پیشنهادهای شقایق (١,٩٢٦)
همان موقع
آب بردن
همانجا
پنچر شدن ماشین
در باتلاق فرو رفتن
کثیف کاری
دستگاه حفظ حیات
پریز برق
تبادل نظر
گاه به معنای "شیرین زبانی" است. [خصوصا در مورد بچه ها]
بر روی زمین افتادن زمین خوردن
به سختی به زحمت
نسبت به چیزی علاقه نشان دادن
برای همین
اهل خانه
هنگام ِ . . .
Ex. She tapped on my shoulder and whispered to me. روی شانه ام زد و در گوشی یه چیزی بهم گفت.
Ex. She tapped on my shoulder and whispered to me. روی شانه ام زد و در گوشی یه چیزی بهم گفت.
روی . . . زدن Ex. She tapped on my shoulder and whispered to me. روی شانه ام زد و درگوشی یه چیزی بهم گفت.
☆ Shout at someone سر کسی داد زدن
راه افتادن
در محاوره - - - >" بار اول" مانوس تر از " اولین بار" است.
خوش آب و هوا
چطور ممکن است؟! محاوره ای - - - > مگه میشه؟!
Until the end of . . . تا آخرِ . . .
همانطور
محکم نگه داشتن
کمی مانده
این طور به نظر می رسد!
در انتظار چیزی بودن
خبری نشدن
به این امید که. . .
تا مدتی مدتها
خوب شناختن
سر ساعت رسیدن
افسر راهنمایی و رانندگی
حاکمیت
[حقوق] حق بر سلامت
جسد
به شرطی که. . .
اول من!
جلو پریدن
دست روی چیزی کشیدن
با کلی زحمت
فروشی نیست!
جریان آب Ex. She always listened to the sound of the flowing water. همیشه به صدای جریان آب گوش می داد.
از . . . آویزان شدن و تاب خوردن
از . . . بالا رفتن
جای قبلی
روی چیزی فرود آمدن