پیشنهادهای شقایق (١,٩٢٦)
چرت و پرت تحویلم نده! چرت نگو!
تصمیم با خودت است!
از پسش برآمدی
کاملا بی خیالی
قانون قانون است!
غیبش زد Ex. My friend sent me an Email and then disappeared. دوستم برای من یک ایمیل فرستاد و بعد غیبش زد.
همه Ex. I fall asleep at work. When I wake up, everyone else is gone. سر کار خوابم می برد. وقتی بیدار می شوم، همه رفته اند.
یه چیز خوشگل
این کار یعنی چه؟
پایدار Ex. Nothing is static. Everything is falling apart! هیچ چیز پایدار نیست. همه چیز در حال متلاشی شدن است!
یه سر بهم بزن
Like this is a big deal! انگار که اتفاق مهمی افتاده!
باورت میشه؟
عالیه، حرف نداره!
کسی را سین جیم کردن
☆ Question someone کسی را سین جیم کردن
اگر مربوط به زمان باشد👇 ☆ Very end of . . . روزهای آخر ِ. . . Ex. This was the very end of summer. روزهای آخر تابستان بود.
اگر مربوط به زمان باشد👇 ☆ Very end of . . . روزهای آخر ِ. . . Ex. This was the very end of summer. روزهای آخر تابستان بود.
کفر کسی را در آوردن اعصاب کسی را خرد کردن
کفر کسی را در آوردن اعصاب کسی را خرد کردن
ورا و ماورا
هیچ چیز مهم نیست!
به این خوبی ☆ بعد از فاعل می توانید " هم" را برای روان کردن ترجمه اضافه کنید. Ex. Babies don't sleep this well. بچه ها هم به این خوبی نمی خوابند.
رنج واقعی
از اولش Ex. I've been here from the beginning! من از اولش همینجا بودم!
درست هنگام سحر
این هم بدک نیست!
کسی که Ex. Don't let go of the one you love easily! از کسی که دوسش داری ساده دست نکش!
لازم نیست همیشه به صورت قیدی ترجمه کنید، می توانید فقط معادل " ساده" را در نظر بگیرید👇 Ex. Don't let go of the one you love easily! از کسی که دوسش ...
اگر بعد از آن صفت قرار گرفته باشد 👇 ترجمه: . . . محسوب شدن Ex. The elderly people are thought of as wise and experienced. افراد سالخورده، عاقل و ب ...
ابدا . . . نیست، بلکه . . . Ex. Far from being simple, this work is so complex. این کار ابدا ساده نیست، بلکه بسیار پیچیده است.
ساده بودن Ex. Far from being simple, this work is so complex. این کار ابدا ساده نیست، بلکه بسیار پیچیده است.
آیا ممکن است این گونه باشد که. . . آیا ممکن است که. . . Ex. Could it be, Newton asked himself, that the earth pulls the moon and keeps it from run ...
دور شدن ☆ Keep sth from running away مانع از دور شدن چیزی شدن Ex. Could it be, Newton asked himself, that the earth pulls the moon and keeps it fro ...
☆ Keep sth from running away مانع از دور شدن چیزی شدن Ex. Could it be, Newton asked himself, that the earth pulls the moon and keeps it from running ...
کاربرد در ساختار مجهول 👇 ☆ Be forced on . . . بر . . . تحمیل شدن Ex. When the first civilizations developed, a form of employment was forced on pe ...
کاربرد در ساختار مجهول 👇 ☆ Be forced on . . . بر . . . تحمیل شدن Ex. When the first civilizations developed, a form of employment was forced on pe ...
کاربرد در ساختار مجهول 👇 ☆ Be forced on . . . بر . . . تحمیل شدن Ex. When the first civilizations developed, a form of employment was forced on pe ...
نوعی از . . . Ex. When the first civilizations developed, a form of employment was forced on people. وقتیکه اولین تمدن ها شکل گرفتند، نوعی از کار ...
چرخش حول ِ . . . Ex. The moon's turning on its axis چرخش ماه حول محورش
☆ turning on . . . چرخش حول ِ . . . Ex. The moon's turning on its axis چرخش ماه حول محورش
. . . خوانده شدن Ex. In all societies, a section of the population is labelled as "old". در تمامی جوامع، بخشی از جمعیت "پیر" خوانده می شود.
☆ labelled as . . . . . . خوانده شدن Ex. In all societies, a section of the population is labelled as "old". در تمامی جوامع، بخشی از جمعیت "پیر" خ ...
در تمامی جوامع Ex. In all societies, a section of the population is labelled as "old". در تمامی جوامع، بخشی از جمعیت "پیر" خوانده می شود.
نحوه ی . . . Ex. The way old people are regarded نحوه ی نگرش به افراد مسن
نگرش به . . . Ex. The way old people are regarded نحوه ی نگرش به افراد مسن
Ex. In modern societies, Old age begins at 65 or 70; in contrast, in the 19th century, old age began at 55. در جوامع مدرن، سن پیری از ۶۵ یا ۷۰ سالگی ...
سن پیری Ex. In modern societies, Old age begins at 65 or 70; in contrast, in the 19th century, old age began at 55. در جوامع مدرن، سن پیری از ۶۵ یا ...
Ex. In Western societies, the elderly are sometimes disregarded. در جوامع غربی، گاهی اوقات افراد مسن نادیده گرفته می شوند.
افراد سالخورده Ex. The elderly people are thought of as wise and experienced. افراد سالخورده، عاقل و باتجربه محسوب می شوند.