پیشنهاد‌های حسن اشرف زاده (١١٩)

بازدید
٣,٢٦٨
تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

Funk یکی از معنی های فانک، غمگین بودن، اندوهگین بودن که معمولا بدون دلیل است I'm sad غمگین هستم ، رسمی تر و کلی تر است، و نیتیوها می گویند I'm in a ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر معنی را دوستان فرموده اند کم حرف کم گفتار تو دار باوقار یکی از مترادف هایی که هم معنی با واژگان بالاست و زیاد بکار میرود: Shy هست، کم رو، ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

Holy shit در موارد گوناگون ، چند معنی دارد. روی هم رفته واژه منفی و گاهی رکیک دارد زمانی به کسی میگوید که در فارسی می گوییم لعنتی ای تو روحت یا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٥

صحبت کردن دیگران با شما خوب است. اگر چه این نوشته زیر هم هست: دلا خو، کن به تنهایی، ، ، ، که از تن ها بلا خیزد

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Pluck Plucking مو برداشتن، کندن مو، پیرایش موهای ابرو They use tweezers for Plucking eyebrows. امها از موگیر ( موچین ) برای برداشتن ابروها استفاده ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Tweezer = موگیر موچین انبرک پنس برای در آوردن مو و مرتب کردن ابرو و. . . بکار می رود همچنین در کارهایی مانند ساعت سازی یا تعمیر ساعت، برداشتن اجسام ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Bangs در انگلیسی آمریکایی به موی چتری، موی مدل چتری می گویند My dad cut my bangs. بابام چتری هامو کوتاه کرد. ( موهای مدل چتری ) در انگلیسی بریتانیا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

A pinch of salt یه ذره نمک یک کم نمک مقداری نمک بده ( اگر ظرفی نباشد ) مقدار نمکی که با سه انگشت شست و نشان و انگشت وسطی نمک بر میداریم Pinch میشه=ان ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سادگی خام بودن زودباوری ساده لوحی معصومیت بی گناهی افراد ساده، زودباور، بدون تجربه و خام و به نوعی بی گناه که ویژگی ساده لوح بودن بیشتر ویژگی های ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

Famished گرسنگی ، I'm famished =وای چقدر گرسنمه، وای مردم از گشنگی. گرسنگی زیاد، اگر چه اغراق آمیز بیان میشود. مانند اینکه در فارسی می گویند "مردم ی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

یکی از کاربردهای ان، پاک کردن ظرف غذایی ، با قاشق یا وسیله ای برنج مانده توی بشقاب را تراشیدن، روفتن، پاک کردن بشقاب از دورریز ، خراشیدن ته دیگ را ب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ته مانده غذا - دور ریز غذا یا هر خوردنی - مقدار غذا یا خوردنی که پس از استفاده، مانده و به آن پس مانده، یا ته مانده می گویند - - دور ریز خوردنی و غذا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تسلیم شده، واداده، بر خلاف میل و خواسته، ناگزیر پذیرفتن چیزی، تسلیم خواسته ای یا خواسته هایی شدن از روی اجبار، سازش از روی ترس یا حفظ جان یا موقعیت. ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

capitulate تسلیم شدن_ کوتاه آمدن_برخلاف میل و رغبت پذیرفتن و ناگزیر شدن_وادادن واژه های برابر= Give in_give up_ surrender. . . کاپیتولاسیون هم ریشه ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Bar none بدون استثنا، بی استثنا، بی گمان Bar none کاربردش برای تاکید بر بهترین کار، بهترین چیز، بهترین انجام کار He is the best player

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این اصطلاح برابر تشویق و قدردانی است You're second to none تو بی نظیری تو بی همتایی تو بهترین هستی بهترینی ( در معنی وازه به واژه تو هیچوقت دوم نی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

از واژه های کابردی: غلظت، غلیظ بودن ( شیمی و علوم ) تمرکز تراکم تمرکز حواس The scientists measured the concentration of salt in the water دانشمندان ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Mock=مسخره کردن، ریشخند زدن، به ریش کسی خندیدن ( اصطلاح ) ، ادای کسی را درآوردن، استهزا = ( واژه عربی ) Don't mock me= منو مسخره نکن - به ریشم نخند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گوارش - گوارشی - هاضمه - گذارید The stomach is a digestive organ= معده یک اندام گوارشی است Verb=digest گواریدن - هضم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Convinced برابر واژه های Sure_ certain مطمئن، متقاعد شده، اعتقاد اورده، اطمینان کامل داشته در تلفظ سترس یا فشار روی سیلاب دوم روی v Ke ( o ) nv'ins

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زمانی بصورت منفی دربیاد یا حال استمراری یک اصطلاح پر کاربرد می شود Don't milk it =بهانه نیاور، خودتو لوس نکن، از زیر کاری دررفته با بهانه های گوناگ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

برانگیخته شدن, کاری که سبب انگیزه پیدا کردن دیگری می شود بویژه در نتوان دیدن یا حسادت و رشک aroused گذشته و فسمت سوم فعلp. p. Arouse ?حسادت حسادت ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

درود نی، نی لبک، یک نوع ساز موسیقی بادی، قلم، قلم منظور قلم نی هست که برای خوش نویسی بکار می رود و پیشتر زمان ما، درس خوشنویسی و هنر داشتیم که آموز ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جیغ، صدای جیغ زدن، غرولند کردن، قدقد زدن یا کردن، جیغ ناگهانی ، صدای اردک درآوردن، دادزدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خون ریزی - خون ریختن - خونریزی که برابر با ریزش یا از دست دادن خون باشد با واژه =bleed/bleeding بکار می رود منظور از خون ریزی در جنگ و جدال است یا خ ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Catch up جبران کردن_رسیدن به . . . _جبران ( عقب افتادن از درس ووو ) _سه روز کلاس نبوده ام باید جبران کنم ( درس هایی که نبودم ) I haven't been in cl ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

لطفا در متن پیشین سس گوجه را حذف بفرمایید Catch up را

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

رسیدن به_جبران کردن_بیشتر در مواردی :جبران عقب افتادن_سه درس را نبودم و باید جبران کنم ( جبران عقب افتادن از درس و کلاس ) _اتوبوس حرکت کرد باید بدوم ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یادگیری_ فرایند یادگیری _شناخت _ معرفت _ادراک _شناختن _ آموختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Mend= مرمت، تعمیر، بهبودی ضرب المثل ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است It's never late to mend!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هایپر لپس یک تکنیک عکاسی است که در دوربین ها ، نقش زمان را اهمیت بیشتری می دهد و سرعت را بالا می برد. به آن تکنیک عکاسی فوق سرعت نیز می گویند. برای ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جدای از اینکه. . . این به کنار. . . صرف نظر از. . . گذشته از. . . Aside با from در آغاز نوشته واژه aside را به سوی واژه های بالا می برد در آغاز ن ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
-١

جا. مکان. جایگاه=noun جا دادن . قراردادن. جایگیری. درجایی گذاشتن = verb اصطلاح : I can't place him. =او را بجا نمیاورم. I can't place you = شما ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رنگی کردن - رنگ افزودن - رنگ افزایی - اضافه کردن رنگ رنگی کردن فیلم های سیاه و سفید بیشتر در تلویزیون و گرافیک و کامپیوتر یا گوشی موبایل و چنین رست ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرق در شکوه - Soak in the glory=از شکوه و ابهت لذت بردن - غرق در شوکت یا هیبت چیزی شدن Soaked=صفت = خیس خوردن، خیس کردن، خیس شده ( درباران و. . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فونت پررنگ ، فونت اشکارتر از فونت معمول. Font text=تکست پررنگ، نوشته یا متن پررنگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پیاده سازی، پیاده سازی نرم افزار، در گوشی موبایل و کامپیوتر=نصب برنامه - تنظیم و اجرای برنامه یا اپلیکیشن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Jade ۱ - یشم، سنگ یشم ۲ - اسب پیر و فرتوت، اسب پیر که ارزشمندنیست ۳ - ( که در زبان عامیانه کاربرد دارد ) زن هرزه، دختر لاس، زن بی آبرو و شلیته یا سلی ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٠

پروانه، حشراتی مانند پروانه شبها دورنورمی چرخند. Pęrpr�k در گویش لری، بختیاری، شیراز، کرمان، استان خراسان جنوبی به پروانه می گویند

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٤

ویران، ویرانه شده، داغون، داغون و خراب.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٤

ارتباط با کسی برای کمک خواستن - - تماس برقرار کردن با پشتیبانی ادارات و شرکتها - - پاپیش گذاشتن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوباره انجام دادن. پیشتر انجام شده ، دوباره انجام دادم Redo Ri:do دوباره انجام بده

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

توهم، توهم زا ، mind bending drugs داروهای توهم زا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
-١

تازه کار، ناوارد، دربازی مافیا به فردی که اشتباه بازی میکند و مهارت ندارد، می گویند فلانی، نوب است، ، یا نوبه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

واژه های فارسی برای collaboration هم اندیشی، هم اندیشی و همکاری، دستاورد خردگروهی و کارگروهی.

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

دانش هواو فضا، هوانوردی، دانش فضاپیمایی، ناسا از واژه های National aeronautics space administration درست شده ، سازمان ملی علوم هوانوردی وفضا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

برنامه تویسان، برنامه نویسان نرم افزارها و اپلیکیشن ها، کسانی که در یک برنامه نرم افزاری به سازندگان ان برای بهبودی و ازبین بردن ایرادات کمک می کنند

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

در بازی ها یا گیم ها، به اشکالات می گویند، در گوشی های موبایل برنامه ها و آپ ها ، به معنی، اشکال، خطا است و بصورت جمع استفاده میشود Bugs

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

داماد۲ - - آراستن و پیراستن، کوتاه کردن، مو و یال و دم و اعضا حیوانات

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

ماهیچه درد، درد ماهیچه و عضله، دردعضلانی

١