سرمای یخبندان هم به پیشروی ادامه داد
به مشکل برخورد کردن مثال: Everything was going well but then we hit trouble همه چیز داشت به خوبی پیش می رفت که بعد به مشکل برخوردیم
تخطی – تخلف – نقض مثال: Sweden is accused of minor infractions of EU regulations کشور سوئد متهم به تخطی های جزئی از مقررات اتحادیه اروپا می باشد
بدموقع – وقت نامناسب مثال: The guests arrived at an inopportune time = مهمان ها بدموقع رسیدند This is an inopportune time to sell your house = این وق ...
شاعر دربار مثال: He was a Poet Laureate before he became mayor او قبل از اینکه شهردار شود شاعر دربار بود
( برق ) نارسانا مثال: Wood is nonconductive = چوب نارسانا است
بی عقل مثال: How could such a non compos mentis person have become a teacher چطور چنین آدم بی عقلی توانسته معلم شود
زمان گذشته کامل – ماضی بعید مثال: “I had eaten” is the past perfect tense of the verb “to eat” "من خورده بودم" زمان گذشته کامل فعل "خوردن" است
وزیر بهداشت مثال: The Health Minister visited the new hospital = وزیر بهداشت از بیمارستان جدید بازدید کرد
هیئت تجاری مثال: The trade mission to China came back empty handed آن هیئت تجاری که به چین رفت دست خالی برگشت
شخصی ترین احساسات مثال: She expressed her innermost feelings to her psychologist او شخصی ترین احساساتش را به روانشناسش گفت
مثال: Intergalactic space is measured in light years فاصله بین کهکشان ها با سال نوری محاسبه می شود
پیش فرض غلط مثال: His arguments are based on false presuppositions استدلال های او بر اساس پیش فرض های غلط است
نیمه بسته مثال: He looked at me with half closed eyes او با چشم های نیمه بسته به من نگاه کرد
عوارض توهم زایی مثال: Some sleeping pills have hallucinogenic effects بعضی از قرص های خواب آور، عوارض توهم زایی دارند