پیشنهاد‌های رضا فرهنگ (٤٥٩)

بازدید
٢,٣٠٥
تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

یک عالمه مثال: They spent gobs of money on their wedding آنها یک عالمه پول خرج عروسی شان کردند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٨

عقربه قطب نما مثال: The compass needle is pointing north عقربه قطب نما به سمت شمال است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

بهم زدن و خراب کردن مثال: The baby mussed my hair = آن نوزاد موهای مرا بهم ریخت

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

غرور بی اندازه مثال: His overweening pride alienated all his friends غرور بی اندازه اش تمام دوستانش را فراری داد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

چرم مصنوعی مثال: Imitation leather costs less = چرم مصنوعی ارزان تر است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

افکار احمقانه مثال: His loony ideas cost him his job = افکار احمقانه اش باعث از دست دادن شغلش شد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

پیوند کلیه مثال: He is waiting for a kidney implant = او منتظر پیوند کلیه است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

حصار غیرقابل عبور مثال: The soldiers built an impenetrable barrier around the city سربازان در دور آن شهر یک حصار غیرقابل عبور ساختند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

دروغگوی اصلاح ناپذیر مثال: My wife is an incorrigible liar = زن من یک دروغگوی اصلاح ناپذیر است

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

درخور استیضاح مثال: What he has done is not really worthy of impeachment کاری که او انجام داده است درخور استیضاح نیست

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

( برای مبالغه ) دهمین بار، صدمین بار، هزارمین بار مثال: This is incorrect". She told herself for the umpteenth time" "این درست نیست". او برای صدمین ب ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

استخر کم عمق مخصوص بچه ها مثال: That hotel has a wading pool = آن هتل یک استخر کم عمق مخصوص بچه ها دارد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

دست های لرزان مثال: He opened the letter with trembling hands او نامه را با دست های لرزان باز کرد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

رفتار غیرشایسته مثال: He was accused of conduct unbecoming to an officer او متهم به رفتار غیرشایسته برای یک افسر شد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

با بی اعتنایی رد کردن مثال: He shrugged aside suggestions او پیشنهادات را با بی اعتنایی رد کرد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

جواب طولانی و بی سر و ته مثال: The teacher gave a rambling answer, which no one understood معلم جواب طولانی و بی سر و تهی داد که هیچ کس متوجه نشد

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

نظارت پزشکی مثال: This drug should be used under medical supervision این دارو بایستی تحت نظارت پزشکی استفاده شود

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٨

واحد سنجش سرعت انتقال داده های الکترونیکی مثال: ?What is the baud rate on this modem = سرعت این مودم چقدر است؟

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٨

سفر کردن برای سخنرانی یا اجرای برنامه مثال: In the last days of the election, he barnstormed across eleven states در روزهای قبل از انتخابات، او به یا ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٦

سربالایی تند مثال: The heavy truck could not pull up the steep ascent آن کامیون سنگین نمی توانست از آن سربالایی تند، بالا برود

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٨

مهره راکد سیاسی مثال: That country became a political backwater with no serious influence in the world آن کشور به یک مهره راکد سیاسی تبدیل شد بدون هی ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٣٨

عابربانک – خودپرداز مثال: Bank depositors can use the new teller machine سپرده گذاران بانکی می توانند از دستگاه جدید عابربانک استفاده کنند

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

آتش توپخانه مثال: Cannon fire went on all night long = آتش توپخانه تمام شب ادامه داشت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

کاهش یافتن مثال: After they scored the second goal, our enthusiasm began to ebb away بعد از اینکه آنها گل دوم را زدند، شور و شوق ما شروع به کاهش کرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٨

بداخلاق مثال: Don’t be such a crosspatch = این قدر بداخلاق نباش

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

رنگ ناهماهنگ مثال: The actress entered dressed in dissonant colors = آن خانم هنرپیشه درحالی که لباسی با رنگ های ناهماهنگ پوشیده بود وارد شد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

رفتار بی ادبانه مثال: ?How do you explain such rude behavior = چطور می توانید چنین رفتار بی ادبانه ای را توجیه کنید؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

با ضعف و سستی مثال: The Indian premier is effetely running the country and will probably lose in the next elections نخست وزیر هند کشورش را با ضعف و س ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

اولین خاطرات مثال: My earliest memories are from when I was only 4 years old = اولین خاطراتم از زمانی است که فقط 4 سال داشتم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

قایق کرایه ای مثال: His father operates a charter boat for fishing = پدرش متصدی قایق کرایه ای برای ماهیگیری است

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

قوه جاذبه آهن ربا مثال: Physics students study attraction of magnets = دانشجویان فیزیک قوه جاذبه آهن ربا را بررسی می کنند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

سرشار از انرژی مثال: She woke up all brimful of energy = او سرشار از انرژی بیدار شد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

تابش مستقیم اشعه خورشید مثال: Protect your child from direct sunlight = بچه خود را از تابش مستقیم اشعه خورشید محفوظ نگه دارید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

استقامت جسمی مثال: This event tests both mental and physical endurance = این مسابقه هم استقامت جسمی و هم استقامت روحی را آزمایش می کند

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

خانه دو طبقه مثال: We rented a two storey dwelling by the Caspian = ما یک خانه دو طبقه در کنار دریای خزر اجاره کردیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

اقتصاددان سیاسی مثال: Max Weber was a political economist that in his most famous book, The Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism, he claimed ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

استقبال نه چندان گرم – تشویق نه چندان جدی مثال: The play was greeted with tepid applause آن نمایشنامه با استقبال نه چندان گرمی مواجه شد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

لباس فیروزه ای رنگ مثال: The mother of the bride was wearing a turquoise dress مادر عروس یک لباس فیروزه ای رنگ پوشیده بود

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

بهانه همیشگی – بهانه معمول مثال: She made all the usual excuses = او بهانه های همیشگی را آورد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

سرعت نور مثال: The velocity of light is constant = سرعت نور ثابت است

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

شعرخوانی مثال: We have poetry recitation on Wednesday nights = ما چهارشنبه شبها شعرخوانی داریم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

ورود ناگهانی مثال: The teacher’s sudden entrance took the children by surprise ورود ناگهانی معلم، بچه ها را غافلگیر کرد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

نماد صلح مثال: The dove is an emblem of peace = کبوتر سفید نماد صلح است

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

همسایه ورّاج مثال: She sneaked out the side door to avoid her chatty neighbor او از در بغلی بیرون رفت که همسایه ورّاجش او را نبیند

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

فکر احمقانه مثال: He came up with the batty idea to drop out of medical school در دانشکده پزشکی فکر احمقانه ترک تحصیل به سرش زد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

پایانه اتوبوس – ایستگاه اتوبوس مثال: We picked him up at the bus depot = ما او را از پایانه اتوبوس سوار کردیم و به خانه آوردیم

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

سیاستمدار نوپا مثال: She married an embryo politician who made enemies for himself left and right او با یک سیاستمدار نوپا ازدواج کرد که چپ و راست برا ...

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

روبالشی مثال: She embroidered the pillow covers = او روبالشی ها را گلدوزی کرد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

نهایت ادب مثال: He was treated with the utmost courtesy when he visited this city او وقتی از این شهر بازدید کرد با نهایت ادب با او رفتار شد

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

صداهای گوشخراش مثال: I was going deaf by the dissonant sounds at the airport من داشتم از صداهای گوشخراش فرودگاه کر می شدم