fuck with

پیشنهاد کاربران

☆ Don't fuck with . . .
. . . شوخی بردار نیست!
Ex. Don't fuck with this mission!
این ماموریت شوخی بردار نیست!
سربه سر کسی گذاشتن
درگیر شدن
سرشاخه شدن با کسی
من اونیم که شما سر به سرش نمی ذارید ( جراتشو ندارید )
I'm the one who you don't want ( to ) fuck with
بازی دادن کسی، اذیت کردن، تهدید کردن
دمخور شدن باکسی یا چیزی، حال کردن با کسی یا چیزی، قاطی شدن با کسی یا چیزی
دست کاری کردن، وَر رفتن
درگیر شدن، قاطی شدن
شوخی کردن
در افتادن
سربه سر کسی گذاشتن ( که شاید منجر به خشم یا خشونت شود ) ، ور رفتن ( انگولک کردن ) چیزی