تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در زمان های گذشته

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ It has no end! نهایت ندارد!

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

در پایان ِ . . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

در راه بازگشت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محاوره ای - - - > خابالو

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٤

دوباره آوردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بعد از چند روز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دو کله

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با کمک ِ . . .

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دست دراز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دهن کج

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عجب اوضاعی بود!

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

که ناگهان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در یک چشم به هم زدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

☆ On your own taste با سلیقه ی خودتون

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با سلیقه ی خودتون

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

امیدوارم خوشتون بیاد!

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هنرمند بزرگ

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در این جهان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرزمین خیالی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

[در نقاشی] روشن تر کشیدن Ex. To show the effect of the window light, he highlighted half of the face. برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیمی از . . . Ex. To show the effect of the window light, he highlighted half of the face. برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را روشن تر ک ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

از کسی دلجویی کردن Ex. I tried to appease the child with a chocolate. سعی کردم که با شکلات از کودک دلجویی کنم.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصویر کلی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در راه است Ex. The storm is coming. طوفان در راه است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آخر جمله "مگه نه" ترجمه می شود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محاوره ای - - - > بار و بندیلت رو جمع کن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خب خودمم!

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انجام دوباره

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شیشه ی دودی شیشه ی تیره شیشه ی مات

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مه صبحگاهی مه بامدادی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اثری از . . . Ex. There was no spark of life in him. اثری از شور و شوق زندگی در او وجود نداشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ذره ای . . . Ex. He has no spark of generosity in him. ذره ای سخاوت در وجودش نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اثری از شور و شوق زندگی Ex. There was no spark of life in him. اثری از شور و شوق زندگی در او وجود نداشت.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نور پنجره Ex. To show the effect of the window light, he highlighted half of the face. برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را روشن تر کشید.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ Stop acting childishly! بچگی را کنار بگذار! بچه بازی در نیار!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی آزار

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

The garden of senerity باغ آرامش ☆ در مدیتیشن هر کس می تواند باغی را در خیال خود مجسم کند که این باغ را باغ آرامش می نامند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقتی اتفاقات بد به صورت زنجیره ای رخ می دهد گفته می شود👇 دیگه چه بلایی قراره سرمون بیاد؟؟؟

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

عیبی نداره!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کله پا Ex. I'm hanging upside down. کله پا آویزانم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روی چیزی سرمایه گذاری کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

In a lonely place در مکانی خلوت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

لوس و بی مزه Ex. This is a cheesy enough game. Don't push it. این بازی به اندازه ی کافی لوس و بی مزه هست، دیگه بدترش نکن!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

دیگه بدترش نکن! Ex. This is a cheesy enough game. Don't push it. این بازی به اندازه ی کافی لوس و بی مزه هست، دیگه بدترش نکن!

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در نقش قید: سر کار Ex. I fall asleep at work. When I wake up, everyone else is gone. سر کار خوابم می برد. وقتی بیدار می شوم، همه رفته اند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. I fall asleep at work. When I wake up, everyone else is gone. سر کار خوابم می برد. وقتی بیدار می شوم، همه رفته اند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. I fall asleep at work. When I wake up, everyone else is gone. سر کار خوابم می برد. وقتی بیدار می شوم، همه رفته اند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با این همه/ ولی Ex. All the miserable people who couldn’t save themselves, with all of them trying to save me. همه ی آن آدم های بدبخت که هیچ راهی ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

روی خط آمدن