ذره ای . . .
Ex. He has no spark of generosity in him.
ذره ای سخاوت در وجودش نیست.
ذره ای سخاوت در وجودش نیست.
اثری از . . .
Ex. There was no spark of life in him.
اثری از شور و شوق زندگی در او وجود نداشت.
اثری از شور و شوق زندگی در او وجود نداشت.