تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تمام کالوکیشن هاشو براتون اوردم. برین عشق کنین: Advance inexorably "Technology is advancing inexorably, transforming every aspect of our lives. " ...

پیشنهاد
٠

همینه که هست شرایط همینه و نمیشه کاری کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاریزما" معادل فارسی "magnetic personality" است و به شخصیت جذاب و تاثیرگذار اطلاق می شود.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فعل: Surreptitiously act ( عمل کردن به طور مخفیانه ) مثال: The spy surreptitiously acted to avoid detection. ( جاسوس به طور مخفیانه عمل کرد تا شنا ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

واژه ethical fraudster به معنای کسی است که به طور قانونی و اخلاقی به سیستم های کامپیوتری نفوذ می کند تا نقاط ضعف امنیتی آنها را پیدا کند. چنین فردی م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

واژه ethical fraudster به معنای کسی است که به طور قانونی و اخلاقی به سیستم های کامپیوتری نفوذ می کند تا نقاط ضعف امنیتی آنها را پیدا کند. چنین فردی م ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"دیستوپیای فناوری" به وضعیتی اشاره دارد که در آن فناوری های پیشرفته به جای بهبود کیفیت زندگی انسان ها، منجر به ایجاد مشکلات اجتماعی، سیاسی، یا اخلاقی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با احتیاط و شک به چیزی نگاه کردن To take something with a pinch of salt

پیشنهاد
٠

دقت کنین معنی اگزجره کردن و پیازذاغش زیاد کردن نمیده!!!!! یعنی با احتیاط و شک به چیزی نگاه کردن. ساختار کاربرد اش در جملات به این صورته: To take som ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دوستان خیلی توجه کنین معنای sell - by date تاریخ مصرف یا تاریخ انقضا نمیشه!!!!!!!!! در حقیقت sell - by date به تاریخی میگویند که به فروشندگان کمک م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

عبارت "make believe" به معنای "وانمود کردن" یا "تظاهر" استفاده می شود. در اینجا چند عبارت اسمی با "make believe" آوردم: Make - believe world - دنیای ...

پیشنهاد
٠

این جمله به معنی "این بیشتر منطقی است" یا "این منطقی تر است" است و زمانی استفاده می شود که می خواهید تأکید کنید که چیزی که گفته شده یا توضیح داده شده ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

"go by" و "pass by" در بسیاری از موارد مترادف هم هستند و به معنای عبور کردن از کنار چیزی یا کسی هستند. با این حال، در برخی موقعیت ها کاربردهای خاص خو ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اصطلاح "made up mind" به معنای تصمیم قطعی و نهایی گرفتن در مورد یک موضوع است. وقتی کسی می گوید "I have made up my mind"، یعنی تصمیم خودش را گرفته و د ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

بهش میاد میخوره بهش

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

For a While عبارت "for a while" به معنای "برای مدتی" است و به دوره زمانی نسبتاً کوتاه یا نامعینی اشاره دارد که یک عمل یا وضعیت ادامه داشته است یا ادا ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

خب یه جمع بندی بکنم حرف های دوستان رو. عبارت "show up" معانی مختلفی داره: ۱ - حضور داشتن یا حاضر شدن: به معنای حضور داشتن در جایی یا رویدادی است. ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

عبارت "blow out" در انگلیسی معانی مختلفی دارد، بسته به زمینه ای که در آن استفاده می شود. در اینجا به چند معنی رایج اشاره می کنم: خاموش کردن: معمولاً ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

یعنی داشتن سلیقه یا علاقه مشترک با کسی است. به عبارت دیگر، وقتی دو یا چند نفر "share taste" دارند، یعنی آنها در زمینه های خاصی مثل موسیقی، غذا، فیلم ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

عبارت "gripped by" به معنی تحت تأثیر شدید یا درگیر شدن شدید با چیزی است. وقتی می گویید "These days, I am gripped by different kinds of activities" ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Jewelry: این کلمه در زبان انگلیسی آمریکایی استفاده می شود. Jewellery: این کلمه در زبان انگلیسی بریتانیایی استفاده می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

1. cheer: به طور کلی به صداها یا عکس العمل هایی که از خوشحالی، هیجان یا تشویق نشان می دهند، اشاره دارد. به عنوان مثال: - "The fans let out a loud ch ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

"Graft" چندین معنی دارد که بستگی به زمینه استفاده آن دارد: 1. پزشکی و کشاورزی: "graft" به معنای پیوند بافت، اندام است. 2. سیاست و امور مالی: "graft ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٩

چند کالوکیشن رایج با "well - being" عبارت اند از: 1. **Physical well - being** ( سلامت جسمانی ) 2. **Mental well - being** ( سلامت روانی ) 3. **Em ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به فردی میگن که علاقه زیادی به شیرینی جات دارد. چنین افرادی معمولاً از خوردن خوراکی های شیرین مانند شکلات، کیک، بستنی و سایر دسرهای شیرین لذت می برند ...

پیشنهاد
٠

به معنای حذف یک ماده غذایی یا نوعی خوراکی خاص از رژیم غذایی است. این کار معمولاً برای بهبود سلامت، کاهش وزن، یا پرهیز از آلرژی ها و حساسیت های غذایی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح غیررسمی انگلیسی است که به معنای افزایش وزن، به ویژه با خوردن زیاد یا بی تحرکی استفاده می شود. به عنوان مثال: "During the holidays, I tend ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

یادتون باشه بیشتر جاها در معنای فوق العادهاش بکار میره، مثل terrific movie/ terrific movie

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Catch sb’s attention Keep sb’s attention Hold sb’s attention Draw sb’s attention همه معنی جلب توجه کسی هست حرف اضافه شون to یا towards هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

Catch sb’s attention Keep sb’s attention Hold sb’s attention Draw sb’s attention همه معنی جلب توجه کردن کسی هست حرف اضافه شون to یا towards هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Catch sb’s attention Keep sb’s attention Hold sb’s attention Draw sb’s attention همه معنی جلب توجه کسی هست حرف اضافه شون to یا towards هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Catch sb’s attention Keep sb’s attention Hold sb’s attention Draw sb’s attention همه معنی جلب توجه کسی هست حرف اضافه شون to یا towards هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

دوستان یکی از لغاتی هست که خیلی معانی مختلفی داره یکی از اونا تن صدا هست. مثلا: High - pitched یا raise someone pitch همچنین حواستون به football p ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Long_haul

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Look through Skim through Flick through هر سه اینا به معنای سرسری خوندن یا سرسری نگاه انداختن هست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

اشنا شدن با یکدیگر

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

در کار و فرصت غرق شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

left a lasting impression left an indelible impression دوتا کالوکیشن قشنگ در این زمینه هستند که هم معنی اند

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

1. اسم ( Noun ) : Corporation: به عنوان یک واحد اصلی به معنای یک شرکت حقوقی. Multinational Corporation: یک شرکت چند ملیتی که در کشورهای مختلف فعالی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٦

1. اسم ( Noun ) : Corporation: به عنوان یک واحد اصلی به معنای یک شرکت حقوقی. Multinational Corporation: یک شرکت چند ملیتی که در کشورهای مختلف فعالی ...

پیشنهاد
٠

عبارت "get a kick out of something" یا "get a kick out of doing something" یک اصطلاح انگلیسی است که به معنای لذت بردن یا احساس خوشحالی و سرگرمی از چی ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

این ها تقریبا هم معنی هستن و همگی به کسی میگن که عاشق کتاب خوندنه: 1 - bibliophile 2 - avid reader 3 - compulsive reader 4 - big reader

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

far - away village

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

"no nonsense" یک اصطلاح انگلیسی است که به معنای عدم توهین یا عدم پیچیدگی استفاده می شود. این عبارت به شخصیت یا روشی اشاره دارد که بسیار مستقیم، ساده، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همون dependability

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اسم ( Noun ) : Reparability فعل ( Verb ) : Repair ( به عنوان فعل ) صفت ( Adjective ) : Reparable قید ( Adverb ) : Reparably

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای افزایش سطح موفقیت یا پیشرفت در یک حوزه به نحوی که به نفع همه باشد. این عبارت معمولاً برای بیان ایده ای استفاده می شود که یک فعالیت یا تغییر ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

Brand endorsement" به معنای تأیید یا تایید برند است. این عبارت به هنگامی استفاده می شود که یک فرد یا یک شخصیت معروف ( مثل یک ورزشکار، هنرپیشه، یا مدل ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عبارت "make a debut" یا "make one's debut" یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است و به معنای اولین حضور یا نمایش در یک زمینه خاص اشاره دارد. این استفاده ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٧

عبارت "make a debut" یا "make one's debut" یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است و به معنای اولین حضور یا نمایش در یک زمینه خاص اشاره دارد. این استفاده ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

out of my element" یا "out of one's element" یک اصطلاح انگلیسی است که به معنای عدم آشنایی یا تجربه در یک موقعیت خاص یا زمینه خاص اشاره دارد. این عبار ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

مترادف at the very outside

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همون at ( the ) most

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

Shower room" و "bathroom" هر دو اتاقهایی هستند که معمولاً در منازل یا ساختمان ها برای بهداشت شخصی استفاده می شوند، اما دارای تفاوت هایی هستند: "Bath ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

"upstairs" جمع ندارد و همواره به عنوان یک واژه غیرقابل شمارش ( uncountable noun ) در نظر گرفته می شود. مثلاً اگر بخواهید بگویید "در طبقات بالایی"، از ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

عبارت "That's a stretch" در اصطلاحات انگلیسی به معنای اظهار نظری یا ایده ای است که ممکن است به نظر کسی کمی پرخیال یا خیالی بیاید، یا اینکه اتفاقی که ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

The term "outside spaces" generally refers to areas or places that are outdoors, not enclosed within a structure. These spaces can include various en ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

فرش نفیس قالیچه نفیس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

"I find myself drawn back to" یک ساختار رایج در انگلیسی است که نشان دهنده احساس یا تجربه فردی است. این ساختار به طور کلی به شکل زیر است: Subject V ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

" یک اصطلاح انگلیسی است که به معنای "درست گفتی" یا "دقیقاً همان چیزی که منظور می کنی" می باشد. این عبارت معمولاً برای ابراز تأیید یا تائید نظر یا اظه ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

"give you a little tour" یک اصطلاح است که به معنای "شما را یک دیدگاه کلی داشته باشید" یا "شما را یک گشت کوچک ببرم" می باشد. وقتی کسی از این اصطلاح اس ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

یک روش پرداخت الکترونیکی است که به افراد و شرکت ها این امکان را می دهد تا مستقیماً از حساب بانکی شما مبلغ مورد نظر را کسر کنند. در این سیستم، شما به ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

It goes without saying that

پیشنهاد
١

Needless to say

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

علاوه بر معنی رایج ادعا و ادعا کردن معنی تصرف کردن هم داره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عقب عقب راه رفتن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

جاده خاکی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

جذابیت و فربیندگی خاصی که هنوز همه نفهمیدن. بیشتر برای روستاها و جاهای دیدنی بکار میره که هنوز بکر موندن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نوعی سینما است که تفاوت آن با سینماهای معمولی در این است که تماشاگران نه درون یک سالن سینما حاضر می شوند بلکه با خودروهایشان به محل پخش فیلم می روند.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

ممکنه به معنای "بیان کردن" هم باشه. مثلا به این مثال دقت کنین: Let me get down a few details : اجازه دهید چند جزئیات را بیان کنم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلا پیشوند e به مفهوم الکترونیک ( electronic ) یا همون اینترنتی بودن اون چیز اشاره داره مثل email یا e - book اینجا هم e - trade یعنی تجارت الکتریکی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١١

I want to point out that یعنی من میخوام به این نکته اشاره کنم که

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١٩

to sort things out به معنی مرتب کردن و حل کردن مشکلات است. به عنوان مثال: We need to sort things out and settle in a bit between us, before we embark ...