تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرت و پرت تحویلم نده! چرت نگو!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصمیم با خودت است!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از پسش برآمدی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاملا بی خیالی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قانون قانون است!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غیبش زد Ex. My friend sent me an Email and then disappeared. دوستم برای من یک ایمیل فرستاد و بعد غیبش زد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه Ex. I fall asleep at work. When I wake up, everyone else is gone. سر کار خوابم می برد. وقتی بیدار می شوم، همه رفته اند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه چیز خوشگل

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این کار یعنی چه؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پایدار Ex. Nothing is static. Everything is falling apart! هیچ چیز پایدار نیست. همه چیز در حال متلاشی شدن است!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یه سر بهم بزن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Like this is a big deal! انگار که اتفاق مهمی افتاده!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

باورت میشه؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عالیه، حرف نداره!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کسی را سین جیم کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Question someone کسی را سین جیم کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر مربوط به زمان باشد👇 ☆ Very end of . . . روزهای آخر ِ. . . Ex. This was the very end of summer. روزهای آخر تابستان بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر مربوط به زمان باشد👇 ☆ Very end of . . . روزهای آخر ِ. . . Ex. This was the very end of summer. روزهای آخر تابستان بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کفر کسی را در آوردن اعصاب کسی را خرد کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کفر کسی را در آوردن اعصاب کسی را خرد کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ورا و ماورا

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هیچ چیز مهم نیست!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به این خوبی ☆ بعد از فاعل می توانید " هم" را برای روان کردن ترجمه اضافه کنید. Ex. Babies don't sleep this well. بچه ها هم به این خوبی نمی خوابند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

رنج واقعی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از اولش Ex. I've been here from the beginning! من از اولش همینجا بودم!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درست هنگام سحر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این هم بدک نیست!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کسی که Ex. Don't let go of the one you love easily! از کسی که دوسش داری ساده دست نکش!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

لازم نیست همیشه به صورت قیدی ترجمه کنید، می توانید فقط معادل " ساده" را در نظر بگیرید👇 Ex. Don't let go of the one you love easily! از کسی که دوسش ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر بعد از آن صفت قرار گرفته باشد 👇 ترجمه: . . . محسوب شدن Ex. The elderly people are thought of as wise and experienced. افراد سالخورده، عاقل و ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابدا . . . نیست، بلکه . . . Ex. Far from being simple, this work is so complex. این کار ابدا ساده نیست، بلکه بسیار پیچیده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ساده بودن Ex. Far from being simple, this work is so complex. این کار ابدا ساده نیست، بلکه بسیار پیچیده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آیا ممکن است این گونه باشد که. . . آیا ممکن است که. . . Ex. Could it be, Newton asked himself, that the earth pulls the moon and keeps it from run ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دور شدن ☆ Keep sth from running away مانع از دور شدن چیزی شدن Ex. Could it be, Newton asked himself, that the earth pulls the moon and keeps it fro ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Keep sth from running away مانع از دور شدن چیزی شدن Ex. Could it be, Newton asked himself, that the earth pulls the moon and keeps it from running ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاربرد در ساختار مجهول 👇 ☆ Be forced on . . . بر . . . تحمیل شدن Ex. When the first civilizations developed, a form of employment was forced on pe ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاربرد در ساختار مجهول 👇 ☆ Be forced on . . . بر . . . تحمیل شدن Ex. When the first civilizations developed, a form of employment was forced on pe ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کاربرد در ساختار مجهول 👇 ☆ Be forced on . . . بر . . . تحمیل شدن Ex. When the first civilizations developed, a form of employment was forced on pe ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نوعی از . . . Ex. When the first civilizations developed, a form of employment was forced on people. وقتیکه اولین تمدن ها شکل گرفتند، نوعی از کار ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چرخش حول ِ . . . Ex. The moon's turning on its axis چرخش ماه حول محورش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ turning on . . . چرخش حول ِ . . . Ex. The moon's turning on its axis چرخش ماه حول محورش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

. . . خوانده شدن Ex. In all societies, a section of the population is labelled as "old". در تمامی جوامع، بخشی از جمعیت "پیر" خوانده می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ labelled as . . . . . . خوانده شدن Ex. In all societies, a section of the population is labelled as "old". در تمامی جوامع، بخشی از جمعیت "پیر" خ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در تمامی جوامع Ex. In all societies, a section of the population is labelled as "old". در تمامی جوامع، بخشی از جمعیت "پیر" خوانده می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نحوه ی . . . Ex. The way old people are regarded نحوه ی نگرش به افراد مسن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

نگرش به . . . Ex. The way old people are regarded نحوه ی نگرش به افراد مسن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. In modern societies, Old age begins at 65 or 70; in contrast, in the 19th century, old age began at 55. در جوامع مدرن، سن پیری از ۶۵ یا ۷۰ سالگی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سن پیری Ex. In modern societies, Old age begins at 65 or 70; in contrast, in the 19th century, old age began at 55. در جوامع مدرن، سن پیری از ۶۵ یا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. In Western societies, the elderly are sometimes disregarded. در جوامع غربی، گاهی اوقات افراد مسن نادیده گرفته می شوند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

افراد سالخورده Ex. The elderly people are thought of as wise and experienced. افراد سالخورده، عاقل و باتجربه محسوب می شوند.