پیشنهاد‌های رضا فرهنگ (٤٦٥)

بازدید
٣,٢٨٧
تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

سراسیمه رفتن مثال: I last saw him beetling off down the road آخرین بار که او را دیدم سراسیمه در جاده می رفت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

رشد انفجاری مثال: No one could have predicated the explosive growth of the cellular phone هیچ کس نمی توانست رشد انفجاری تلفن همراه را پیش بینی کند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

ارقام ذهنی مثال: My calculation is based on notional figures, since the actual figures are not yet available چون ارقام واقعی هنوز در دسترس نیستند محا ...

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

سود قابل توجه مثال: Samsung made a handsome profit last year سامسونگ سال گذشته سود قابل توجهی به دست آورد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

سوء استفاده از اختیارات مثال: A misuse of authority led to the scandal = سوء استفاده از اختیارات منجر به آن رسوایی شد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

اظهارنظر گنگ و مبهم مثال: He made a murky statement about the peace plan او در مورد آن طرح صلح، یک اظهارنظر گنگ و مبهم کرد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

یک عالمه مثال: They spent gobs of money on their wedding آنها یک عالمه پول خرج عروسی شان کردند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

عقربه قطب نما مثال: The compass needle is pointing north عقربه قطب نما به سمت شمال است

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٥٠

بهم زدن و خراب کردن مثال: The baby mussed my hair = آن نوزاد موهای مرا بهم ریخت

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

غرور بی اندازه مثال: His overweening pride alienated all his friends غرور بی اندازه اش تمام دوستانش را فراری داد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٥١

چرم مصنوعی مثال: Imitation leather costs less = چرم مصنوعی ارزان تر است

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

افکار احمقانه مثال: His loony ideas cost him his job = افکار احمقانه اش باعث از دست دادن شغلش شد

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

پیوند کلیه مثال: He is waiting for a kidney implant = او منتظر پیوند کلیه است

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

حصار غیرقابل عبور مثال: The soldiers built an impenetrable barrier around the city سربازان در دور آن شهر یک حصار غیرقابل عبور ساختند

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

دروغگوی اصلاح ناپذیر مثال: My wife is an incorrigible liar = زن من یک دروغگوی اصلاح ناپذیر است

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

درخور استیضاح مثال: What he has done is not really worthy of impeachment کاری که او انجام داده است درخور استیضاح نیست

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

( برای مبالغه ) دهمین بار، صدمین بار، هزارمین بار مثال: This is incorrect". She told herself for the umpteenth time" "این درست نیست". او برای صدمین ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

استخر کم عمق مخصوص بچه ها مثال: That hotel has a wading pool = آن هتل یک استخر کم عمق مخصوص بچه ها دارد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

دست های لرزان مثال: He opened the letter with trembling hands او نامه را با دست های لرزان باز کرد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

رفتار غیرشایسته مثال: He was accused of conduct unbecoming to an officer او متهم به رفتار غیرشایسته برای یک افسر شد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

با بی اعتنایی رد کردن مثال: He shrugged aside suggestions او پیشنهادات را با بی اعتنایی رد کرد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

جواب طولانی و بی سر و ته مثال: The teacher gave a rambling answer, which no one understood معلم جواب طولانی و بی سر و تهی داد که هیچ کس متوجه نشد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

نظارت پزشکی مثال: This drug should be used under medical supervision این دارو بایستی تحت نظارت پزشکی استفاده شود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

واحد سنجش سرعت انتقال داده های الکترونیکی مثال: ?What is the baud rate on this modem = سرعت این مودم چقدر است؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

سفر کردن برای سخنرانی یا اجرای برنامه مثال: In the last days of the election, he barnstormed across eleven states در روزهای قبل از انتخابات، او به یا ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٣٦

سربالایی تند مثال: The heavy truck could not pull up the steep ascent آن کامیون سنگین نمی توانست از آن سربالایی تند، بالا برود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

مهره راکد سیاسی مثال: That country became a political backwater with no serious influence in the world آن کشور به یک مهره راکد سیاسی تبدیل شد بدون هی ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

عابربانک – خودپرداز مثال: Bank depositors can use the new teller machine سپرده گذاران بانکی می توانند از دستگاه جدید عابربانک استفاده کنند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

آتش توپخانه مثال: Cannon fire went on all night long = آتش توپخانه تمام شب ادامه داشت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

کاهش یافتن مثال: After they scored the second goal, our enthusiasm began to ebb away بعد از اینکه آنها گل دوم را زدند، شور و شوق ما شروع به کاهش کرد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

بداخلاق مثال: Don’t be such a crosspatch = این قدر بداخلاق نباش

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٢

رنگ ناهماهنگ مثال: The actress entered dressed in dissonant colors = آن خانم هنرپیشه درحالی که لباسی با رنگ های ناهماهنگ پوشیده بود وارد شد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٩

رفتار بی ادبانه مثال: ?How do you explain such rude behavior = چطور می توانید چنین رفتار بی ادبانه ای را توجیه کنید؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

با ضعف و سستی مثال: The Indian premier is effetely running the country and will probably lose in the next elections نخست وزیر هند کشورش را با ضعف و س ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

اولین خاطرات مثال: My earliest memories are from when I was only 4 years old = اولین خاطراتم از زمانی است که فقط 4 سال داشتم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

قایق کرایه ای مثال: His father operates a charter boat for fishing = پدرش متصدی قایق کرایه ای برای ماهیگیری است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

قوه جاذبه آهن ربا مثال: Physics students study attraction of magnets = دانشجویان فیزیک قوه جاذبه آهن ربا را بررسی می کنند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

سرشار از انرژی مثال: She woke up all brimful of energy = او سرشار از انرژی بیدار شد

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٥١

تابش مستقیم اشعه خورشید مثال: Protect your child from direct sunlight = بچه خود را از تابش مستقیم اشعه خورشید محفوظ نگه دارید

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

استقامت جسمی مثال: This event tests both mental and physical endurance = این مسابقه هم استقامت جسمی و هم استقامت روحی را آزمایش می کند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

خانه دو طبقه مثال: We rented a two storey dwelling by the Caspian = ما یک خانه دو طبقه در کنار دریای خزر اجاره کردیم

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

اقتصاددان سیاسی مثال: Max Weber was a political economist that in his most famous book, The Protestant Ethic and the Spirit of Capitalism, he claimed ...

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

استقبال نه چندان گرم – تشویق نه چندان جدی مثال: The play was greeted with tepid applause آن نمایشنامه با استقبال نه چندان گرمی مواجه شد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٨

لباس فیروزه ای رنگ مثال: The mother of the bride was wearing a turquoise dress مادر عروس یک لباس فیروزه ای رنگ پوشیده بود

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

بهانه همیشگی – بهانه معمول مثال: She made all the usual excuses = او بهانه های همیشگی را آورد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٨

سرعت نور مثال: The velocity of light is constant = سرعت نور ثابت است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

شعرخوانی مثال: We have poetry recitation on Wednesday nights = ما چهارشنبه شبها شعرخوانی داریم

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

ورود ناگهانی مثال: The teacher’s sudden entrance took the children by surprise ورود ناگهانی معلم، بچه ها را غافلگیر کرد

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

نماد صلح مثال: The dove is an emblem of peace = کبوتر سفید نماد صلح است

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

همسایه ورّاج مثال: She sneaked out the side door to avoid her chatty neighbor او از در بغلی بیرون رفت که همسایه ورّاجش او را نبیند