پیشنهاد‌های رضا فرهنگ (٤٦٥)

بازدید
٣,٢٨٧
تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

فکر احمقانه مثال: He came up with the batty idea to drop out of medical school در دانشکده پزشکی فکر احمقانه ترک تحصیل به سرش زد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

پایانه اتوبوس – ایستگاه اتوبوس مثال: We picked him up at the bus depot = ما او را از پایانه اتوبوس سوار کردیم و به خانه آوردیم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

سیاستمدار نوپا مثال: She married an embryo politician who made enemies for himself left and right او با یک سیاستمدار نوپا ازدواج کرد که چپ و راست برا ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

روبالشی مثال: She embroidered the pillow covers = او روبالشی ها را گلدوزی کرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

نهایت ادب مثال: He was treated with the utmost courtesy when he visited this city او وقتی از این شهر بازدید کرد با نهایت ادب با او رفتار شد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

صداهای گوشخراش مثال: I was going deaf by the dissonant sounds at the airport من داشتم از صداهای گوشخراش فرودگاه کر می شدم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

کشتی غرق شده مثال: The captain of the sunken ship was exculpated = کاپیتان آن کشتی غرق شده تبرئه شد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

عصر حاضر مثال: Computer have been the biggest invention in the modern era کامپیوتر بزرگترین اختراع عصر حاضر بوده است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

غیبت طولانی مثال: His long absence led to his dismissal = غیبت طولانی او منجر به اخراجش شد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

ارتش منضبط مثال: The disciplined army continued to march on in the freezing cold آن ارتش منضبط در سرمای یخبندان هم به پیشروی ادامه داد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

به مشکل برخورد کردن مثال: Everything was going well but then we hit trouble همه چیز داشت به خوبی پیش می رفت که بعد به مشکل برخوردیم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

تخطی – تخلف – نقض مثال: Sweden is accused of minor infractions of EU regulations کشور سوئد متهم به تخطی های جزئی از مقررات اتحادیه اروپا می باشد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

بدموقع – وقت نامناسب مثال: The guests arrived at an inopportune time = مهمان ها بدموقع رسیدند This is an inopportune time to sell your house = این وق ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

شاعر دربار مثال: He was a Poet Laureate before he became mayor او قبل از اینکه شهردار شود شاعر دربار بود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

( برق ) نارسانا مثال: Wood is nonconductive = چوب نارسانا است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

بی عقل مثال: How could such a non compos mentis person have become a teacher چطور چنین آدم بی عقلی توانسته معلم شود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

زمان گذشته کامل – ماضی بعید مثال: “I had eaten” is the past perfect tense of the verb “to eat” "من خورده بودم" زمان گذشته کامل فعل "خوردن" است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

وزیر بهداشت مثال: The Health Minister visited the new hospital = وزیر بهداشت از بیمارستان جدید بازدید کرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

هیئت تجاری مثال: The trade mission to China came back empty handed آن هیئت تجاری که به چین رفت دست خالی برگشت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

شخصی ترین احساسات مثال: She expressed her innermost feelings to her psychologist او شخصی ترین احساساتش را به روانشناسش گفت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

مثال: Intergalactic space is measured in light years فاصله بین کهکشان ها با سال نوری محاسبه می شود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٨

پیش فرض غلط مثال: His arguments are based on false presuppositions استدلال های او بر اساس پیش فرض های غلط است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

نیمه بسته مثال: He looked at me with half closed eyes او با چشم های نیمه بسته به من نگاه کرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

عوارض توهم زایی مثال: Some sleeping pills have hallucinogenic effects بعضی از قرص های خواب آور، عوارض توهم زایی دارند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

منشی حقوقی مثال: She worked as a law clerk for a judge before she got married قبل از ازدواجش، او برای یک قاضی در سمت منشی حقوقی کار می کرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

نوسان آب و هوایی مثال: Air pollution has caused climatic perturbations آلودگی هوا باعث نوسانات آب و هوایی شده است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

به طور غم انگیزی – به طور اسف باری – به طور افتضاحی مثال: She was a pathetically shy until she got married او به طور اسف باری خجالتی بود تا اینکه ازد ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

زنگ زدگی مثال: Moisture will lead to oxidization = رطوبت موجب زنگ زدگی می شود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٥٠

زنگ زده کردن مثال: Air oxidizes silver = هوا، نقره را زنگ زده می کند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

تلاش قابل تحسین – اقدام درخور ستایش مثال: He made a praiseworthy attempt to help his brother او تلاش قابل تحسینی برای کمک به برادرش انجام داد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

چاشنی مثال: Of all the flavor enhancers, I like lemon juice the most از تمام چاشنی ها، من آب لیمو را بیشتر دوست دارم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

به هدر رَوی انرژی – اتلاف انرژی مثال: This formula calculates the dissipation of energy in the form of heat این فرمول میزان به هدر روی انرژی به صورت ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

برخلاف همیشه – به طور غیرمعمول و نامتعارف مثال: He atypically kept quiet and did not say anything او برخلاف همیشه ساکت ماند و چیزی نگفت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

بی قرار و هیجان زده مثال: The students were all atwitter to hear their scores دانش آموزان همگی بی قرار و هیجان زده بودند تا نمرات شان را بشنوند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

جدا شدن مثال: The Russian spaceship decoupled from the American spaceship and returned to earth فضاپیمای روسی از سفینه فضایی آمریکایی جدا شد و به زمی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A Tale of Two Cities is a novel by Charles Dickens. This book begins with these sentences: It was the best of times, it was the worst of times, it wa ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

اجرای بی همتا – نمایش بی نظیر مثال: This actor gave another peerless performance = این بازیگر یک اجرای بی همتای دیگر ارائه داد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

کولی گری – اَدا درآوردن برای تحت تأثیر قرار دادنِ دیگری مثال: Stop the melodramatics, you have only scraped your knee کولی گری را کنار بگذار، فقط کمی ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

دنبال شهرت بودن – در فکر معروفیت بودن مثال: I’m not out for fame = من دنبال معروفیت نیستم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

تازه استقلال یافته مثال: In those days, this country was still a newly independent republic در آن روزها، این کشور هنوز یک جمهوری تازه استقلال یافته ب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

به بیرون – به سمت بیرون مثال: This door opens outwards = این در به سمت بیرون باز می شود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

پرت و پلا گفتن – بی سر و ته صحبت کردن – حرافی کردن – وراجی کردن مثال: He maundered about for an hour = او یک ساعت وراجی کرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

در زیر – ذیلاً مثال: Their names are listed infra = اسامی آنها در زیر، لیست شده است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

به طور سرزنش آمیزی مثال: His father chidingly told him to hit the books = پدرش به طور سرزنش آمیزی به او گفت که به درست برس

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

فهرست کتابخانه مثال: He went through the library catalogue but could not find the book he was looking for او به فهرست کتابخانه مراجعه کرد اما نتوانست ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

به خوبی پیش رفتن – به طور سهل و راحت پیش رفتن – به خوبی و خوشی انجام شدن مثال: We hope everything will go swimmingly = ما امیدواریم که همه چیز به خوب ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

به خواب رفتن – به خواب . . . فرورفتن مثال: She fell into deep slumber = او به خواب عمیقی فرورفت

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

کم حرف مثال: He is a man of few words = او آدم کم حرفی است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

تا مدت ها – حالا حالاها مثال: Their dependence on oil exports will continue for the foreseeable future وابستگی آنها به صادرات نفت تا مدت ها ادامه خوا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤١

( کلاف سردرگم ) باز کردن، باز شدن – حل کردن مثال: No one knows how to unsnarl the traffic situation = کسی نمی داند چطور وضع ترافیک را حل کند