پیشنهاد‌های رضا فرهنگ (٤٦٥)

بازدید
٣,٢٩١
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

به عنوان مقدمه – مقدمتاً مثال: By way of introduction, I would like to say that به عنوان مقدمه می خواهم بگویم که

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

مدتی نسبتاً طولانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

لباس مناسب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

روزهای خوش مثال: The sunny side of life = روزهای خوش زندگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

به اوج شهرت رسیدن مثال: He shot to stardom last year = او سال قبل به اوج شهرت رسید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

طبق نقشه پیش رفتن مثال: Since 22 June everything has gone according to plan = از 22 ژوئن تا حالا همه چیز طبق نقشه پیش رفته است

پیشنهاد
٥٠

حفظ گونه ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

قانون طبیعت مثال: The stronger asserts his will, it’s the law of nature قوی تر خود را برحق می داند، این قانون طبیعت است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

مناطق نفت خیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

هدف اصلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

قوۀ تشخیص

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

باور قلبی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

با خیال راحت مثال: We entered this war in a rather carefree = ما تقریباً با خیال راحت وارد این جنگ شدیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤١

آسیب پذیری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

دشمن تراشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

برطرف شدن مثال = When he speaks, all doubts fall away وقتی او صحبت می کند همه تردیدها برطرف می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

اما اینجا هم مثال = And here too the Germans faced problems اما اینجا هم آلمانی ها با مشکلاتی مواجه بودند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

خطای آشکار مثال = There was an obvious flaw in their logic خطایی آشکار در استدلالشان وجود داشت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤١

به خاطر کوچک ترین – برای کم ترین مثال: On the merest suspicion = به خاطر کوچک ترین سوء ظن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

مهمترین مورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

شخصیتِ چندگانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٥

بقا مثال: It was essential for the health of the German war machine to protect iron ore supplies = حفاظت از ذخایر سنگ آهن برای بقای ماشین جنگی آلمان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

بی اعتماد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

حس همبستگی مثال: This event has strengthened the notion of togetherness = این واقعه حس همبستگی را تقویت کرده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

بی فایده مثال: It is essentially negative = اساساً بی فایده است

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

در گذشته سیر کردن – مثال: His thinking was old fashioned = افکارش در گذشته سیر می کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

انتقاد سرسختانه مثال: He was able to stay in his job in the face of strident criticism from his boss = او با وجود انتقاد سرسختانه ازسوی رئیسش توانست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

تعقیب کردن خطاکار مثال: They no longer had any legal way of pursuing the perpetrators = آنها دیگر هیچ راه قانونی برای تعقیب خطاکاران نداشتند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

نبرد – پیکار – درگیری مثال: The largest engagement of the Polish war = بزرگترین درگیری در جنگ لهستان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٩

اعاده حیثیت – مثال: His promise to restore honour = وعده او برای اعاده حیثیت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٨

قوه تشخیص درونی مثال: They confidence in his intuitive flair = آنها به قوه تشخیص درونی او اطمینان دارند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

اشتباه محض مثال: His inspirations were plain wrong = الهاماتش اشتباه محض بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

ثابت مثال: His foreign policy vision had remained the same دیدگاه سیاست خارجۀ او همچنان ثابت مانده بود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

ترجیح دادن – موافق بودن مثال: He favoured the latter = او دومی را ترجیح داد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٨

شمّ سیاسی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

بیماری ذاتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

مشروعیت دهنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

به افرادی می گویند که حرف هایشان تأثیر زیادی بر جماعت دارد. به عنوان مثال، به Local opinion formers می توان گفت "ریش سفیدهای محل"

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤١

مرز مشخص مثال: They had crossed a clear line of medical ethics آنها از مرز مشخصی از اخلاق پزشکی عبور کرده بودند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٢

رسیدن به ( از لحاظ بررسی و نتیجه گیری ) مثال: We may one day mature into the view = ما شاید روزی به این نتیجه برسیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤١

معلول ذهنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

به خصوص به خاطرِ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

آرایش تازۀ نژادی مثال: Hitler knew that racial reordering on this scale is currently impractical هیتلر می دانست که آرایش تازۀ نژادی در چنین مقیاسی فع ...

پیشنهاد
٤٣

نفع اقتصادی - نفع اقتصادی داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

جلب حمایت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٣

در مورد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

احیای ملی - تجدید قوای ملی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٤

عناصر تشکیل دهنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

کشتی نجات

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

بدون قید و شرط – بدون هیچ تغییری مثال: The plan was approved without qualification = آن طرح بدون هیچ تغییری پذیرفته شد