oxidize

/ˈɑːksəˌdaɪz//ˈɒksɪdaɪz/

معنی: زنگ زدن، با اکسیژن ترکیب کردن
معانی دیگر: (شیمی) اکساییدن، اکسیده کردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: oxidizes, oxidizing, oxidized
(1) تعریف: to combine with oxygen, as in burning or rusting.

(2) تعریف: to remove hydrogen from while adding oxygen or any nonmetal to.

(3) تعریف: to increase the positive charge or the valence of (an element) by removing electrons.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to become oxidized.

جمله های نمونه

1. The carbon14 atoms oxidize to carbon dioxide which gets blown about and mixed up with lower atmosphere.
[ترجمه ترگمان]اتم های اکسیژن به کربن دی اکسید اکسید می شوند که در اطراف اتمسفر خرد می شوند و مخلوط می شوند
[ترجمه گوگل]اتمهای کربن 14 به اکسیداسیون دی اکسید کربن می انجامند که در اطراف آن نفوذ کرده و با اتمسفر کمتری مخلوط می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Aluminium is rapidly oxidized in air.
[ترجمه ترگمان]آلومینیوم به سرعت اکسید می شود
[ترجمه گوگل]آلومینیوم به سرعت در هوا اکسید می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The original white lead pigments have oxidized and turned black.
[ترجمه ترگمان]رنگدانه های اصلی سفید رنگ اکسید شده و سیاه شده اند
[ترجمه گوگل]رنگدانه های اصلی سفید سرب اکسید شده و سیاه شده اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The nitrogenous materials which have been oxidized aerobically to nitrate are then reduced anaerobically to nitrogen.
[ترجمه ترگمان]مواد nitrogenous که اکسید شده به نیترات اکسید شده اند سپس anaerobically را به نیتروژن کاهش می دهند
[ترجمه گوگل]سپس مواد نیتروژنی که به صورت نیترات به صورت ائیه شده اکسید شده اند، به صورت نیتروژن به صورت بی هوازی کاهش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Iron oxidizes to form rust.
[ترجمه ترگمان]oxidizes آهنی زنگ آهن را تشکیل می دهند
[ترجمه گوگل]آهن به شکل زنگ اکسید می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. At the surface, the iron was oxidized.
[ترجمه ترگمان]در سطح، آهن اکسید شد
[ترجمه گوگل]در سطح آهن، اکسید شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Iron is easily oxidized.
[ترجمه ترگمان]آهن به راحتی اکسید می شود
[ترجمه گوگل]آهن به راحتی اکسید شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Through the years, paint oxidizes as it's exposed to air.
[ترجمه ترگمان]در طول سال ها، رنگ oxidizes به صورتی که در معرض هوا قرار دارد، رنگ می زند
[ترجمه گوگل]با گذشت سالها، رنگ به عنوان هوا در معرض اکسید قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The liver oxidizes a small part of the recycled urobilinogen to bilirubin.
[ترجمه ترگمان]کبد به عنوان بخشی کوچک از the urobilinogen به bilirubin تبدیل شد
[ترجمه گوگل]کبد قسمت کوچکی از اوربیلینوژن بازیافتی را به بیلی روبین اکسید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Acetobacter and Gluconobacter can be allowed to oxidize the ethanol to acetic acid and form a wine vinegar.
[ترجمه ترگمان]Acetobacter و Gluconobacter می توانند اتانول را به استیک اسید اکسید کرده و سرکه شراب را شکل دهند
[ترجمه گوگل]Acetobacter و Gluconobacter را می توان به اکسیداسیون اتانول به اسید استیک و سرکه شراب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. In this design, the oxidize ditch handling of carrousel model is used.
[ترجمه ترگمان]در این طراحی، اکسید کردن ditch از مدل carrousel استفاده می شود
[ترجمه گوگل]در این طرح، استفاده از مدل روغنی اکسیداسیون مدل کروئولز مورد استفاده قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The article introduces the performance and application of oxidize starch.
[ترجمه ترگمان]این مقاله عملکرد و کاربرد of اکسید را معرفی می کند
[ترجمه گوگل]این مقاله عملکرد و کاربرد نشاسته اکسید شده را معرفی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. With kBrO3 to oxidize 2- methyl naphthalene in acidic solution to produce 2- methyl naphthoquinone.
[ترجمه ترگمان]با اکسید کردن ۲ - متیل نفتالن در محلول اسیدی تولید ۲ - متیل naphthoquinone را تولید می کند
[ترجمه گوگل]با kBrO3 به 2 - متیل نفتالین در محلول اسیدی اکسید شده برای تولید 2 - متیل naftoquinone
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. When an element is caused to combine with oxygen it is oxidized.
[ترجمه ترگمان]وقتی یک عنصر با اکسیژن ترکیب می شود اکسید می شود
[ترجمه گوگل]وقتی یک عنصر بوجود می آید با اکسیژن ترکیب شده، اکسید شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

زنگ زدن (فعل)
smut, ring, stain, corrode, rust, hang up, oxidize

با اکسیژن ترکیب کردن (فعل)
oxidize

به انگلیسی

• add oxygen to, unite with oxygen (e.g. burn); be united with oxygen; rust, corrode (also oxidise)
when a substance oxidizes or is oxidized, it changes chemically because of the effect of oxygen on it. for example, when a metal oxidizes, it becomes rusty.

معنی یا پیشنهاد شما