پیشنهاد‌های رضا فرهنگ (٤٥٩)

بازدید
٢,٣٠٩
تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

جلوی گریه خود را گرفتن مثال: She fought back the tears until she got home جلوی گریه خود را گرفت تا به خانه رسید

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

باغچه هرس شده مثال: She is proud of her trim garden = او به باغچه هرس شده اش می بالد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

( دود، آتش و غیره ) بیرون دادن – بیرون آمدن – بیرون زدن مثال: Smoke belched out from the chimneys throughout the city دود از دودکشهای منازلِ سراسر شه ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

تجربه عذاب آور مثال: Having to leave her parents was an agonizing experience for him اجبار به ترک کردن والدینش یک تجربه عذاب آور برای او بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

شمّ قوی سیاسی مثال: His political acumen made him a successful premier شمّ قوی سیاسی اش از او یک نخست وزیر موفق ساخت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

عرشه کشتی مثال: The sailor enjoyed his life aboard ships آن ملوان از زندگی اش در عرشه کشتی ها لذت می برد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

تصمیم تند و ناگهانی مثال: He made an abrupt decision to sell his house او یک تصمیم تند و ناگهانی گرفت که خانه اش را بفروشد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

زمین مجاور مثال: We bought the house and the piece of land adjacent to it ما آن خانه و قطعه زمین مجاورش را خریدیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

عکس هوایی مثال: This is an aerial photo of Istanbul این یک عکس هوایی از شهر استانبول است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

عکس ضمیمه شده مثال: He tore up the letter and the affixed photo او آن نامه و عکس ضمیمه اش را پاره کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

( مشکلی را ) به زور پول حل کردن مثال: They are throwing money at their schools’ problems without producing any long term solutions آنها بدون اینکه به ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

از نو سر بلند کردن – قد علم کردن – دوباره ظاهر شدن مثال: Racial discrimination should never again be allowed to rear its ugly head هرگز نباید اجازه د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٥

فعلاً مثال: The power supply should be back soon, for the meantime we’ll have to use candle برق به زودی می آید، ولی فعلاً باید از شمع استفاده کنیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

حالا می رسیم به مثال: And now for what we’re going to do tomorrow و حالا می رسیم به اینکه فردا چه خواهیم کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

( خشم – دق و دلی ) خالی کردن – بیرون ریختن مثال: She gave vent to her anger = خشم خود را بیرون ریخت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

چه خوب شد که مثال: It’s just as well you’re not here, you wouldn’t like the noise چه خوب شد که اینجا نیستی، از این سر و صداها اصلاً خوشت نمی آمد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

رمان سنگین و کسل کننده مثال: His latest book is a stodgy novel = کتاب اخیرش یک رمان سنگین و کسل کننده بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

نتیجه محسوس مثال: The peace negotiations produced no tangible results مذاکرات صلح، نتیجه محسوسی در پی نداشت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٧

هدف گیری بی خطا مثال: He had unerring aim = او هدف گیری بی خطایی داشت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

به لحاظ تعلیم و تربیت مثال: He was a Catholic by upbringing = او به لحاظ تعلیم و تربیت، کاتولیک بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

تصویرپردازی شاعرانه مثال: The Divan by Hafez is full of poetic imagery دیوان حافظ مملو از تصویرپردازی شاعرانه است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

آب زلال مثال: We swam in the limpid waters of the lake ما در آب های زلال آن دریاچه شنا کردیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

دفتر کار فرسوده مثال: His days were spent in a moldy office روزهای عمرش در یک دفتر کار فرسوده گذشت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

محله اقلیت ها مثال: He was raised in a minority neighborhood in Istanbul او در محله اقلیت ها در استانبول بزرگ شد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

برج مراقبت مثال: There is an observation post on every corner of the prison در تمام گوشه های زندان یک برج مراقبت وجود دارد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

اجرای بی عیب و نقص مثال: She gave a polished performance on the piano او اجرای بی عیب و نقصی در نواختن پیانو ارائه داد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

وسیله نوک تیز – ابزار نوک تیز مثال: I need a pointed instrument to open this lock یک وسیله نوک تیز نیاز دارم تا این قفل را باز کنم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

ذهن تاثیرپذیر مثال: His films are not suited for the impressionable minds of children فیلم های او برای ذهن تاثیرپذیر بچه ها مناسب نیستند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٣

اقدام خیانت آمیز مثال: His perfidious actions cost Spain the war اقدامات خیانت آمیز او به قیمت جنگ برای اسپانیا تمام شد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

آغوش باز مثال: He welcomed me with arms outspread = او با آغوش باز به من خوشامد گفت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٦

احساس همسایگی و رفاقت مثال: Gradually, a sense of neighborliness developed between us به تدریج یک احساس همسایگی و رفاقت بین ما به وجود آمد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

قمارباز کهنه کار مثال: My sister is married to an inveterate gambler خواهرم با یک قمارباز کهنه کار ازدواج کرده است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

در برخورد با مثال: The atomic particles break apart on impact with others ذرات اتمی در برخورد با یکدیگر از هم متلاشی می شوند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

نگاه شیطنت آمیز مثال: He said I did not do it with an impish look او با یک نگاه شیطنت آمیز گفت که من آن کار را نکردم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

دور از دسترسِ – خارج از بُردِ – خارج از تیررَسِ – خارج از شعاع عملِ مثال: By now the ship was out of range of enemy radar حالا دیگر، کشتی خارج از شعا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

نفوذ – سلطه – کنترل مثال: Free from the apron strings of home and family, she changed completely او خارج از سلطه خانه و خانواده، به کلی تغییر کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

پا در هوا بودن – قطعی نبودن – مشخص نبودن مثال: Our plans for next year’s holiday are still up in the air نقشه های ما برای تعطیلات سال آینده هنوز پا د ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

ناغافل پیدا شدن – یکدفعه ظاهر شدن – یکدفعه جلوی کسی سبز شدن مثال: I had not seen or heard him coming, he just appeared out of thin air نه آمدنش را دی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

کم سن و سال – خیلی جوان مثال: She was married at a tender age = او خیلی جوان بود که ازدواج کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

داستان ماجراجویانه مثال: He entertained us with his swashbuckling tales of the war او ما را با داستان های ماجراجویانه اش از جنگ سرگرم کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٤

آب های آرام مثال: We fished in the serene waters = ما در آن آب های آرام ماهیگیری کردیم

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

ذاتاً مثال: She is quiet by temperament = او ذاتاً کم حرف است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

به دنبال مثال: In the train of the rich and famous came the journalists به دنبال آن آدم های پولدار و مشهور، خبرنگاران آمدند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣٨

خوش صحبت مثال: Her husband is a good schmoozer = شوهرش خوش صحبت است

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

یک روز در میان مثال: She works on alternate days = او یک روز در میان کار می کند

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

زودتر از ما مثال: She had arrived ahead of us = او زودتر از ما رسیده بود

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

همسایه بد اخلاق و بد عنق مثال: Our crotchety neighbor does not let the kids play in the alley همسایه بد اخلاق و بد عنق ما به بچه ها اجازه نمی دهد در ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤١

حرف موذیانه مثال: His wife fell into tears by his catty comments همسرش از حرف های موذیانه او به گریه افتاد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤٠

بمباران سراسری مثال: The blanket bombing continued for three weeks non - stop آن بمباران سراسری به مدت سه هفته بی وقفه ادامه داشت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣٩

هم پیاله مثال: They are drinking companions = آنها هم پیاله هستند