پیشنهادهای شقایق (٢,٠١٣)
برای همین
اهل خانه
هنگام ِ . . .
Ex. She tapped on my shoulder and whispered to me. روی شانه ام زد و در گوشی یه چیزی بهم گفت.
Ex. She tapped on my shoulder and whispered to me. روی شانه ام زد و در گوشی یه چیزی بهم گفت.
روی . . . زدن Ex. She tapped on my shoulder and whispered to me. روی شانه ام زد و درگوشی یه چیزی بهم گفت.
☆ Shout at someone سر کسی داد زدن
راه افتادن
در محاوره - - - >" بار اول" مانوس تر از " اولین بار" است.
خوش آب و هوا
چطور ممکن است؟! محاوره ای - - - > مگه میشه؟!
Until the end of . . . تا آخرِ . . .
همانطور
محکم نگه داشتن
کمی مانده
این طور به نظر می رسد!
در انتظار چیزی بودن
خبری نشدن
به این امید که. . .
تا مدتی مدتها
خوب شناختن
سر ساعت رسیدن
افسر راهنمایی و رانندگی
حاکمیت
[حقوق] حق بر سلامت
جسد
به شرطی که. . .
اول من!
جلو پریدن
دست روی چیزی کشیدن
با کلی زحمت
فروشی نیست!
جریان آب Ex. She always listened to the sound of the flowing water. همیشه به صدای جریان آب گوش می داد.
از . . . آویزان شدن و تاب خوردن
از . . . بالا رفتن
جای قبلی
روی چیزی فرود آمدن
از . . . افتادن
☆ with longing با حسرت
با حسرت
از بالای سر چیزی رد شدن از بالای چیزی پرواز کردن
پس شاید
آزادی را حس کردن
احساس آرامش کردن
به چیزی نازیدن Ex. Why are you so proud of your house? چرا این قدر به خانه ات می نازی؟
کسی را سیر کردن
میوه های جنگلی
ایجاد ارتباط
مه غلیظ
[اسم خاص مونث] ناتالی