پیشنهادهای شقایق (١,٩٧٩)
کمی Ex. The son thought for a while and then said quietly. . . پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت. . .
و بعد Ex. The son thought for a while and then said quietly. . . پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت. . .
زبان کسی بند آمدن Ex. Hearing the boy's words, the man was speechless. با شنیدن حرف های پسر، زبان مرد بند آمده بود.
در زمان های گذشته
☆ It has no end! نهایت ندارد!
در پایان ِ . . .
در راه بازگشت
محاوره ای - - - > خابالو
دوباره آوردن
بعد از چند روز
دو کله
با کمک ِ . . .
دست دراز
دهن کج
عجب اوضاعی بود!
که ناگهان
در یک چشم به هم زدن
☆ On your own taste با سلیقه ی خودتون
با سلیقه ی خودتون
امیدوارم خوشتون بیاد!
هنرمند بزرگ
در این جهان
سرزمین خیالی
[در نقاشی] روشن تر کشیدن Ex. To show the effect of the window light, he highlighted half of the face. برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را ...
نیمی از . . . Ex. To show the effect of the window light, he highlighted half of the face. برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را روشن تر ک ...
از کسی دلجویی کردن Ex. I tried to appease the child with a chocolate. سعی کردم که با شکلات از کودک دلجویی کنم.
تصویر کلی
در راه است Ex. The storm is coming. طوفان در راه است.
آخر جمله "مگه نه" ترجمه می شود.
محاوره ای - - - > بار و بندیلت رو جمع کن
خب خودمم!
انجام دوباره
شیشه ی دودی شیشه ی تیره شیشه ی مات
مه صبحگاهی مه بامدادی
اثری از . . . Ex. There was no spark of life in him. اثری از شور و شوق زندگی در او وجود نداشت.
ذره ای . . . Ex. He has no spark of generosity in him. ذره ای سخاوت در وجودش نیست.
اثری از شور و شوق زندگی Ex. There was no spark of life in him. اثری از شور و شوق زندگی در او وجود نداشت.
نور پنجره Ex. To show the effect of the window light, he highlighted half of the face. برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را روشن تر کشید.
☆ Stop acting childishly! بچگی را کنار بگذار! بچه بازی در نیار!
بی آزار
The garden of senerity باغ آرامش ☆ در مدیتیشن هر کس می تواند باغی را در خیال خود مجسم کند که این باغ را باغ آرامش می نامند.
وقتی اتفاقات بد به صورت زنجیره ای رخ می دهد گفته می شود👇 دیگه چه بلایی قراره سرمون بیاد؟؟؟
عیبی نداره!
کله پا Ex. I'm hanging upside down. کله پا آویزانم.
روی چیزی سرمایه گذاری کردن
In a lonely place در مکانی خلوت
لوس و بی مزه Ex. This is a cheesy enough game. Don't push it. این بازی به اندازه ی کافی لوس و بی مزه هست، دیگه بدترش نکن!
دیگه بدترش نکن! Ex. This is a cheesy enough game. Don't push it. این بازی به اندازه ی کافی لوس و بی مزه هست، دیگه بدترش نکن!
در نقش قید: سر کار Ex. I fall asleep at work. When I wake up, everyone else is gone. سر کار خوابم می برد. وقتی بیدار می شوم، همه رفته اند.
Ex. I fall asleep at work. When I wake up, everyone else is gone. سر کار خوابم می برد. وقتی بیدار می شوم، همه رفته اند.