تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در یک چشم به هم زدن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ On your own taste با سلیقه ی خودتون

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با سلیقه ی خودتون

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

امیدوارم خوشتون بیاد!

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هنرمند بزرگ

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در این جهان

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرزمین خیالی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[در نقاشی] روشن تر کشیدن Ex. To show the effect of the window light, he highlighted half of the face. برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیمی از . . . Ex. To show the effect of the window light, he highlighted half of the face. برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را روشن تر ک ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از کسی دلجویی کردن Ex. I tried to appease the child with a chocolate. سعی کردم که با شکلات از کودک دلجویی کنم.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصویر کلی

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در راه است Ex. The storm is coming. طوفان در راه است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آخر جمله "مگه نه" ترجمه می شود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

محاوره ای - - - > بار و بندیلت رو جمع کن

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خب خودمم!

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

انجام دوباره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شیشه ی دودی شیشه ی تیره شیشه ی مات

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مه صبحگاهی مه بامدادی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اثری از . . . Ex. There was no spark of life in him. اثری از شور و شوق زندگی در او وجود نداشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذره ای . . . Ex. He has no spark of generosity in him. ذره ای سخاوت در وجودش نیست.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اثری از شور و شوق زندگی Ex. There was no spark of life in him. اثری از شور و شوق زندگی در او وجود نداشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نور پنجره Ex. To show the effect of the window light, he highlighted half of the face. برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را روشن تر کشید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Stop acting childishly! بچگی را کنار بگذار! بچه بازی در نیار!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی آزار

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The garden of senerity باغ آرامش ☆ در مدیتیشن هر کس می تواند باغی را در خیال خود مجسم کند که این باغ را باغ آرامش می نامند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی اتفاقات بد به صورت زنجیره ای رخ می دهد گفته می شود👇 دیگه چه بلایی قراره سرمون بیاد؟؟؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عیبی نداره!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کله پا Ex. I'm hanging upside down. کله پا آویزانم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی چیزی سرمایه گذاری کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

In a lonely place در مکانی خلوت

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

لوس و بی مزه Ex. This is a cheesy enough game. Don't push it. این بازی به اندازه ی کافی لوس و بی مزه هست، دیگه بدترش نکن!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیگه بدترش نکن! Ex. This is a cheesy enough game. Don't push it. این بازی به اندازه ی کافی لوس و بی مزه هست، دیگه بدترش نکن!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در نقش قید: سر کار Ex. I fall asleep at work. When I wake up, everyone else is gone. سر کار خوابم می برد. وقتی بیدار می شوم، همه رفته اند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. I fall asleep at work. When I wake up, everyone else is gone. سر کار خوابم می برد. وقتی بیدار می شوم، همه رفته اند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. I fall asleep at work. When I wake up, everyone else is gone. سر کار خوابم می برد. وقتی بیدار می شوم، همه رفته اند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با این همه/ ولی Ex. All the miserable people who couldn’t save themselves, with all of them trying to save me. همه ی آن آدم های بدبخت که هیچ راهی ب ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

روی خط آمدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به یاد آوردن Ex. It's all coming back to me. تمام اینها را به یاد می آورم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Ex. It's all coming back to me. تمام اینها را به یاد می آورم.

پیشنهاد
١

نعشتو از اینجا ببر بیرون! تن لشتو جمع کن و برو!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آن روز بعد از ظهر بعد از ظهر همان روز

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اگر به صورت قید زمان به کار رفته باشد، "صبح روز بعد" ترجمه کنید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[برای خود] کاری دست و پا کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اگر بالای سربرگ نوشته شده باشد👇 اخطارنامه ی نهایی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ Make easy money راحت پول به جیب زدن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Face life! پا پس نکش!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

به درد نمی خورد مفت نمی ارزد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همینطور که کاربر محترم NiMA اشاره کردند همیشه "توانستن" معادلی طبیعی نیست. در مثال زیر مترجم couldn't را به این صورت ترجمه کرده👇 هیچ راهی برای . . ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ white on white سفید اندر سفید Ex. Everything in heaven is white on white! همه چیز در بهشت سفید اندر سفید است!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. I'm still remembered by them. من هنوزم در خاطرشان هستم.