تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

از . . . بالا رفتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جای قبلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

روی چیزی فرود آمدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

از . . . افتادن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ with longing با حسرت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با حسرت

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از بالای سر چیزی رد شدن از بالای چیزی پرواز کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پس شاید

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

آزادی را حس کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

احساس آرامش کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

به چیزی نازیدن Ex. Why are you so proud of your house? چرا این قدر به خانه ات می نازی؟

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کسی را سیر کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

میوه های جنگلی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ایجاد ارتباط

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مه غلیظ

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

[اسم خاص مونث] ناتالی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شیوه ای دیگر

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سایه انداختن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اطرافم

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

داستان های فلسفی

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

☆ big impact تاثیر زیاد Ex. Your words can have a big impact on the lives of others. سخنان شما می تواند تاثیر زیادی روی زندگی دیگران بگذارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تاثیر زیاد Ex. Your words can have a big impact on the lives of others. سخنان شما می تواند تاثیر زیادی روی زندگی دیگران بگذارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ the lives of . . . زندگی ِ. . . Ex. Your words can have a big impact on the lives of others. سخنان شما می تواند تاثیر زیادی روی زندگی دیگران بگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ the lives of . . . زندگی ِ. . . Ex. Your words can have a big impact on the lives of others. سخنان شما می تواند تاثیر زیادی روی زندگی دیگران بگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ the lives of . . . زندگی ِ. . . Ex. Your words can have a big impact on the lives of others. سخنان شما می تواند تاثیر زیادی روی زندگی دیگران بگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ the lives of . . . زندگی ِ. . . Ex. Your words can have a big impact on the lives of others. سخنان شما می تواند تاثیر زیادی روی زندگی دیگران بگ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پند اخلاقی داستان

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

تلاش خود را بیشتر کردن Ex. Jim tried harder and finally managed to run away. جیم تلاشش را بیشتر کرد و درنهایت موفق شد فرار کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیواره ی . . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از . . . به پایین پرت شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوتای آنها

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

صبح روز بعد

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ناامید شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلسرد شدن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

جعبه ی هدیه

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

هنگام غروب آفتاب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کمک خواستن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. The little girl grew bored. دخترک خسته شد و حوصله اش سر رفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماجرای ِ. . . Ex. The sad tale of her daughter ماجرای غم انگیز دخترش

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

کمی Ex. My father thought for a moment and then said. . . پدرم کمی فکر کرد و گفت. . .

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راست می گویی! حق با توست!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به سرقت رفته

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Ex. It had disappeared محاوره ای - - - > غیبش زده بود/گم و گور شده بود

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. He didn't care! اهمیتی نمی داد!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Ex. People laughed at him. مردم مسخره اش می کردند.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

☆ It doesn't matter to me at all! اصلا برایم مهم نیست!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخت کار و تلاش کردن Ex. Laziness can get you nowhere. If you want something, you need to work hard for it. تنبلی شما را به هیچ جا نمی رساند. اگر چی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

من هیچ کاری نکردم!

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

تنگ غروب نزدیک غروب

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از وسط ِ . . .