پیشنهادهای شقایق (٢,٠١٣)
بی نهایت
اطمینان داشتن
چند لحظه بعد
زیر لب غرغر کردن
هر چه سریعتر
به قول خود عمل کردن
تا دیروقت
دهکده ساحلی
دست به کاری زدن دست به کار شدن
حال کسی وخیم شدن
در دست گرفتن
نگاه تندی به کسی انداختی
حسابی سرد Ex. It's extremely cold! هوا حسابی سرده!
حسابی Ex. It's extremely cold! هوا حسابی سرده!
در نفش صفت فاعلی - - - > فریادکنان
در کمال تعجب
دچار شدن
مستحق
پیش کسی رفتن
فکر ی به ذهن کسی رسیدن
باد بردن
دست به کار شدن
بخش فنی و مهندسی
آخر شب
اشک کسی را در آوردن
اشک کسی را در آوردن
☆ اگر به صورت جدا نوشته شود [metal head] به معنی [در فلزی نوشابه] است.
خیلی وقتها
حق ویزیت
دل کسی گرفتن
رو در روی هم بودن
آموزش نظامی
هوای طوفانی
قدرت نمایی
عجب کار سختی!
نوک ِ . . . Ex. Top of the tower نوک برج
از . . . دور شدن
همان موقع
آب بردن
همانجا
پنچر شدن ماشین
در باتلاق فرو رفتن
کثیف کاری
دستگاه حفظ حیات
پریز برق
تبادل نظر
گاه به معنای "شیرین زبانی" است. [خصوصا در مورد بچه ها]
بر روی زمین افتادن زمین خوردن
به سختی به زحمت
نسبت به چیزی علاقه نشان دادن